<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
















































































<channel>
<title>Radio Zamaneh</title>
<link>http://zamaaneh.com/</link>
<copyright>Copyright2010</copyright>
<itunes:subtitle>A radio that learns from blogs</itunes:subtitle>
<itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
<itunes:summary>Zamaneh is a radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
<itunes:owner>
<itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
<itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
</itunes:owner>
<itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section4_65.gif" />
<itunes:category text="International">
<itunes:category text="Persian"/>
<itunes:category text="Iran"/>
</itunes:category>
<description></description>
<language>en</language>
<lastBuildDate></lastBuildDate>
<generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
 
<item>
<title>ترانه‌ی جنجالی «دلبر ۱۴ ساله»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>ترانه‌ی جدید «صدیق شباب»، خواننده‌ی افغان مقیم آلمان با عنوان «دلبر ۱۴ ساله» به تازگی بین افغان‌های مقیم اروپا جنجال برانگیخته است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100904_hamsayagan_Seddeq_Shahzadeh.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در اروپا، ۱۴ سالگی، سن قانونی برای رابطه‌ی جنسی نیست، اما در افغانستان، با توجه به فرهنگ و همین‌طور قوانین کشور، ازدواج با دختر زیر ۱۸ سال مشکل ایجاد نمی‌کند و در نتیجه بسیاری از مردم افغانستان در آثار هنری و سایر زمینه‌های اجتماعی توجه زیادی به چنین نکاتی ندارند.</small></strong></p>

<p><strong>«مریم میرزاد»، منتقد ادبی مقیم دانمارک، معتقد است که متن این ترانه احترام به حق و حقوق زنان نمی‌گذارد؛ به‌خصوص دختران ۱۴ ساله که زیر سن قاونی محسوب می‌شوند.</p>

<p>وی می‌گوید:</strong></p>

<p>یک هنرمند باید متوجه باشد که چه بیان می‌کند، چه می‌گوید و چه ترویج می‌کند. به‌خصوص اگر یک هنرمند نفوذ زیادی بین مردم داشته باشد. شاید برای ما که مقیم اروپا هستیم یک‌سری چیزها بسیار عادی است و یک‌سری چیزها هم  اصلاً در زندگی‌مان وجود نداشته باشد؛ در حالی که در  کشورهای خودمان، یعنی در زادگاه‌مان عادی و رواج داشته باشند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/miriam_mirzad.jpg' /><br/>
<small><small>مریم میرزاد، منتقد ادبی مقیم دانمارک</small></small>


</p>

<p>متن این ترانه از نظر من و از نظر دوستانی که آن را باهم شنیدیم و درباره‌اش گپ زدیم، اصلاً به دختران و زنان احترام نمی‌گذارد. وقتی آدم متن ترانه‌ای را می‌شنود، جز ملودی آن، به غیر از نوای ساز باید چیز جالبی برای شنیدن داشته باشد.</p>

<p>وقتی متن این ترانه را می‌شنوید، با خود می‌گویید: به راستی چرا باید اجازه دهیم که این جور چیزها نوشته و یا خوانده شوند؟ ما در زمان و دوران مدرن زندگی می‌کنیم. شاید در افغانستان که در طول این سال‌ها جنگ بوده، فکر برخی و قشرهایی از مردم خاموش مانده باشد.</p>

<p>شاید افکار آنها آن قدر در زمینه‌های مختلف روشن نباشد. به همین دلیل یک خواننده، نه فقط خواننده، هرکس و هر هنرمند دیگری، باید متوجه باشد که مطلبش چیست و به مردم چه می‌گوید و چه چیزی را ترویج می‌کند. من فکر می‌کنم این ترانه، نوعی بی‌احترامی به دختر، به زن و به نسل ما است.</p>

<p><strong>«نجیب‌الله امیری»، روزنامه‌نگار افغان که در عین حال در افغانستان به‌سر می‌برد و این ترانه را از طریق تلویزیون و رادیوهای محلی بارها شنیده، معتقد است که متن این ترانه با فرهنگ و قوانین رایج جامعه‌ افغانستان منافات ندارد.</p>

<p>وی می‌گوید:</strong></p>

<p>این ترانه براساس سروده‌های قبلی آماده شده است. یعنی در زمان‌های قدیم و حتی در حال حاضر نیز در افغانستان، ۱۴ سالگی دختران را نسبت به پسران، سن جوانی می‌دانند. یعنی سنی که دخترها تازه به بلوغ می‌رسند و می‌توانند چهره‌ا‌ی رسا و اندام درشتی داشته باشند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/najibollah_amiri.jpg' /><br/>
<small><small>نجیب‌الله امیری، روزنامه‌نگار افغان </small></small>


</p>

<p>این تصوری است که در اینجا نسبت به یک دختر جوان وجود دارد. این ترانه هم براساس همان تعبیر و تصور سروده شده و در زبان ما رایج است. آهنگی هم که صدیق شباب آن را زمزمه کرده، براساس همان شعرها است. در افغانستان بعضی‌ها اندک مخالفتی با این آهنگ کردند. آنها می‌گویند که این آهنگ باعث می‌شود ازدواج‌های قبل از وقت یا عشق‌بازی‌ با افراد سن پایین ترویج شود. در کل اما بیشتر تعبیرها چنین نبوده است و نیست.</p>

<p>ما وقتی از دختر ۱۴ ساله یاد می‌کنیم، یعنی دختری را در نظر داریم که زیر سن است یا زیر سن قانونی است و هنوز به بلوغ نرسیده است. این تعبیر، تعبیری شاعرانه است و از ذهنی تراوش کرده که تنها مثالی آورده و به چنین چیزی، یعنی روابط جنسی توجه نشده است، چه برسد به این که بخواهد چنین چیزی را ترویج کند. بیشتر براین نظر هستند که این یک سرود و یک ترانه است و به آهنگ آن بیشتر توجه می‌شود.</p>

<p>به نظر مردم، این ترانه موسیقی بسیار عالی‌ای دارد. فکر نمی‌کنم تاثیر منفی داشته باشد. چنین چیزی وجود ندارد. مردم افغانستان به‌جای این که به معنا و مسائل دیگر توجه کنند به آهنگ آن توجه دارند و آن تعبیرهایی که در زبان فارسی وجود دارد. اینطور نیست که به مسائل حقوق بشری و ازدواج‌ و رابطه با دختران سن پایین توجه کنند. بیش‌تر به آهنگ و موسیقی‌ای که این شعر دارد توجه می‌کنند.</p>

<p><strong>«صدیق شباب» را در حالی پیدا کردم که از جشنواره‌ی بین‌المللی Vastochniy Bazar از مسکو برمی‌گشت. نام این جشنواره به زبان فارسی یعنی: «بازار شرقی». وی در این جشنواره‌ که با شرکت حدود ۵۰ خواننده از نقاط مختلف دنیا برگزار شد، برای اجرای ترانه‌ی «قرصک» به معنای کف زدن، موفق به دریافت دیپلم افتخار شد. ویژگی این جشنواره در آن بود که خوانندگان باید ترانه‌ای قدیمی و محلی را با سبک جدید و امروزی اجرا می‌کردند و این کاری است که شباب در آن مهارت فراوان دارد.</p>

<p> در گفت‌وگویی کوتاه با صدیق شباب، از او درباره‌ی ترانه‌ی «دلبر ۱۴ ساله» پرسیدم که جنجال برانگیخته است. او به رادیو زمانه گفت: </strong></p>

<p>این آهنگ از آهنگ‌های بسیار مشهور قدیمی پنجشیر است که آوازخوانی بسیار مشهور به‌نام احمدآقا آن را اجرا کرده است. اسم اصلی این خواننده، احمد ولی پنجشیری‌ها است که با همان نام محلی خود، احمد میا کار می‌کند. ترانه‌ی او همین طور بسیار کوتاه و با همین نام معروف است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sediq-shubab_1.jpg' /><br/>
<small><small>صدیق شباب، خواننده‌ی افغان مقیم آلمان</small></small>


</p>

<p>او آوازخوانی بوده که همیشه شعرهای عرفانی را بر اساس اصل آنها، به تصنیف درمی‌آورد و می‌خواند. قسمت اول آهنگ از ایشان است؛ ولی قسمت دوم از لحاظ تکنیکی از خود من است. شعر این آهنگ از شاعر بسیار خوب کشورمان نسیم اسیر است.</p>

<p>خود کلمه‌ی ۱۴، از لحاظ ادبی، نوعی تشبیه است. بسیار پیش آمده که شاعرها وقتی با کلام عاشقانه کسی دیگر را مخاطب قرار می‌دهند او را مهتاب شب چهارده می‌نامند. هیچ‌وقت ما نشنیدم که بگویند ماهتاب ۱۸ ساله. همیشه شنیدم که می‌گویند ماهتاب ۱۴ ساله. یعنی جوان است یا ماه شب چهارده است.</p>

<p>در اینجا هم نوعی نازکی مطرح است. شاعر اصلاً محبوب و مخاطب خود را به ۱۴ تشبیه کرده است. انسان اگر در اصل موضوع دقیق شود، خود کلمه‌ی ۱۴ نشانگر جوانی است. عشق، جوان است. چه فرد ۸۰ ساله دچار آن شده باشد، چه ۱۵ ساله یا ۱۷ ساله. به اصل اگر فکر کنیم، عشق، نوعی نیروی جوانی است. همیشه پیش می‌آید که انسان با خداوند عشق بورزد و او را ۱۴ ساله تصور کند.باز می‌تواند کسی ۱۴ سال غم بکشد، یا ۱۴ سال در غم بوده باشد؛ در جست‌وجو بوده باشد. در اینجا هدف این نیست که کسی به فرد ۱۴ ساله‌ای نظر داشته باشد.</p>

<p>من می‌خواستم این ترانه‌ی قدیمی را بازخوانی و روی آن کار کنم و کردم، اما اینکه چه قدر به شنوندگان خوش آمده یا خیر، نمی دانم. هدف من از خواندن ترانه همین است که گفتم: بازخوانی یک ترانه‌ی قدیمی.</p>

<p><strong>بارها تأکید شده است که آهنگ و شیوه‌ی اجرای این ترانه در داخل افغانستان مورد استقبال قرار گرفته است و از رسانه‌ها مدام پخش و بازپخش می‌شود. انگار مردم داخل افغانستان با متن این ترانه مشکلی ندارند. برعکس، شنوندگان فارسی‌زبان خارج از افغانستان و خارج از منطقه در اروپا به این ترانه اعتراض دارند.</p>

<p>آیا این اعتراض به خود شما، منتقل شده که چرا این آهنگ را اجرا کرده‌اید؛ در حالی که می‌توانستید یک آهنگ به اصطلاح تشویق‌کننده برای زنانی بخوانید که در افغانستان دارند برای حق خودشان مبارزه می‌کنند؟</strong></p>

<p>به این سئوال دو جور می شود جواب داد. اول این که جوانان یا آن نسل افغانی که در خارج از افغانستان زندگی می‌کنند از ادبیات محل دور هستند؛ از ادبیات فارسی دور هستند. برای آنها بسیار مشکل است تا اصطلاحاتی را که در محل و به زبان عموم رایج است به درستی متوجه شوند.</p>

<p>این افراد در فرهنگ دیگری زندگی می‌کنند و از فرهنگ فارسی دوری گرفته‌اند. مسئله‌ی دوم برداشت شخصی افراد است که چطور به یک شعر و ترانه نزدیک شوند و آن را درک کنند. من اینها را گناهکار نمی‌دانم و اعتراضی به قضاوت‌شان ندارم، اما این مشکل را دارند که از فرهنگ ما دور افتاده‌اند. از فرهنگ و زبان و از ادبیات ما دور افتاده‌اند.</p>

<p>چطور می‌شود به اینها مستقیم بگویی: چطور در نگیرم از غم ۱۴ ساله؟ (یعنی چطور نسوزم از غم ۱۴ ساله؟) آیا منظور تو را متوجه می‌شوند؟ مشکل اینجا است. خود شاعر به من گفت که این ترانه باید با محتویات اصلی آن خوانده شود. من می‌دانستم که این‌طور بدفهمی‌ها پیش خواهد آمد. شاعر گفت: «خیر این ترانه قدیمی و محلی است و همان‌طور که هست باید  انعکاس بدهی و به گوش مردم برسانی.»  </p>

<p><strong>ترانه‌ی بعدی شما روی چه موضوعی خواهد بود؟ بازهم می‌خواهید چنین ریسک‌هایی را تکرار کنید؟</strong></p>

<p>هر اثر هنری‌ای که منتشر می‌شود، مردم درباره‌ی نقاط مثبت و منفی‌ آن گفت‌وگو می‌کنند. به نظر من این خوب‌تر است. اگر گفت‌وگویی شود، خوب‌تر است. چون ما هرچه سر موضوعی گفت‌وگو کنیم، به فرهنگ و زبان و ادبیات خود وارد تر می‌شویم و چنین باید باشد.</p>

<p>این وظیفه‌ی هنرمند است که ترانه و آهنگ‌های قدیمی و فراموش‌شده ‌را بازخوانی کند و آن را همان‌طور که هست به نسل بعدی و سینه به سینه انتقال بدهد؛ ولی مهم این است که با شکل اصلی آن انتقال داده شود. در ترانه‌ی بعدی هم کوشش می‌کنم به اصل متن وفادار باشم و آن شعری را که در وطن رواج دارد بخوانم. در فکر آن نیز هستم که چطور این شعرهای قدیمی را با آهنگ‌های نو بخوانم.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/09/post_204.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/shahzadeh/2010/09/post_204.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">با همسایگان</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:56:51 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>شاهکارهای ادینبورگ</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>مردیت مانک: آوازهای معراج</strong></p>

<p>مهم نیست که اجرای مانک در ادینبورگ، تئاتر بود یا رقص یا یک کنسرت، یا ترکیبی از همه‌ی آنها - یا شاید اصلاً هیچ‌کدام از آنها! البته بسته به زاویه‌ی دید می‌توان زبان به انتقاد گشود که اگر رقص است چرا حرکات به اندازه‌ی کافی نیست، یا اگر تئاتر است جلوه‌های بصری‌اش، چشمگیر نیست؛ اما اگر فارغ از این تقسیم‌بندی های کلیشه‌ای به آوازهای معراج نگاه کنیم و البته- و مهم‌تر- نه با چشم سر، بل به چشم دل، اجرایی است شگفت‌انگیز که مستقیم با روح تماشاگر سر و کار دارد و از آرامشی حکایت دارد که مبنای شرق و بودیسم را باید در آن جست‌و‌جو کرد. </p>

<p>اینجا مانک سعی دارد معادل هنری‌ای برای عبادت به شیوه‌ی شرقی پیدا کند و با صدای افسانه‌ای خود، با سازها و آواهایی غریب، انگشت اشاره‌اش را بگذارد بر روی ظریف‌ترین و حساس‌ترین حس‌های آدمی، و او را همراه کند برای غرق شدن در یک خلسه‌ی دو ساعته در دنیایی فارغ از قید و بندهای ما که در آن حرف اول را سازها می‌زنند که با صداهایی غریب، و البته حتی گاه ناهنجار، تمام حواس ما را به خود جلب می‌کنند- و حتی مفهوم «صدا» و چگونگی بکارگیری آن را در یک اثر هنری برای ما تغییر می‌دهند- و در کنار آن گروه کُری که در دو سوی سالن در واقع در جایگاه تماشاچی‌ها قرار گرفته‌اند، به همراه چند نفری از ملیت‌های مختلف که در صحنه هستند و کارشان تولید آواست در همراهی با موسیقی و گاه استفاده‌های حیرت‌انگیز از سکوت که این فرصت را به تماشاگر می‌دهد برای غور کردن و رها شدن از زندگی روزمره‌اش؛</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/03abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>با حرکاتی بسیار اندک و مینی‌مال، که بی آن‌که قرار باشد چشمگیر باشند، در نهایت ظرافت هستند و نورهایی که در عین سادگی به شدت حساب شده‌اند و فضا را روحانی می‌کنند؛ تا در یک صحنه‌ی شگفت‌انگیز، مانک به تنهایی در سکوت بر روی صحنه قرار گیرد و «راهب»‌وار، با سازی غریب به یک نیایش روحانی برسد که اشک تماشاگر را جاری می‌کند. </p>

<p><strong>پینا باش:آگوآ</strong></p>

<p>برخلاف آخرین اجرای پینا باش در باربیکن لندن (این طراح رقص افسانه‌ای که تاثیرگذارترین چهره‌ی رقص طی سی سال گذشته نامیده‌اندش و به‌تازگی درگذشت)، اجرای سه‌ساعته‌ی آگوآ، سرشار از زندگی است و فارغ از جهان پرهیاهو، سعی دارد به اصل و جوهر زندگی نزدیک شود و ما را به زبان رقص سهیم کند در یک گشت‌و‌گذار آگاهانه به روابط انسانی و مشکلات آن و در نهایت به یک نتیجه‌ی حیرت‌انگیز برسد: آزادی.</p>

<p>باش از تئاتر بهره می‌جوید و شخصیت‌هایش گاه رو به تماشاچی حرف می‌زنند و از خود می‌گویند و گاه با تماشاچی ارتباط برقرار می‌کنند و حتی به تعدادی از آنها قهوه تعارف می‌کنند یا حتی می‌پرسند که اهل کجا هستند. این البته دستاویزی است برای انتقاد منتقدان از این صحنه‌های طولانی، بخصوص دو صحنه‌ی کشدار دختر قدبلند که به انتقاد از همه‌چیز می‌پردازد و رفتار پرخاشگرایانه‌ای دارد که در قالب اثر جا نمی‌افتد؛</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/02abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما اگر در مجموع این موارد را فراموش کنیم (یا اگر باش زنده بود و خود می‌دید و تصمیم می‌گرفت که بیست دقیقه‌ای از آن را کم کند) آن وقت با یک اثر شگفت‌انگیزتر در ستایش زندگی روبرو هستیم که مفهوم و هویت خود را در حرکات و اجرای همه‌ی رقصنده‌های کم‌نظیرش جست‌و‌جو می‌کند که نور و رنگ را به خدمت می‌گیرند تا ترکیب بصری فراموش‌نشدنی‌ایی را به چشم‌های ما هدیه کنند، با موسیقی‌ایی شگفت‌انگیز که استادانه انتخاب و به کار گرفته شده و به خدمت مفهوم اثر درآمده تا روایتی از رابطه‌ی زن و مرد و عشق و سکس را با همه‌ی پیچیدگی‌هایش شاهد باشیم که در پایان، در صحنه‌ی آب‌پاشی آنها به یکدیگر، همه‌ی آنها از قید و بندهای اخلاقی و مشکلات ارتباط به هرشکل، رها می‌شوند و همه در یک جشن بزرگ، رها و آزاد با طبیعت یکی می‌شوند - از تصویرهای روی دیوارها آب بیرون می‌آید تا آنها خود را با آن بشویند و بر هم آب بپاشند و یادآوری کنند که زندگی زیباست....</p>

<p><strong>آلونزو کینگ: غبار و نور- راسا</strong></p>

<p> گروه باله‌ی «لاینز» با طراحی آلونزو کینگ از سانفرانسیسکو، رقصنده‌های شگفت‌انگیزی را به خدمت می‌گیرد تا با استفاده از نور و تاریکی به صورت همزمان، با موسیقی انتخابی حیرت‌انگیز که در قسمت اول (غبار و نور) وجدآور است و خود موسیقی‌های مدرن انتخاب شده، عاملی می‌شود برای مدرن‌تر شدن رقصی که غالباً از آن به عنوان رقص کلاسیک یاد می‌کنند، و همه‌چیز دست به دست هم می‌دهد تا مثلاً چهره‌ی رقصنده‌های مرد با قد بسیار بلند، و بدن‌های باریک و بلند زنی چون مردیت وبستر که حرکات چشمگیرش شادابی و طراوت خاصی دارد، راه‌هایی را جست‌و‌جو می‌کند تا به مفهوم‌های مورد نظرش دست یابد، غافل از آن‌که فرم در اثری این چنین خود به مفهوم تبدیل می‌شود و می‌تواند بار اجرا را به تنهایی به دوش بکشد و تماشاگر خاص و عام را یک‌جا راضی نگه دارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/04abdi.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اما قسمت دوم با عنوان راسا، جست‌و‌جوی معنوی بیشتری در دل دارد، با اشاره‌های مستقیم برای یافتن معنای آرامش در زندگی که با نوعی راز همراه می‌شود و البته جدای از دین‌اش به رقصنده‌های قوی و طراحی رقص چشمگیر، مدیون موسیقی غریب و رازآلودی است از ذاکر حسین، یکی از آهنگ‌سازان مشهور هند که با اجرای زنده‌اش به کمک کالا رامنات مفهوم راز را عینی می‌کند و فضای روحانی‌ایی را به ارمغان می‌آورد که در نهایت اجرا را به دو بخش متفاوت غربی- در غبار و نور- و شرقی- در راسا- بدل می‌کند و ما همراه می‌شویم با دو جهان متفاوت که یکجا گرد آمده‌اند و در نهایت به یک نقطه‌ی مشترک می‌رسند.</p>

<p><strong>«تئاترو سینما»: مردی که به پروانه‌ها غذا داد و بدون خون</strong></p>

<p>گروه «تئاتر و سینما» از شیلی در دو اجرای خود، پیش از آن‌که بازیگران پرقدرت یا متن نمایشی قوی‌ایی داشته باشد، تجربه‌ی غریبی را با ما قسمت می‌کند، تجربه‌ای از نوع خواب: ترکیب سینما و تئاتر یعنی وجود دو پرده‌ی سینما که تصاویر را نمایش می‌دهند و در میان این دو پرده، تنها در قسمت‌هایی از صحنه، بازیگران به شکل زنده در حال حرکت و اجرا هستند؛ یعنی یک ترکیب جسورانه‌ی بسیار مشکل و حساب‌شده که تصاویر باور نکردنی‌ایی را ارائه می‌کند.</p>

<p>بازیگران واقعی نمایش در یک دنیای فانتزی و انیمیشن به ایفای نقش خود مشغول‌اند و استفاده از این ایده‌ی شگفت‌انگیز که سینما در واقع تصویر عمودی است و تئاتر افقی، ترکیب دل‌انگیزی خلق می‌کند که در آن مثلاً بازیگران بر روی صحنه ایستاده‌اند، اما تصویر سینمای مقابل آنها به ما این حس را القا می‌کند که روی یک تختخواب خوابیده‌اند! </p>

<p>ویژگی دیگر این نمایش، استفاده‌‌ی جذاب از مفهوم تدوین و نشان دادن موقعیت یک محل از زوایای گوناگون است که با همه‌ی تصور ما از سینما تفاوت دارد و ناگهان ما را وارد جهان رویاگونه‌ای می‌کند که در آن آدم‌ها ماسک دارند و تنها در زمینه‌ای فانتزی زندگی می‌کنند و در پایان فیلمی جنایی سعی دارند "بدون خون" به آرامشی برسند که این فیلم/تئاتر در جست‌و‌جوی آن است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_585.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_585.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">هفت هنر</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:55:06 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نوشتن بر حبابی به حجم چهل سال</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>یک – مقدمه</strong></p>

<p>شاعران بسیاری هستند که از هر کتاب تا کتاب بعدی حرکتی مشخص در ماهیت و خصوصیات شعری‌شان به وجود می‌آید و در واقع وقتی به کارنامه‌ی شعری‌شان نگاه می‌کنی با گسست‌های متعددی مواجه می‌شوی که نقاط عطفی در روند شعرنویسی آن‌ها تلقی می‌شوند. در مقابل شاعرانی هم هستند که نقاط عطف روشنی در کارنامه‌ی آن‌ها به چشم نمی‌خورد و با صرف نظر از حرکت میکروسکپی آن‌ها در عادت‌های سبکی و تکنیکی، همه‌ی شعرهاشان در یک دایره‌ی بسته‌ی بوطیقایی قرار می‌گیرند. بهترین نمونه برای دسته‌ی اول باباچاهی و برای دسته‌ی دوم احمدرضا احمدی است.</p>

<p>با نگاهی سطحی به دو مجموعه‌ی «داشت می‌میرد» و «سادش» متوجه می‌شویم که تقاوت مشخصی بین شعرهای دو کتاب به چشم می‌خورد. هر چند که با دقیق شدن در سطرهای کتاب‌ها و با ردیابی عناصر سبکی، خطوط مشترکی در هر دو کتاب پیدا می‌شود، اما بیرونی‌ترین لایه‌ی ماهیت شعرها به کلی با هم متفاوت است و هر کدام به واسطه‌ی مهم‌ترین خصوصیت جوهری‌شان به دو دوره‌ی متفاوت شعر فارسی تکیه داده‌اند.</p>

<p> افشین کریمی فرد در کتاب «داشت می‌میرد» شعرهایی ارائه داد که به دلیل تمرکز بر لفظ و به همین خاطر به تعویق انداختن معنا، شعرهایی برخوردار از یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی هنر مدرن، شعرهایی امروزی به نظر می‌رسیدند. اما با فاصله‌ی چهارسال کتاب «سادش» را منتشر کرد که شعرهای این کتاب بیش از هرچیز شعرهایی معنامحور و از این‌رو کهنه و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند.</p>

<p>به اعتقاد این قلم دلیل چنین عقب‌گردی فقدان یک دستگاه گسترده‌ی انتقادی در فضای ادبیات امروز است. شاعر «داشت می‌میرد» تنها به یک دلیل می‌تواند شعرهای «سادش» را بنویسد و آن ناآگاهی او از سطوح مختلف شعرهای خودش است. اگر «داشت می‌میرد» در چالش نقادی و سنجش جدی قرار می‌گرفت این آگاهی ایجاد می‌شد و کریمی فرد هرگز «سادش» را نمی‌نوشت.</p>

<p>در ادامه‌ی این یادداشت ابتدا با تمرکز روی کتاب اول راجع به خصوصیات شعری کریمی فرد بحث می‌کنم و در پایان، در قالب نگاهی کوتاه به کتاب دوم به طور ضمنی به مقایسه‌ی دو کتاب، به اثبات موضوع اصلی این یادداشت، که به صورتی فشرده بدان اشاره شد، خواهم پرداخت.</p>

<p><strong>دو - داشت می‌میرد</strong></p>

<p>شعر کریمی فرد همه‌ی تحولات شعری سه دهه‌ی اخیر را نادیده می‌گیرد و به غیر از مواردی معدود سرچشمه‌ی وجودی تمامی سطرهای شعرش در دهه‌ی چهل پیدا می‌شود. او با اتکا به خصوصیات درونی شده‌ی شعر دهه‌ی چهل و با خیالی آسوده در دهه‌ی هشتاد شعر می‌نویسد. وقتی شاعری در متن ادبیات امروز قرار بگیرد و به راحتی از پیشنهادهای وسیع آن چشم‌پوشی کند، فقط در صورتی حذف نمی‌شود و در دسته‌ی آماتورها قرار نمی‌گیرد که با تکیه بر پیشینه‌ی کمتر کپی شده‌ی شعر گذشته بنویسد. از این بابت است که کتاب «داشت می‌میرد»، هرچند کتابی تجربی و پیشتاز تلقی نمی‌شود اما کتاب منسوخ شده‌ای هم به نظر نمی‌رسد. در همان نگاه اول مشخص است که شعرهای این کتاب پیش از هر چیزی بر پایه‌ی شعرهای رویایی بنا شده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/scan0007.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب «داشت می‌میرد»افشین کریمی‌فرد </small></small>


</p>

<p>شعر رویایی، به دلیل دشواری و تا حدودی ناشناخته‌گی‌اش، پشتوانه‌ی محکمی است تا کتابی مثل «داشت می‌میرد» کتابی سطحی و بی‌هویت تلقی نشود. در صورتی که اگر امروز شعری بر پایه‌ی شعرهای شاملو و یا حتا فروغ نوشته شده باشد، شعری منسوخ و سنتی خوانده می‌شود و این درحالی است که هر سه شعرهای درخشانی در دهه‌ی چهل سروده‌اند اما سبک شعری رویایی بیشتر از فروغ و فروغ بیشتر از شاملو در ادبیات زنده‌ی ما توجیه‌پذیر است. تحلیل چرایی این موضوع یک مقاله‌ی مستقل می‌طلبد و لازم است تا همین‌جا اکتفا کنیم و بپذیریم که گرایش به شعر رویایی که از دهه‌ی چهل تا امروز ادامه داشته، اولین دلیل به حاشیه نرفتن و نادیده گرفته نشدن کتاب «داشت می‌میرد» است.</p>

<p>تمرکز روی لفظ و ایجاد یک بازی زبانی در درون یک شعر و به این ترتیب راندن معنا به لایه‌ی درونی‌تر شعر، این‌ها مهم‌ترین خصوصیات شعرهای کتاب هستند که به نوعی پیش از آن در دستگاه شعری رویایی امتحان خودشان را پس داده‌اند و کریمی فرد در موارد متعدد از آن‌ها بهره برده است:</p>

<p>«نیافتمت که تو را هم گذاشتم<br />خودم را زیر پا تا تو را پیدا کنم<br />خودِ زیر پا، خم شده بود<br />خمِ من دیگر به من نرفته بود<br />به خودش هم<br />خودِ زیر پا برای بازی کردن چه‌قدر وقت کم می‌آورد» («داشت می‌میرد» ص ۲۳)</p>

<p>اما کریمی فرد همیشه به این زیبایی بر ماشین رویایی نمی‌راند. تسلط محدود او بر گستره‌ی واژه‌ها و عدم پرداخت آوایی سطرها شعر او را همواره در سطحی پائین‌تر از شعر رویایی قرار می‌دهد تا جایی که فقط با کلماتی محدود و در کارکردهایی مشابه از شگردهای زبانی رویایی استفاده می‌کند:</p>

<p>« بگذار بازگردم از خودم را که در خودم هستم »(همان ص ۳۰)<br />«بی‌خودم راه می‌روم در خودم »(همان ص ۲۸)<br />«خودِ دست بر خودم، خودِ در خودم را رها نکرد »(همان ص ۲۴)</p>

<p>جالب است بدانید که سه سطری که در بالا آورده‌ام هر کدام سطر پایانی یک شعر بلند هستند. واضح است که محدودیت‌های شاعر در دسترسی به ابزارهای مختلف و در واقع ناتوانی او در اجرایی کردن یک تکنیک واحد در موقعیت‌های مختلف باعث شده که جملاتی این‌چنین شبیه به هم و در جاهای مختلف پایان‌بند شعرهای نسبتن بلند شوند.</p>

<p>در اینجا لازم است که به موضوعی اشاره کنم که از یک تفاوت عمده بین شعرهای رویایی و کریمی فرد ناشی می‌شود. شعر رویایی به جز در واژه‌ها وجود خارجی ندارد، به عبارتی دیگر با هم‌نشینی واژه‌ها است که شعر شکل می‌گیرد و بدون همین شکل، اصلن شعری قابل تصور نیست. اما شعر کریمی‌فرد فقط در روبنا از شعر رویایی تقلید می‌کند؛ چه، شعرهای او از پیش بار مفاهیم مورد نظر شاعر را بر دوش می‌کشند و با روبنای شعر رویایی تزئین می‌شوند.</p>

<p>این مسئله به نوعی دیگر نیز قابل درک است: در شعرهای موفق رویایی ذهنیت پیچیده‌ی او در نهایت به عینیت زبان منتهی می‌شوند و شعر ساختاری عینی، مشخص و قابل لمس پیدا می‌کند در صورتی که شعر کریمی فرد در اکثر مواقع در ذهنیت محض می‌ماند و به این ترتیب یک مرحله قبل‌تر از شعر رویایی به پایان می‌رسد و در قالب دستگاه شعری رویایی که به آن نگاه کنی همواره شعری ناتمام است.</p>

<p>سطحی‌ترین برخورد کریمی فرد با شعر رویایی در جاهایی به چشم می‌خورد که او از ذهنیت خودش هم دست برمی‌دارد و صرفن به روبنا می‌پردازد. به عبارت: «پشتِ پایم بوی شن / بوی پشتِ پایم شن / بوی پایم پشت شن» از رویایی توجه کنید که چگونه و چقدر افراطی در صفحه‌ی ۴۴کتاب تقلید می‌شود. او چهار کلمه‌ی «کدام»، «روز»، «آینده» و «چیزی» را در هشت ترکیب مختلف در میان دو واژه‌ی «برای» و «هست» قرار داده و هشت جمله‌ی مختلف ساخته است. در صورتی که می‌توانست چهار فاکتوریل، یعنی ۲۴ترکیب مختلف بسازد و این جمله‌سازی خلاقانه را به سه برابر افزایش دهد.</p>

<p>در بندهایی از شعرهای کتاب کریمی فرد از سیطره‌ی سنگین رویایی خارج شده و سطرهایی ساده و به دلیل رهایی از پرداخت روبنایی غیراصیل، سطرهایی عینی خلق می‌کند:</p>

<p>« بی‌پناهم<br />بی‌پناهم به بالش‌ها، به پتوها و ملافه‌ها<br />بی‌پناهم به آشپزخانه و هر چه در این خانه است<br />بی‌پناهم به این کوچه، خیابان<br />حتا به تمام آدم‌ها » (همان ص۹)</p>

<p>در عبارت بالا آوردن ابژه‌هایی از زندگی روزمره به همراه لحن ساده و صمیمی، شعر را از ذهنیت شاعر آزاد می‌کند و به صورت یک شیء در اختیار خواننده قرار می‌دهد. گاهی ساختاری روایی در یک شعر چنین نقشی را بر عهده می‌گیرد:</p>

<p>« مرد نصفش را در زیرسیگاری خاموش کرد<br />زیرسیگاری تمام خاکسترها را بلعید<br />ته‌سیگار به خواب رفت<br />و بعد از این    زن     دگی     را چیزی نصف کرد<br />زیرسیگاری    مرد»  (همان ص ۴۱)</p>

<p>در نمونه‌ی بالا شاعر با انتخاب هوشمندانه‌ی ساختاری روایی، از تصویر توی ذهنش اجرایی عینی به عمل آورده که باعث شده برخلاف اکثر شعرهای او شعری قابل لمس به وجود بیاید و این در حالی است که در دیگر مواقع کریمی فرد از تصویری که در ذهن خودش ساخته برای مخاطب تعریف می‌کند و به این ترتیب شعر در ذهنیت شاعر غوطه‌ور می‌ماند.</p>

<p>اگر با دیدی کلی‌تر و این‌بار بیرون از ملاحظات فرمی‌‌زبانی به شعرهای «داشت می‌میرد» نگاه کنی، به سادگی دستگیرت می‌شود که تقریبن تمامی شعرهای کتاب با لحن مشابهی نوشته شده‌اند. یک قطعیت یکه بر تمامی شعرها سایه انداخته و محتوای تک‌گویانه‌ی شعرها هیچ جایی برای حضور خواننده باقی نمی‌گذارد. اصرار بر شعرهایی مونولوگ‌گونه و تکرار بیش از حد مفاهیمی مشابه، و همواره از یک زاویه‌ی دید مشخص و قاطع، یکی از دلایلی است که مشخص می‌کند کریمی‌فرد پیشنهادهای سه دهه‌ی اخیر را نادیده گرفته است و در لایه‌ی درونی‌تر شعر خود درگیر فضایی تک‌صدا است و در بیشتر مواقع از زبان قهرمان/راوی به پدیده‌ها نگاه می‌کند. </p>

<p>شعر کریمی فرد از نظر معنایی شعری محتوم و غیر قابل گفتگو است و این رویکرد عقلِ‌کل‌گونه به مفاهیم مختلف باعث شده که سطرهایی گزین‌گویه‌وار در شعرهای او به وفور دیده شود:</p>

<p>« هیچ‌وقت از توضیح به معنا نمی‌رسیم، تنها به تعویق. به تعویق جهان، معنا و خود»(همان ص ۲۲)</p>

<p>« تکرار خود در خود همیشه آینه نیست<br />تکرار خود در خود هیچ‌وقت است » (همان ص ۱۶)</p>

<p>آخرین نکته‌ای که لازم می‌دانم درباره‌ی «داشت می‌میرد» بدان اشاره کنم تبیین تناقضی است که در شعرهای کتاب به چشم می‌خورد: شعر کریمی فرد به شکلی تناقض‌گونه در مواردی بهترین سطرهای خودش را تولید می‌کند که از ماهیت اصلی‌اش فاصله می‌گیرد. در واقع بهترین سطرهای این کتاب سطرهای حاشیه‌ای آن است. وقتی شاعر از اصرار بر روبنای شعر دست برمی‌دارد و تاحدودی پشتوانه‌ی شعری‌اش را فراموش می‌کند سطرهایی می‌نویسد که علارغم ساختار ساده‌شان به شعریت می‌رسند.</p>

<p>برای مثال در سطر «برای پرداختن به خاطره تنها چیزی که لازم است غایب است» (ص ۲۶)، اتکا به یک تکنیک ساده‌ی شعرساز، پرداختن به یک تضاد ساده و کلاسیک، تعبیری زیبا و شاعرانه خلق کرده است اما شاعر بلافاصله به خودش می‌آید و با نوشتن «در خاطره حاضر غایب است و تنها خاطره حاضر است»، باز هم ماهیت روبنایی شعرش را برملا می‌کند. چنین اتفاقی در کتاب مورد بحث کم نمی‌افتد به طوری که بارها دیده می‌شود جمله‌ای ساده، که با اتکا به یک تکنیک ساده‌ی شعری و البته به زیبایی خلق شده است، بلادرنگ در سطر بعد اسیر اعتیاد ذهنی شاعر به جایگشت‌های مختلف کلمات  و آلوده‌ی ماهیت و کلیت شعر می‌شود.</p>

<p>نمونه‌ی دیگری می‌آورم: تصویر زیبا وشاعرانه‌ی «از رگ‌هایم بالا می‌رود / تا به قلبم خون برساندخاطره» بلافاصله دچار لفاظی می‌شود: «تا به قلبم برساند در مغزم خاطره‌ای» (ص ۱۵) با خواندن چند شعر انتهای کتاب که تحت عنوان «برداشت‌های پیشین» جمع شده‌اند، تناقضی که صحبتش رفت بیشتر درک می‌شود. چه، احتمالن شعرهای این بخش قدیمی‌تر از شعرهای دیگر هستند، و به علت کمرنگ بودن وسواس روبنا، شعرهایی ساده‌تر و در عین حال باطراوت و تازه به وجود آمده‌اند.</p>

<p><strong>سه - سادش</strong></p>

<p>کتاب «سادش» کتابی حاشیه‌ای است. شاعر این کتاب، فرسنگ‌ها با جریان‌های اصلی شعر امروز فاصله دارد. فاصله‌ای که نه از حرکت بلکه از بازگشت حاصل شده است. اشاره شد که شعر کریمی فرد بر پایه‌ی شعر دهه‌ی چهل نوشته می‌شود؛ اما در کتاب دوم، شعرها به سمت دسته‌ی کهنه‌تر شعر آن دهه چرخیده است. هرچند پدر اصلی‌اش را که شعر رویایی است فراموش نکرده است. او به صورت موازی نظری به تجربه‌های جدید رویایی دارد و بر اساس امضاهای رویایی شعری این‌چنینی می‌نویسد:</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sadegish.jpg' /><br/>
<small><small>کتاب«سادش»افشین کریمی‌فرد</small></small>


</p>

<p>« مرگ عوضِ خودش است. در عوضِ مرگ، مرگ می‌نشیند. زندگی بی‌عوضی‌ای مرگ است. عوض و بی‌عوضی در مرگ زندگی می‌کنند.»(«سادش» ص ۱۱)</p>

<p>اما سطرهایی مثل نمونه‌ی بالا بخش کوچکی از «سادش» را به خودشان اختصاص می‌دهند. حجم عمده‌ی کتاب را شعرهایی پر کرده‌اند که به دسته‌ی معناگرای شعر دهه‌ی چهل پهلو می‌زنند.</p>

<p>شعرهای ذهنی «سادش»، از هیچ شکل و شمایل به‌خصوصی برخوردار نیست. زبانی کهنه و منسوخ‌شده شعر‌های کتاب را فراگرفته است و در واقع از طرف ماهیت بوطیقایی‌اش به شعرها تحمیل شده است. محتوای قطعی، کل‌گرا و به شدت ذهنی شعرها به شکلی طبیعی به زبانی مختص خودشان، به زبانی کهنه، فاخر و فراگیر رسیده‌اند.</p>

<p>کریمی فرد در «سادش» طور دیگری می‌نویسد: او از یک آگاهی موهوم، به شعر نوشتن پناه می‌برد. ذهنیت شاعر، در آگاهی رقیقی که از پدیده‌های مختلف دارد، می‌خواهد به هر طریقی که هست به خواننده منتقل شود. به این ترتیب شعری که حاصل می‌شود شعری متکی بر تصویر و استعاره، شعری بر پایه‌ی انتقال آگاهی، و از منظری ساختارشکنانه بر پایه‌ی انتقال خبری مبنی بر ناآگاهی خواننده خواهد بود.</p>

<p>در چنین برخوردی با شعر، بیرونی‌ترین لایه‌ی ماهیت آن، زبان و قابلیت‌های غیرمعنایی آن کاملن به حاشیه می‌روند. چنین شعری قبل از آن‌که شنیده شود تمام شده است؛ در واقع پیش از آن‌که خواننده به حیطه‌ی آن وارد شود، روی کاغذ، روی صفحات کتاب، و یا پیش از این‌ها: در آگاهی مسلط خواننده، آگاهی‌یی که نسبت به پدیده‌های درون‌مضمونی شعر حاصل شده است، موجودیت‌اش را به انتها رسانده است. ذهنیتی مقتدر و تمامیت‌خواه، ذهنیت مؤلف تمامیت شعر را در بر می‌گیرد و رویکرد تک‌محوری و منسوخ‌شده‌ی مؤلف همین تمامیت را به حاشیه می‌برد.</p>

<p>برای روشن شدن چرخشی که در کتاب دوم شاعر، و آن هم به سمت کهنه‌گی به وجود آمده کافی است به این ترکیب‌ها نگاه کنید؛ ترکیب‌هایی که از تنها یک شعر انتخاب شده‌اند:</p>

<p>«رژه‌ی دروغ‌ها»، «تقلای مرگ»، «ضرب نگاه‌ها»، «سکه‌ی مرگ»، «دار بالش‌ها»، «هستی دیوار»، «زهر سپری شدن»، «نیامدن جان‌فرسایی»، «سرب زیستن»، «سیاه‌چاله‌های آدم‌ها»، «خرفت فکر»، «سرازیری زندگی»، «خشاخش خواب‌ها»، «لفافه‌ی عشق»، «مسخ نگاه‌ها»، «لعبت زن».</p>

<p>اشاره شد که بر خلاف «داشت می‌میرد» شعر‌های این کتاب صرفن بر پایه‌ی شعر رویایی بنا نشده‌اند:</p>

<p>«چشم‌هایش در بستگی همیشگی<br />مرا از خواه‌ها و خواهش‌ها آیا دربه‌در خواهد کرد؟» («سادش» ص 26)</p>

<p>نمونه‌ی بالا خبر از گرایشی مشخص به زبان شعری فروغ می‌دهد. زبانی که شکل نخ‌نما شده‌اش به زبان اکثریت شاعران امروز تبدیل شده است. چنین زبانی وقتی با یک ذهنیت محتوم جمع می‌شود سطرهایی این‌چنین خلق می‌کند:</p>

<p>« از اسارت در خالی<br />تا سرازیری قبر، زیستن نام گرفت»(همان ص ۲۶)</p>

<p>جملاتی مانند نمونه‌ی بالا از کوچکترین عنصری که آن‌ها را به یک گزاره‌ی شعری تبدیل کنند خالی‌اند و بیشتر به اظهار فضل شبیه‌اند. البته در شعرهای معدودی مثل شعر «وارونگی» استفاده از یک لحن ساده‌ی خطابی شعر را از تفاخر و درشت‌گویی نجات می‌دهد.</p>

<p>نکته‌ی آخری که لازم می‌دانم درباره‌ی «سادش» بدان اشاره کنم قابلیت بالقوه‌ای است که تنها در موارد معدودی به خوبی شکل گرفته است: شعرهای این کتاب از تصاویر دور از ذهن و تازه‌ای برخوردارند که وقتی این تصاویر از اطناب، از قصارنویسی و زبان فاخرانه عبور می‌کنند، وقتی آن تصویر همه‌ی شعر را به تصویریت خودش اختصاص می‌دهد به خوبی به ثمر می‌نشیند و یک شعر تصویری مشکل، پیچیده و تقریبن کامل حاصل می‌شود. شعر «میخ» چنین شعری است:</p>

<p>«شنل‌های سیاه لاشه‌ای را می‌برند<br />در صبحی که تو شانه‌ات را گم کرده‌ای<br />دندانه‌هایی را که در من فرو رفته<br />به زمین می‌دهی<br />و زمین میخِ مرا خواهد کوفت»(همان ص ۷۶)</p>

<p><strong>شناسنامه‌ی کتاب</strong></p>

<p><small>داشت می‌میرد/ افشین کریمی فرد / نشر میرکسری / چاپ اول ۱۳۸۲/۳۰۰۰نسخه / ۶۴صفحه / ۶۵۰تومان<br />
سادش / افشین کریمی فرد / نشر ثالث / چاپ اول ۱۳۸۶/۱۱۰۰نسخه / ۷۶صفخه / ۱۱۰۰تومان<small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_96.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_96.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">بررسی کتاب</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:53:03 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>یک ایرانی، آخرین پیام‌آورجشنواره‌ی فیلم تورنتو</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>روز پنجشنبه ۹ سپتامبر <a href="http://tiff.net/">جشنواره‌ی فیلم تورنتو</a> برای سی و پنجمین سال متوالی و امسال طی ۱۱ روز میزبان بیش از ۱۰۰ کشور و ۳۰۰ فیلم خوا هد بود. طی ده سالی که به طور مداوم در فستیوال تورنتو به عنوان نویسنده سینمایی شرکت داشتم، این جشنواره را در مقایسه با جشنواره‌هایی چون مونترآل، برلین، ونیز و کن، بیشتر مکانی برای داد و ستد فیلم‌های غالباً تجاری و به‌خصوص با تمرکز روی سینمای هالیوود و کانادا یافتم.</p>

<p>البته با مروری بر سیاست‌های فستیوال و ساختار آن از آغاز تاکنون متوجه  آشکار بودن این جریان خواهید شد. اگرچه تعداد فیلم‌های مستقل با ساختارهای صرفاً هنری بسیار کمتر از فیلم‌های عظیم و پرخرج آمریکای َشمالی است، با این حال تماشای دو گونه‌ی سینمایی زیر یک سقف، جذابیت‌های خاص خود را دارد.</p>

<p>پیرس هندلینگ مدیر فستیوال  هدف از برگزاری  جشنواره  را چنین توصیف می‌کند:<br />
 <br /><br />
زمانی‌که  داستی کول و بیل مارشال  در سال ۱۹۷۶ جشنواره‌ی فیلم تورنتو را بنیان گذاشتند، هدف‌شان به وجود آوردن ویترینی از بهترین فیلم‌های سینمای کانادا و دنیا  در این جشنواره بود.</p>

<p>ما خوشحالیم که توانستیم این هدف را دنبال کنیم و حالا پس از ۳۵ سال این فستیوال به یکی از بهترین جشنواره‌های فیلم دنیا تبدیل شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Autumn.jpg' /><br/>
<small><small>Autumn - Aamir Bashir - India</small></small>


</p>

<p>بیل مارشال از اعضاء و بنیانگذاران جشنواره‌ی فیلم تورنتو معتقد است که نه تنها در این ۳۵ سال رشد کردیم بلکه  به صنعت سینما در کانادا هم شکل دادیم. فستیوال به سکویی بین‌المللی  برای آثار فیلم‌سازان و منبعی برای ارائه آثار جدید و برترکانادایی تبدیل شده است.</p>

<p>هنک فن درکولک، یکی دیگر از بنیانگذاران جشنواره‌ی فیلم تورنتو اضافه می‌کند:</p>

<p>تا این تاریخ ، ما حدود ده هزار فیلم نمایش دادیم و در سال ۲۰۰۹ با پانصد هزار تماشاگر رکورد تماشاگر در طول دوران جشنواره را شکستیم.</p>

<p>فیلم افتتاحیه‌ی جشنواره‌ی تورنتو، «امتیاز، یک هاکی موزیکال» ساخته‌ی مایکل مگ گوان از کانادا و فیلم اختتامیه، «شب آخر» ساخته‌ی مسیح تاج‌الدین فیلم‌ساز ایرانی‌تبار مقیم آمریکا خواهد بود. به این ترتیب تاج‌الدین را باید آخرین پیام‌آور جشنواره ی فیلم تورنتو دانست!</p>

<p><strong>تغییرات در جشنواره‌ی امسال</strong></p>

<p>امسال مدت جشنواره از ۱۰ روز به ۱۱ روز تبدیل شده  و بخش‌هایی همچون نمایش فیلم‌های رایگان و روش‌های جدید خرید یلیت و ارائه‌ دادن راهنمای آسان اینترنتی بخشی از این تغییرات‌اند.</p>

<p><strong>داوران مسابقه </strong></p>

<p>روبا نادا کارگردان سوریه‌ای‌تبار کانادا که سال گذشته فیلم «به وقت قاهره» را در جشنواره‌ی فیلم تورنتو به نمایش گذاشته بود، اندی بری برنامه‌ساز باسابقه و مجری سابق بی.بی.سی، لوسی امیوت از خبرنگاران باسابقه و بروس سوینی کارگردان فیلم‌های «عروسی آخر» و «هبجان‌زده» از داوران بخش فیلم‌های بلند جشنواره‌ی فیلم امسال هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Biutiful.jpg' /><br/>
<small><small>Biutiful - Alejandro González Iñárritu - Spain, Mexico</small></small>


</p>

<p><strong>بخش‌های مختلف جشنواره‌ی فیلم تورنتو</strong></p>

<p>جشنواره‌ی فیلم تورنتو دارای  ۱۸ بخش است که در این گزارش مهم‌ترین آنها را معرفی می‌کنیم.</p>

<p>استادان</p>

<p>کلاس درسی برای اهالی سینما</p>

<p>در این بخش آخرین آثار فیلم‌سازان برجسته‌ی سینمای جهان روی پرده می‌رود و امکانی فراهم می‌آید تا شیفتگان فیلم‌سازان نامدار دنیا برای اولین بار در سالن‌های سینمای جشنواره آخرین کار آنان را تماشا کنند. برخی از مهم‌ترین فیلم‌هایی که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند عبارت‌اند از:</p>

<p>سیزده آدمکش   ( تاکیشی میکه  - ژاپن)،<br />
قتل واجب   (  یرزی اسکلیموفسکی-  لهستان)<br /><br />
جامعه‌گرایی فیلم  (ژان لوک گدار- فرانسه)<br /><br />
کاش می‌دانستم  ( ژیا ژان که – چین)<br /><br />
شعر (لی چنگ دونگ   - کره جنوبی)<br /><br />
Route Irish  ( کن لوچ  - انگلستان)<br /><br />
زیبایی خفته (  کاترین بریل- فرانسه)<br /><br />
پرونده قوی آنجلیکا ( مانویل د- الویا  )<br /><br />
عمو بونمی، کسی که زندگی گذشته‌اش را به یاد می‌آورد؛ ( آپی چاتپنگ وراستاکول، تایلند)<br /><br />
  Roses a credit   آموس گیتایی- اسراییل</p>

<p><strong>فیلم‌های اول فیلم‌سازان کانادایی، کشف فیلم‌سازان کشور میزبان</strong></p>

<p>این بخش به فیلم‌سازان تازه‌کار کانادا اختصاص دارد</p>

<p>کاترین بوون با «آبشار آمازون»، مایک گلدباخ با «ملت رویایی»، دبورا چو با «هزینه گزاف زندگی»، اولین اثر خود را در جشنواره‌ی فیلم امسال به نمایش می گذارند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Distant-Nuri Blige Ceylan.jpg' /><br/>
<small><small>Distant - Nuri Blige Ceylan - Turkey</small></small>


</p>

<p><strong>حضور کارگردانان نام‌آشنا</strong></p>

<p>این بخش یکی از قسمت‌های ثابت و بااهمیت جشنواره‌ی فیلم تورنتوست.</p>

<p>ویترینی از فیلم‌های کانادایی و بین‌المللی با بیشترین تأثیرگذاری از دید کارشناسان فستیوال که بیشتر آنها برای اولین بار در کانادا یا آمریکای شمالی به نمایش درمی‌آید، در این بخش عرضه می‌گردد.</p>

<p>کلوب بنگ بنگ )استیون سیلور)،قوی سیاه (دارن آرنوفسکی)، توطئه گر (رابرت ردفورد)،کلفت (ایم یانگ سو)، سخنرانی پادشاه ( تام هوپر)، شهر (ین افلک) و شب آخر( مسی تاج الدین)، نمونه‌ای از این آثارند.</p>

<p>«شب آخر»، داستان زوج جوانی به نام مایکل و جوانا است که ظاهراً زندگی خوب و خوشی را در آپارتمان‌شان در منهتن می‌گذرانند. اما یک شب که جوانا در یکی از مهمانی‌های شغلی مایکل شرکت می‌کند، متوجه لحظات مشکوکی بین همیسرش و همکار جوان و زیبایش به نام لورا می‌شود. از اینجا به بعد تخم شک وتردید کاشته می‌شود و گفتگوهای معنادار این زوج در سکانس‌های مختلف زوایای گوناگونی از روایط آنان را آشکار می‌سازد.<br />
به طور قطع فیلم اول یک فیلمساز در اختتامیه‌ی فستیوال باید از نکات قوت زیادی برخورددار باشد. امیدوارم پس از نمایش این فیلم یادداشتی درباره‌ی آن بنویسم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/GENPIN.jpg' /><br/>
<small><small><span class="caps">GENPIN </span>- Naomi Kawase - Japan</small></small>


</p>

<p>مسیح تاج‌الدین متولد تهران و دانش‌آموخته‌ی ادبیات انگلیسی از دانشگاه هاروارد است. او در زمینه‌ی فیلم‌نامه‌نویسی در فیلم‌های لئو و ژاکت همکاری داشته و «شب آخر» اولین فیلم بلند سینمایی اوست.</p>

<p><strong>جنون نیمه‌شب، سینمای پرطرفدار وحشت</strong></p>

<p>این بخش مخصوص تماشاگرانی است که طرفدار جنبه‌ی وحشی، هراس آورو هیجان‌انگیزسینما هستند.<br />
بنراکو ساخته گای موشه (آمریکا)، عذاب وجدان (دنت لم از هنگ کنک)، سرزمین استیک (جبم میکل از آمریکا)، ناپدید شدن در خیابان هفتم (براد اندرسون از آمریکا) تعدادی از این آثارهستند.</p>

<p><strong>مستقل‌ها: در انتظار سوپر من و حضور بیل گیتس و کن لوچ در کنار هم!</strong></p>

<p>این بخش  به تماشاگران جشنواره‌ی فیلم تورنتو فرصتی خواهد داد تا در جلساتی با مهمانان سرشناس از دنیای سینما و دیگر حرفه‌ها دیداری داشته باشند و پای صحبت‌های آنها بنشینند و از آخرین فعالیت‌های آنان مطلع شوند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Look, Stranger.jpg' /><br/>
<small><small>Look, Stranger - Arielle Javitch - <span class="caps">USA</span></small></small>


</p>

<p>فیلمسازانی چون آپیچاتپونگ ویراستاکول کارگردان تایلندی، کن لوچ کارگردان انگلیسی، فیلیپ سایمور هوفمن، کارگردان آمریکایی، بروس اسپرینگستن ؛ آهنگساز آمریکایی، استیو نش، بسکتبالیست حرفه‌ای کانادا، لزلی چیلکوت، تهیه‌کننده‌ی آمریکایی و بیل گیتس، چهره‌ی سرشناس دنیای کامپیوتر از چهره‌های مطرح این بخش هستند. ادوارد نورتن بازیگر و مایکل مور مستندساز جنجالی آمریکا از اداره‌کنندگان جلسات این بخش‌اند.</p>

<p>در انتظار سوپر من یکی از برنامه‌های جذاب در این بخش خواهد بود. دیویس کاگن‌هایم، کارگردان فیلم «یک حقیقت دست‌نیافتنی» که در کمپین الگور در رابطه با گرمایش کره‌ی زمین فعالیت می‌کرد، این‌بار با مستند در «انتظار سوپر من» نگاهی منتقدانه به سیستم آموزش و پرورش آمریکا دارد. او در این مستند  از زبان تعدادی از دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان این مشکل را موشکافی می‌کند.</p>

<p>پس از نمایش این فیلم ، تماشاگران در جلسه پرسش و پاسخ با کارگردان فیلم؛ لزلی چیلکوت (تهیه ‌کننده) جفری کانادا ( مربی آموزشی) و بیل گیتس شرکت خواهند کرد.</p>

<p>نکته‌ی جالب حضور دو چهره‌ی سرشناس  از دو جایگاه متضاد در بخش مستقل‌هاست: کن لوچ، فیلم‌ساز و نماینده‌ی اندیشه چپ در سینما و بیل گیتس نمادی از سرمایه داری مدرن.</p>

<p><strong>شهر به شهر، زنده باد استانبول</strong></p>

<p>این یخش نوپای جشنواره‌ی فیلم تورنتو که از سال گذشته به مدیریت کامرون بیلی افتتاح شد و در اولین دور خود با انتخاب تل آویو باعث جار و جنجال و اعتراض و بایکوت فستیوال از سوی چند هنرمند مطرح مثل کن لوچ شد، امسال شهرتوریستی استانبول را برگزیده تا  اعتراضات وارده به انتخاب سال قبل را به گونه‌ای جبران کند.<br />
هدف از برگزاری این بخش این است که تماشاگران را با تجربه‌ی کشف زوایای منفاوت از یک شهر توسط فیلم‌سازان گوناگون که در آن شهر یا درباره‌ی آن شهر فیلم ساخته‌اند آشنا سازد.</p>

<p>ده فیلم بلند و هفت فیلم کوتاه در این بخش که «زنده باد استانبول» نامیده شده  به نمایش درخواهد آمد و با عنوان چشم‌انداز سینمای ترکیه آثار فیلم‌سازان استانبولی و مسایل  سیاسی و اجتماعی جاری در بستر این شهررا از دیدگاه آنان آشکار می‌سازد.</p>

<p>پلین اسمر با فیلم ده تا یازده، امره شاهین با فیلم «چهل»، زکی دمیر کوبوز فیلم‌ساز فقید و مطرح ترکیه با فیلم «بلوک»،  نوری بیلگه جیلان یکی از بهترین فیلم‌سازان سینمای معاصر با فیلم درخشان «دوردست» ( برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از جشنواره‌ی فیلم کن ) رها اردم با فیلم «تنها آفتاب درخشان من»، اوزلم سولاک با فیلم «دوازده سپتامبر» و تایفون پیر سلیم اوغلو با فیلم «مو» از چهره‌های  مطرح سینمای ترکیه در این بخش هستند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Mandoo.jpg' /><br/>
<small><small>Mandoo - Ebrahim Saeedi - Iraq</small></small>


</p>

<p><strong>سینمای معاصر جهان، شکارچی، سهم سینمای ایران</strong></p>

<p>این یخش جذاب جشنواره‌ی فیلم تورنتو، هر سال ده‌ها فیلم از سراسر دنیا را با عنوان اولین نمایش جهانی یا بین‌المللی در کانادا به نمایش می‌گذارد. امسال نیز حدود ۴۵ فیلم از کارگردانان سراسر دنیا و از کشورهایی مثل ایران، چین، اسراییل، فنلاند، روسیه، ایرلند، کره جنوبی، اسپانیا ، تایلند و برخی کشورهای دیگر برای اولین بار در این فستیوال به روی پرده خواهند رفت.</p>

<p>بعد از «شوک» ساخته‌ی فنگ چیاگانگ از چین، «همه چیز درباره عشق» (آن هوی از هنگ کنگ)، «هرچه که تو می‌خواهی» (اچرو ماناس از اسپانیا)، «سرنوشت بد» (کریستین پتری از سوئد)، «اتفاقات خوش» (ایزابل اشتور از آلمان)، «لبه» (الکسی اوشیتل از روسیه)، «چهارمین پرتره» (چونگ مونگ هونگ از تایوان)، <br />
«شکارچی» (رفیع پیتز از ایران)، «جوسی» (لوببس الستون از استرالیا) «زندگی، فراتر از هر چبز» (الیور اشمیتز محصول مشترک آفریقای جنوبی و آلمان)،«سه» (تام تیکور از آلمان)،  از آثاری هستند که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند.</p>

<p>«شکارچی» که تنها نماینده‌ی سینمای ایران در جشنواره‌ی فیلم امسال است، داستان جوانی به نام علی را به تصویر می‌کشد که پس از آزادی از زندان در جایی به عنوان نگهبان شب مشغول به کار می‌شود. یک روز که از کار به خانه برمی‌گردد، متوجه غیبت همسر و دختر شش ساله‌اش می شود. پس از جستجوی فراوان در خیابان‌های بحران‌زده و روزهای مقارن با جنبش سبز پی به قتل همسرش در مقابله‌ی پلیس با تظاهرکنندگان می‌شود و از اینجا به بعد برای پی بردن به واقعیت ماجرا در شهر تهران پرسه می‌زند...</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/the hunter.jpg' /><br/>
<small><small>The Hunter - Rafi Pitts - Iran</small></small>


</p>

<p>رفیع پیتز متولد مشهد و دانش‌آموخته‌ی سینما در لندن در سال ۱۹۹۱ساکن فرانسه شد و اولین فیلم کوتاهش را با نام «در تبعید» در این کشور ساخت. فصل پنجم، صنم و زمستان از دیگر آثار بلند این فیلم‌ساز اند.</p>

<p><strong>دیدگاه، زمانی برای فیلم‌سازان جوان و بی پروا</strong></p>

<p>بخش «دیدگاه» به فیلم‌سازان آوانگارد و یا پیشرو از گوشه و کنار دنیا اختصاص دارد. کارگردانانی که در صدد شکستن مرزها  هستند و به دنبال مفهوم  دیگری از سینما در برابرسینمای غالب و رایج (main stream) می‌یاشند.</p>

<p>«مسکو» ساخته‌ی مایکل نایمن از انگلستان، «وعده‌های نوشته بر آب» ساخته‌ی وینسنت گالو از آمریکا، «زندگی مفید» (ویروژ از اروگوئه)، «ماهی سرد» (سیون سونو از ژاپن)، «میکروفن» (احمد عبدالله از مصر)  نمونه‌ای از آثاری است که در این بخش از جشنواره به نمایش درمی‌آید.</p>

<p><strong>کشف: در جستجوی ایده های نو</strong></p>

<p>در این بخش همان‌طور که از نامش پیداست، ۲۷ فیلم از فیلم‌سازان نوپا به نمایش گذاشته می‌شود. کمیته‌ی انتخاب آثار این فیلم‌سازان را متفاوت و تأثیرگذار تشخیص داده  و با نمایش این فیلم‌ها تلاش می‌کند آثار فیلم‌سازان تازه‌کار اما بااستعداد را معرفی کند.</p>

<p>«پاییز» ساخته‌ی امیر بشیر از هند،  «سرزنش» (مایکل هنری از استرالیا)، «مراسم» (ماکس وینکلر ازآمریکا)، «داخل آمریکا» (باربارا ادر از اتریش) «ماندو» (ابراهیم سعیدی از عراق) «زفیر» (یلما باس از ترکیه ) «چیزی که بیشتر دوست دارم» (دلفینو کاستاگنینو از آرژانتین) «پیانو در کارخانه» (ژانگ منگ از چین) تعدادی فیلم‌هایی هستند که در این بخش به نمایش گذاشته می‌شوند.</p>

<p><strong>نمایش رایگان</strong></p>

<p>جشنواره تورنتو به مناسبت سی و پنجمین سال برگزاری‌اش بخشی را به صورت نمایش رایگان تقدیم عاشقان سینما می‌کند. فیلم‌هایی منتخب از دوره‌های قبل فستیوال همچون «زیبایی آمریکایی» ( سام مندس)،  «جدا افتاده از او» (سارا پولی)، «تصادف» (پل هیگس)، «شاهزاده عروس» (راب راینر)، «آب» (دیپا مهتا) برخی از آثارمنتخب در این بخش هستند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_584.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/radiocity/2010/09/post_584.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فستيوال فيلم</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:51:03 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>دریچه‌ای به روی اقلیت</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>زنی در میان ده‌ها زن سیاهپوش در حال سجده، مهرش را به روی پیشانی‌اش گرفته است و ما تنها نظاره‌گر دستی روی چهره‌ای در میان سیاهی‌ها هستیم.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100904_Kamran_Daneshjo_Pantea.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این عکس، نگاه به اقلیتی دارد که همگون با حرکت حاکم نیست. عکاس آن کاوه بغدادچی است که برنده‌ی یکی از سه مدال طلا در سومین دوره‌ی مسابقات بین‌المللی نارادا در اسلوونی  در سال ۲۰۱۰ شده است.در این مسابقه ۴۶۴۷ عکس از ۶۳ کشور دنیا از ۶۹۷ عکاس شرکت کردند.</small></strong></p>

<p>کاوه بغدادچی، عکاس ۲۶ ساله می‌گوید:</p>

<p>«این عکس کاملا مستند است و از مراسم نماز جماعت بانوان گرفته شده است. معمولاً زنان هنگام خواندن نماز جماعت از چادرهای رنگ روشن استفاده می‌کنند، ولی یکبار که برای عکاسی از راهپیمایی 22 بهمن رفته بودم، چون مراسم زیاد طول کشید به وقت اذان ظهر برخورد و در نتیجه در همان محل سخنرانی، صفوف برگزاری نماز ظهر تشکیل شد و هرکسی با همان لباسی که به راهپیمایی آمده بود در خیابان به نماز ایستاد.»</p>

<p>دها مرد در حال سجود هستند، با لباس های رنگین، اما یکنواخت و پسربچه‌ای که چهره‌اش را نمی‌بینیم، تنها کسی است که درمیان سجودکنندگان ایستاده و نگاهش برخلاف جهت سجودکنندگان است؛ برعکس اکثریت و گویی شنایی است برخلاف جریان آب.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/PhotoJaweh.jpg' /><br/>
<small><small>عکس برگزیده مسابقات بین‌المللی نارادا از کاوه بغدادچی </small></small>


</p>

<p>این عکس، عکسی ساده با پیامی ساده است و شاید بازهم به همین دلیل ساده، در میان ۳۶ نامزد نهایی «مسابقه‌ی بین‌المللی عکس دموکراسی»، برگزیده شده است.این عکس در نماز جمعه‌ی قزوین گرفته شده و توانسته به عنوان تنها عکس از منطقه‌ی خاورمیانه  انتخاب و به همراه  ۱۲ عکس دیگر با رای مردم به عنوان یکی از عکس‌های برگزیده انتخاب شود.</p>

<p>در سیستم امتیازدهی داوری این جشنواره، ۶۰ درصد امتیاز برای میزان رساندن مفهوم «دموکراسی»، ۲۰درصد برای خلاقیت هنری و ایده‌ی عکس و ۲۰درصد دیگر نیز برای تکنیک‌های فنی در نظر گرفته شده بود.</p>

<p>از پانزدهم سپتامبر، هم‌زمان با «روز جهانی دموکراسی» و آغاز اجلاس سالانه‌ی سران کشورهای عضو سازمان ملل متحد‌ در محل ساختمان اصلی این سازمان، عکس‌های برگزیده در نیویورک به نمایش گذاشته خواهند شد.قرار است پس از آن به شهرهای دیگر مثل واشنگتن، هالیوود و سپس دیگر شهر‌های مهم جهان سفر کنند.این مسابقه ازسوی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا برگزارشده است و بسیاری از عکاسان ایرانی به خاطر تحریم‌های موجود، در ارسال عکس‌ها و شرکت در مسابقه با مشکل روبه‌رو بودند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/PHOTOwomansayingherprayers.jpg' /><br/>
<small><small> عکس برگزیده مسابقات بین‌المللی نارادا از کاوه بغدادچی </small></small>


</p>

<p>کاوه بغدادچی عکاس ایرانی در مورد عکس ارسالی خود توضیح می‌دهد:</p>

<p>«این صحنه مستند است و من آن را سه سال پیش گرفتم و فکر نمی‌کردم که بعدها در گوشه‌ای از جهان مسابقه‌ای برگزارشود و این عکس برنده شود. وقتی به آرشیوم مراجعه کردم، دیدم این عکس مفهومی را که من از دمکراسی در نظر دارم، می‌رساند.وی معتقد است دمکراسی لزوماً حرکت کردن برخلاف جریان آب نیست، بلکه حضور و زندگی اقلیت در میان اکثریت است؛ بدون آنکه اقلیت مورد آزار و اذیت قراربگیرد. در واقع نوعی زندگی مسالمت‌آمیز در کنار هم است.»</p>

<p>کاوه بغدادچی، فارغ‌التحصیل رشته‌ی مهندسی مکانیک و طراحی جامدات و هم‌چنین فارغ‌التحصیل دوره‌ی فیلمسازی انجمن سینمای جوان در سال ۱۳۸۳است.وی با روزنامه‌های مختلفی از جمله شرق، خبرگزازی مهر و یا آژانس عکس کار کرده است. علاوه بر آن ِدر ششمین دوسالانه‌ی چین به نام «بشریت یادمان‌های نوع بشر» درسال ۸۸ جایزه‌ی برتر عکاسی مستند را از آن خود کرده است.</p>

<p>وی برخی از مشاغل سنتی در ایران را درقالب عکاسی مستند به تصویر کشیده است؛ ازجمله فرش‌فروشی، بازار پشم‌فروشان و کفاشان و یا کارگاه‌های آهنگری.وی بر این باور است که بین طبیعت این نوع مشاغل و شاخص‌های محیط کار، رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. مثلاً در بازار پشم‌فروشان رنگ، عنصر اصلی در محیط کار است، در حالی که در کارگاه‌های آهنگری، خشونت محیط کار در چهره‌ی آهنگران نمود پیدا می‌کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ahangari.jpg' /><br/>
<small><small>عکس از کاوه بغدادچی</small></small>


</p>

<p>کاوه بغدادچی در مورد جشنواره‌ی دوسالانه‌ی «بشریت یادمان‌های نوع بشر» ادامه می‌دهد، در آنجا خرده فرهنگ‌ها، فرهنگ عامه و به ویژه رسم و رسوماتی که درمعرض نابودی قراردارند، مورد توجه قرار گرفتند. </p>

<p><strong>محدودیت های عکاسی در ایران</strong></p>

<p>کاوه بغدادچی درمورد شرایط عکاسی در ایران می‌گوید:</p>

<p>«منطقه‌ی خاورمیانه، منطقه‌ای راست‌گرا، محافظه کار و مذهبی است. از قدیم نیز این گونه بوده، اما عکاسی هنری چپ‌گرا یا آنارشیستی است. عکاسی در چنین منطقه‌ای با این مشخصات خیلی خودش را نشان می‌دهد. برخورد مردم با این پدیده، خشک و احتیاط‌آمیز است. بنابراین یک‌سری مشکلات عرفی در میان است و بخشی هم متاسفانه از طرف حاکمیت‌ها اعمال می‌شوند؛ از جمله دولت ایران که عکاس‌ها نمی‌توانند از جاهای بخصوصی عکس بگیرند و یا روی موضوعات خاصی کار کنند.</p>

<p>گاه نیز حساسیت روی آنکه چرا با رسانه‌ی خاصی کار می‌کنید زیاد است و یا اینکه روی تریبونی که عکس به نمایش گذاشته می‌شود، حساس هستند. بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸محدودیت‌ها زیاد شد و بسیاری از دوستان عکاس من مجبور به ترک ایران شدند.اکنون حساسیت‌ها خیلی افزایش یافته است. مثلاً پیش از این عکاسی از بازار و یا بناهای تاریخی، اشکالی نداشت ولی اکنون و هم‌چنین در یک‌سال گذشته نیروهای انتظامی به این نوع عکاسی خنثی نیز گیر می‌دهند.»</p>

<p><strong>برای عکاسان جوان</strong></p>

<p>کاوه بغدادچی از تجربیات خود در عکاسی در ایران و برای کسانی که می‌خواهند به این حرفه روی بیاورند می‌گوید:</p>

<p>«مشکلی که ما از دهه‌ی ۷۰ به این سو داریم، رشد ژانر عکاسی خبری است. بسیاری از جوانان عکاس به این ژانر روی آورده‌اند.عکاسی خبری خیلی هیجان، تحرک و سر و صدا دارد. این عکاس‌ها بسیاری از الگوهای عکاسی مطبوعاتی را با خود به عکاسی مستند و هنری می‌آورند. این قدری به کار ضربه می‌زند. در بسیاری از خروجی‌های مسابقات، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های ایرانی اگر نگاه کنید یک رد پای واضح ازعکاسی خبری ما دیده می‌شود.</p>

<p>توصیه‌ام این است که علاقه‌مندان عکاسی به سمت ژانرهای دیگر عکاسی نیز بروند.مشکل دوم مشکل کل دنیاست که با آمدن عکاسی دیجیتال، پدیده استادزدایی اتفاق افتاده است؛ یعنی هرکسی این امکان را دارد که با توجه به اینکه بار فنی عکاسی از روی دوشش برداشته شده، بتواند عکسی بگیرد که رنگ و نور خوبی داشته باشد. بنابراین همه عکاس شده‌اند. درنتیجه الان محتوا و اندیشه‌ای که پشت عکس نهفته و همین‌طور کمپوزیسیون مهم شده است.</p>

<p>نکته‌ی دیگر آنکه فردی که شروع به عکاسی می‌کند نیاز دارد فرد حرفه‌ای‌تری کارش را نقد کند ولی برخی عکاسان جوان ما زیر نظر خودشان کار می‌کنند و یک الگوی غلط را ادامه می‌دهند. این کار به عکاسی ما لطمه زده است. کیفیت عکاسی ما بر دوش افراد محدود است. یعنی با وجود آنکه کمیت عکاسان ما در یک دهه‌ی اخیر افزایش یافته ولی کیفت ثابت مانده است. فردی که به تازگی شروع می‌کند باید کارش را به عکاسان حرفه‌ای تر ارائه دهد و نقدهای آنها را نیز بپذیرد.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1389.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1389.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جوایز</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:50:40 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>باخت - باخت به نفع چه کسی؟</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>مراسم روز قدس امسال، اگرچه بسیار متفاوت با سال گذشته در ایران برگزار شد، اما به گونه‌ای نبود که سران حکومت ولایی بتوانند آن را هم‌چون دو سال قبل و پیشتر، مظهر قدرت گفتمان خود در منطقه وانمود کنند.</p>

<p>رهبر جمهوری اسلامی ممکن است در خلوت خود احساس کند که پیروز شده است؛ زیرا کابوس سال پیش تکرار نشد. به علاوه، هاشمی رفسنجانی را نیز نه مانند سال گذشته خاری در چشم می دید، و نه حتی هم‌چون سالیان دورتر، مالک بلامنازع این روز. او فقط در خیابان با راهپیمایان همراه شد. دیگر نه نماز جمعه‌ی این روز را امامت کرد و نه سخنی بر زبان راند تا مردم در موافقت با او واکنش نشان دهند. این‌طور به نظر می‌رسد که ولی فقیه با دادن هزینه‌ای به نسبت سنگین در سال ۱۳۸۹ امسال را با بردی شیرین در روز قدس به نفع خویش و یارانش به پایان رساند، اما آیا واقعاً اینگونه بوده است؟</p>

<p>تقریباً از روزهای آغازین ماه رمضان این پرسش در محافل سیاسی موافق و مخالف جمهوری اسلامی مطرح بود که روز قدس امسال را چه کسی فتح خواهد کرد. آیا مردم – به ویژه در شهر تهران – می‌توانند از این روز حکومتی به نفع خود بهره‌برداری کنند؟ یا اینکه نیروهای حکومتی خیابان را هم‌چون ۲۲ بهمن سال گذشته به نفع خود فتح خواهند کرد؟</p>

<p>شواهد و قراین نشان می‌داد که حکومت ترسش از برخوردهای خشن و سرکوب مخالفان خیابانی حتی در روزهای مهم حکومتی متعلق به خودش ریخته و نگران تنها چیزی که نیست همانی است که از آن به عنوان «آبروی رژیم» یاد می‌شود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/3_8906120823_L600.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>از سوی دیگر مردم نیز از عاشورای سال گذشته به این طرف، تمرین تظاهرات خیابانی نداشتند و تقریباً هیچ تحلیل‌گری احتمال نمی‌داد که مردم بتوانند فتحی خیابانی را بر مجموعه‌ی فتوحات‌شان بیافزایند. در اساس اینگونه به نظر می‌رسد که نمود اعتراض از قلمرو خیابان‌ها خارج شده و هرچند مدت زمانی در زندان‌ها و اعتصاب غذای زندانیان سیاسی خودنمایی می‌کرد، اما مدت‌هاست که بیشتر رسانه‌ای شده است؛ و البته در رسانه‌های خارج از ایران.</p>

<p>بر همین اساس بود که حتی در سخنان رسانه‌ای‌گونه‌ی روزانه‌ی محسن سازگارا که از همان آغازین روزهای اعتراض به کودتا به‌طور مرتب و بدون وقفه در اینترنت منتشر می‌شود، و همیشه یکی از منابع مستحکم و مؤثر تشویق و ترغیب مردم به انجام اعتراض‌های خیابانی مسالمت‌آمیز ولو به مدت پنج دقیقه بوده است، این‌بار اما نوعی شک و تردید مشهود بود. حتی او نیز سخن از دو احتمال می‌داد: حضور مردم یا سکوت و غیبت آنها. البته با گرایش تلویحی به بیشتر بودن احتمال دومی. به همین دلیل بود که بر روش‌های جایگزین تأکید می‌کرد تا مبادا از اساس واکنشی در میان نباشد.</p>

<p>حاکمیت نیز شاید به خاطر اطمینان از غیبت مردم بود که  بازی‌ای را آغاز کرد و علم دوستی را برافراشت. البته تعبیر دقیق نظر آنها این بود که آی افراد معترض بیایید با ما دوباره دوست شوید و ما نیز قول می‌دهیم که شما را ببخشیم. عده‌ای از جناح معترضان یا این بازی را جدی گرفتند و یا شاید اصلاً خودشان از پیشنهاددهندگان نهانی این بازی بودند و یا حتی اگر می‌دانستند بازی جدی نیست، اما تحلیل‌شان - و بیش‌تر آرزوی‌شان - این بود که شاید بتوانند در وضعیت کنونی، بازیگران دارای قدرت سرنیزه را در عمل از تظاهر به دوستی به سمت دوستی بکشانند.</p>

<p>پس بر آن شدند که امتحانی بکنند و در وصف وحدت - حتی در سایت‌های معترضان - گفتند و یاد ایام ماضی را که همه چیز به خوبی و خوشی - البته برای آنان و نه برای همه‌ی مردم - می‌گذشت خالی کردند. شاید در خفا آه و افسوس هم سرداده باشند و نذر و نیاز هم کرده باشند که موضوع جدی شود و همگی خلاص از این همه ناملایمات شوند. کسی نمی‌داند.</p>

<p>در اینجا بود که موسوی و کروبی گفتند ما در راهپیمایی روز قدس شرکت می‌کنیم. یعنی ما به غیبت مردم باور نداریم و اگر ما بیاییم آنها نیز می‌آیند. بازهم یعنی این که جذب این بازی بچگانه نمی‌شویم. واقعیت آن است که اگر آنها نیز این بازی را باور می‌کردند و آن را به دیده‌ی پذیرش می‌نگریستند، بدون تردید دست به خودکشی سیاسی زده بودند.</p>

<p>هنگامی که حاکمان دیدند این دو تن نه بازی خورده‌اند و نه حاضرند که روز قدس در خانه بمانند، و ای بسا که همه‌ی امیدشان به برگزاری یک روز آرام در آخرین جمعه‌ی ماه رمضان را بدل به یأس کنند، به ناچار تدبیری اندیشیدند. پیش اجازه بدهید خیلی مختصر، توضیحی  در باب تحلیل گفتمان ارائه کنم.</p>

<p>در تحلیل گفتمان اعتراضی، سه مؤلفه‌، بسیار اساسی و حیاتی است: پیش‌کنش، کنش و واکنش. به نظر من هریک از این سه مؤلفه در گفتمان اعتراضی سال ۱۳۸۸ دارای یک نماینده است. به ترتیب: مهدی کروبی، میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی.</p>

<p>پیش‌کنش‌گر، منتظر واقعه نمی‌نشیند. خودش رویداد را می‌آفریند. یا اینکه دست کم، شرایط ایجادش را فراهم می‌کند. مثال بارز آن در گفتار و رفتار مهدی کروبی است. چه پیش از انتخابات و چه پس از آن. پیش از انتخابات با پذیرفتن حداکثری مطالبات، حتی موسوی را هم ناچار می‌کرد که در مواقعی از پذیرش گزینشی و حداقلی مطالبات به سمت پذیرش حداکثری گام بردارد. احمدی‌نژاد را هم مجبور می‌کرد که در سطح و عمقی وسیع‌تر و ژرف‌تر دروغ بگوید. تا شاید قدری از عملیات روانی وی را خنثی کند، اما نتوانست و کینه‌اش را در پنجم کردن رتبه‌ی کروبی در میان چهار نامزد بروز داد.</p>

<p>پس از انتخابات هم که نیازی به مثال ندارد. کافی است به قضیه‌ی تجاوز به هنگام بازداشت‌ها و بازجویی‌ها در زندان‌ها اشاره کنیم که به جرئت می‌توان گفت کمر رژیم جمهوری اسلامی را شکست و کینه‌ای از او بر دل حاکمان نشاند که تا لحظه‌ی مرگ‌شان آن را فراموش نخواهند کرد.</p>

<p>آخرین کاری که کروبی انجام داد و در نوع خودش می‌توانست نمونه‌ی بارز و بسیار موفقی از یک پیش‌کنش باشد و تا حدودی هم شد این بود که اعلام نکرد روز قدس از کجا وارد راهپیمایی خواهد شد. این باعث نگرانی کودتاچیان شد.</p>

<p>کنش‌گر در بطن رویداد حرکت می‌کند. از آن عقب می‌افتد اما به‌ندرت از آن پیشتر می‌رود. مثال آن را در بند فوق گفتم. موسوی به لحاظ ویژگی‌های شخصیتی‌اش و نیز به خاطر خواسته‌های حداقلی‌اش همواره در حد یک کنش‌گر بوده است. یادمان نرود که او خود را اصولگرای اصلاح‌طلب می‌نامید.</p>

<p>واکنش‌گر هم که خود پیداست که نه واقعه‌ساز و نه همراه با واقعه در حرکت است. او فقط واکنش نشان می‌دهد و راستش، در این مقال نمی‌خواهم راجع به واکنش‌ها چیزی بنویسم.</p>

<p>با این توضیحات بود که اتاق فکر کودتا اقدام به عملیات ایذایی در مقابل خانه‌ی مهدی کروبی کرد. آنها می‌بایست چند روز جلوتر از روز قدس این عملیات را کلید می‌زدند تا جامعه را به اصطلاح «سونداژ» کنند. چه اگر این کار را درست صبح روز قدس انجام می‌دادند، این خطر را داشت که با واکنش غیر مترقبه‌ی مردم مواجه شوند و این یعنی همان چیزی که کروبی به دنبالش بود: یک «پیش‌کنش ناب.»</p>

<p>در واقع، اگر مردم واکنش نشان می‌دادند در روز قدس نبود و طبعاً گسترش نمی‌یافت. یعنی به تعبیر کودتاچیان به راحتی می‌شد آن را جمع کرد و اگر واکنش نشان نمی‌دادند- که ندادند- در نتیجه، این عملیات در روز قدس در عمل تبدیل به محاصره‌ی کروبی در خانه‌اش می‌شد- که شد. در این مجال نمی‌توان به این موضوع نیز پرداخت که چرا مردم واکنش نشان ندادند. آسیب‌شناسی آن بماند برای گفتاری دیگر.</p>

<p>با این حال می‌توان چنین گفت که کودتاچیان بازهم مجبور شدند در روز قدس هزینه بپردازند. علاوه بر امنیتی و پادگانی کردن خیابان‌ها هم‌چون روز ۲۲ بهمن سال گذشته، این‌بار به جای اینکه به کروبی خارج از خانه حمله کنند که همان هم باعث شد تا در همان روز ۲۲ بهمن بازهم حدیثی برای بازگویی به وجود آید، او را در خانه محصور کردند که در عمل باز هم حدیثی برای گفتن خلق شد.</p>

<p>پس می توان چنین نتیجه گرفت که هم کودتاچیان باختند و هم معترضان. چون روز قدس سال ۱۳۸۹ نه مانند روز قدس سال ۱۳۸۸ شد و نه مانند روزهای قدس پیش از آن. اما آیا می توان گفت که این روز باخت – باخت به نفع کسی هم تمام شد؟ به نظر من آری؛ روز قدس سال ۱۳۸۹ نشان داد که مردم ایران به اعلا درجه به یاری هموطنان‌شان در خارج از کشور نیازمندند.</p>

<p>قدرت مانور مردم در داخل کشور و به تبع، چهره‌های شاخص معترض یعنی کروبی و موسوی، بستگی بسیار زیادی به مجموعه‌ی کنش‌های کنشگران ایرانی خارج‌نشین پیدا کرده است. باز بودن دست خارج‌نشینان صرفاً در این نیست که می‌توانند شعارهای تندتری سر دهند و مطالبات فرو خورده‌ی هموطنان‌شان در داخل کشور را رساتر از آنها به گوش جهانیان برسانند. مهم‌تر از آن، این است که مردم ایران در خارج از مرزهای کشور خیلی راحت‌تر می‌توانند تشکل یافته‌تر کنش‌گری کنند و این که به هیچ روی نیازمند روزهای حکومتی برای بیان اعتراضات‌شان نیستند. این خود یک پیش‌کنش است. می‌توان و باید هر روز را بدل به کابوسی برای اشغالگران ایران کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/09/post_116.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/Khiyaban/2010/09/post_116.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جنبش سبز</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:30:38 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>فلسطین از آن فلسطینیان است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong><small>روز یکشنبه ۱۴ شهریورماه، تمام خبرگزاری‏های جهان خبر واکنش تند دفتر تشکیلات خودگردان فلسطین را به اظهارات محمود احمدی‏نژاد، رییس جمهور ایران در روز قدس منتشر کردند. نبیل ابوردینه، سخنگوی تشکیلات خودگردان گفته بود: «احمدی‏نژاد نماینده‏ی مردم ایران نیست. چرا که در یک انتخابات مجعول پیروز شده و با سرکوب مردم ایران قدرت را قبضه کرده است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100906_PM_2_MaryamMohamadi_RooreKhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>در حالی‏که محمود عباس در یک انتخابات آزاد و با حضور بیش از دوهزار ناظر بین‏المللی، به ریاست جمهوری فلسطین برگزیده شده و آقای احمدی‏نژاد حق ندارد درباره‏ی مردم فلسطین و رییس جمهور منتخب آن سخن‏ بگوید.» محمود احمدی‏نژاد مانند گذشته مذاکرات صلح را شکست‏خورده اعلام کرده و به تلویح محمود عباس را اسیر خوانده بود.واکنش فلسطینی‏های سازمان آزادیبخش و دفتر تشکیلات خودگردان در این زمینه به نوعی بی‏سابقه بود.</p>

<p>احمد قابل، دین‏پژوه و تحلیل‏گر سیاسی، در این زمینه می‏گوید:</small></strong></p>

<p>من در خصوص مسئله‏ی فلسطین این تصور را دارم که حکومت ایران بیش از حد طبیعی برای خودش حق قائل است. یعنی نه از منظر یک تحلیل‏گر یا توصیه‏کننده به مسئولان حکومت خودگردان یا دولت حماس، بلکه از موضع آمرانه و مداخله‏گر اظهارنظر می‏کند.این را هرکسی می‏تواند بفهمد که دخالت در تصمیم‌های یک ملت که ادعا می‏کنید آنها را به عنوان یک ملت به‏رسمیت می‏شناسید، برای آنها کشوری قائلید و مدعی هستید آنها مشروعیت دارند برای این‏که درباره‏ی مردم‏شان و کشورشان اظهارنظر کنند، پسندیده نیست.</p>

<p>در عرف دیپلماتیک، به‏هرحال اظهارنظرها حدودی دارد. این‏گونه نیست که شما بگویید: «آن آقایی که رفته است آن‏جا و دارد مذاکره می‏کند، آدم مفلوک و بدبختی است.» وقتی شما با این عبارت‏ها حرف بزنید، طبیعی است که هرکسی واکنش نشان می‏دهد.به نظر می‏آید در خصوص این مسئله، حق با نماینده‏ی ابومازن باشد که در حقیقت می‏خواهد بگوید، هر دولتی باید سعی کند مشروعیت خود را داشته باشد.</p>

<p><strong>چرا این‏طور است؟ چرا آقای احمدی‏نژاد و بسیاری از دولت‌مردان ایرانی با این ادبیات نسبت به دولت‏ها و حکومت‏های دیگر صحبت می‏کنند؟ در حالی که اگر نظر اصلاحی یا به‏قول شما پیشنهادات دیگری دارند، می‏توانند با الفاظ دیگری آن را بیان کنند.</strong></p>

<p>این آقایان خیال می‏کنند که صحنه‏ی سیاست خارجی هم مانند صحنه‏ی سیاست داخلی است. فکر می‏کنند  سخنرانی ۲۲ بهمن و این‏جور موارد است و دارند با مردم خودشان صحبت می‏کنند. هر رفتاری که در داخل با مردم خودشان تجویز می‏کنند، همین را می‏خواهند در سطح بین‏المللی هم اعمال کنند و به همان شکل وارد بشوند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/ghabel29bah.jpg' /><br/>
<small><small>احمد قابل، دین‏پژوه و تحلیل‏گر سیاسی</small></small>


</p>

<p>اگر اینجا به مخالفان خودشان اهانت می‏کنند، اگر حقوق‏شان را ضایع می‏کنند، اگر آنها را سرکوب می‏کنند، خلاصه هرگونه رفتاری دارند، خیال می‏کنند صحنه‏ی سیاست خارجی هم مثل همین صحنه‏ی سیاست داخلی است که هیچ‏کس در برابر آنها نایستد یا بتوانند هرجوری که مایلند، مانور بدهند.اگر اینها می‏خواهند بگویند مثلاً دولت محمود عباس به‏خاطر اختلافی که با جنبش حماس دارد، نماینده‏ی مردم فلسطین نیست، نگاهی به خودشان بیاندازند، ببینند خودشان واقعاً نماینده‏ی مردم ایران هستند یا نیستند.</p>

<p><strong>تقریباً از وقتی ما به‏یاد می‏آوریم، مسئله‏ی فلسطین خارج از مرزهای آن انعکاس داشته و هردو طرف این مناقشه، مخالف و موافقانی داشته‏اند. پرسش می‏تواند این باشد که تا چه میزان مسئله‏ی فلسطین بین‏المللی است و تا چه میزان می‏شود در آن، به عنوان نیروی خارجی، فکر خارجی و حضور خارجی دخالت داشت؟</strong></p>

<p>صرف‏نظر از اظهارنظر این و آن، اگر بخواهیم به قضیه‏ی فلسطین نگاه کنیم، به نظر من، اولاً باید قبول کنیم که فلسطین از آن فلسطینیان است. من با عربی کردن مقوله‏ی فلسطین و با اسلامی کردن مقوله‏ی فلسطین موافق نیستم. یعنی با نگاهی مذهبی و یا ملیتی به قضیه‏ی فلسطین نگاه نمی‏کنم.</p>

<p>من می‏گویم حق مردم فلسطین است که بعد از ۷۰ سال آوارگی به راه صلح‌میزی فکر گند. البته به شرط آن‏که مردم فلسطین واقعاً این را بخواهند و بر آن توافق کنند، نه مثل حالا که درگیری و اختلاف‏نظر بین‏شان هست. یعنی اگر نماینده‏ی حقیقی این ملت بتواند دولتی را در آنجا تشکیل بدهد که اکثریت مردم آن را برگزیده باشند و پارلمانی وجود داشته باشد، آنها هر تصمیمی بگیرند، همه‏ی کشورهای اسلامی باید از آن استقبال کنند.</p>

<p>اگر می‏خواهند صلح کنند، به هر دلیلی، به خاطر واقعیت‏های تلخی که در صحنه‏ی زندگی سیاسی دنیا موجود است و به‏خاطر بی‏عدالتی‏هایی که دنیا نسبت به قضیه‏ی فلسطین داشته است، کشورهای دیگر باید از آن استقبال کنند.به‏هرحال آوارگی را آن ملت کشیده‏اند، رنج‏ها را آن‏ها دارند تحمل می‏کنند. نگاه شهروند درجه‏ دو در کشورهای مختلف، به آن‏ها دوخته می‏شود.</p>

<p>ما در زندگی خودمان، در خانه‏ی خودمان هستیم و عزت‏مان برای خودمان علی‌القاعده در کشورمان باید وجود داشته باشد. حال این‏که وجود دارد یا ندارد، حرف دوم است. هرکسی، هر ملتی در کشور خودش عزیز است و آواره‏ی مملکت‏ها و کشورهای این و آن نشده است.باید به این ملتی که ۷۰ سال آوارگی و زجر را تحمل کرده، حق بدهیم که خودش برای خودش تصمیم بگیرد. این به‏نظر من، باید در درجه‏ی اول اهمیت باشد.</p>

<p><strong>همان‏طور که شما اشاره کردید، در حال حاضر در فلسطین اختلاف نظر میان رهبران سیاسی وجود دارد و در این زمینه حداقل می‏شود از دو جریان حماس و تشکیلات خودگردان صحبت کرد. دولت‏ها و کشورهای دیگر هم می‏توانند نظر موافق یا مخالف نسبت به یکی از این جریانات داشته باشند.</strong></p>

<p>ولی این‏که ما آقای عرفات را خائن بخوانیم، ابومازن را خائن بخوانیم و به هر کسی که بعد از ۷۰ سال آوارگی ملتش، به هر دلیلی می‏رسد به این‏که باید از راه دیگری پیش برود، مارک خیانت بزنیم، به نظرم نشان این است که یا در غفلت کامل هستیم و یا واقعاً می‏خواهیم به آن ملت خیانت کنیم. به نظر من، این حق اولاً متعلق به فلسطینیان است. اگر اکثریت مردم فلسطین دولتی را برگزیده‏اند، هر تصمیمی بگیرند، باید همه در برابر آن تسلیم بشوند.</p>

<p>کشورهای اسلامی و کشورهای عربی ولی به خاطر علایقی که دارند، به خاطر همسایگی‏ای که دارند، به خاطر هم‏کیشی‏ای و یا مثلاً هم‏زبانی‏ای که دارند، می‏توانند به آن دولت توصیه کنند که مثلاً در بعضی رفتارهای سیاسی، ما تا این حد می‏توانیم به شما خدمات بدهیم و تا این حد می‏توانیم از شما حمایت کنیم. می‌توانند بگویند اگر می‏خواهید در مذاکرات صلح در جایی کوتاه بیایید و این کوتاه آمدن را به نفع خودتان نمی‏دانید و از سر ناچاری است که می‏خواهید در این مذاکرات شرکت کنید، ما تا این حد از شما حمایت می‏کنیم.</p>

<p>خوب است کسانی که ادعای حمایت از فلسطین را مطرح می‏کنند، دست طرف فلسطینی را با حمایت‏های حقیقی خودشان، بالاتر و برتر قرار بدهند؛ حمایت‏هایی که انسانی هم هست؛ حمایت‏هایی که تحت عنوان دفاع از حقوق بشر می‏تواند انجام بگیرد. به نظر من، این کاری است که ما باید انجام بدهیم.</p>

<p>اما این که ما مرتب مارک خیانت به افراد بزنیم و هر روز به آنها حمله کنیم و طرح بدهیم و اگر به طرح ما توجهی نشود، طلبکارانه از مردم فلسطین توقع داشته باشیم، به‏نظر می‏آید نوعی فضولی در زندگی آنها است. به نظر من، ما باید به این نکته‏ی اساسی برگردیم که فلسطین از آن فلسطینیان است.</p>

<p><strong>حکومت ایران به‏هرحال دلایلی برای مجاز بودن دخالت خود در امر فلسطین دارد؛ یکی هم این‏که قبله‏ی مسلمانان را در بیت‏المقدس می‏داند و از این‏جا، اصلاً این حق را برای همه‏ی مسلمانان قائل است که در امور سیاسی این کشور دخالت کنند. نظر شما چیست؟</strong></p>

<p>این‏که ما بگوییم قبله‏ی اول مسلمانان در فلسطین است، پس برای مسلمانان این حق را ایجاد می‏کند، مانند آن است که  ادعا کنیم در عربستان سعودی که قبله‏ی دوم و آخر مسلمانان در آن‏جاست، اگر بناست دولت سعودی تصمیمی بگیرد، همه‏ی ما باید در آن دخالت داشته باشیم. به لحاظ سرزمینی می‏گویم، نه به لحاظ جنبه‏های معنوی و فرهنگی. این را چه کسی قبول می‏کند؟ آیا دولت عربستان آن را می‏پذیرد؟ به‏نظر می‏آید چنین ادعایی واهی است که بعضی البته دارند.</p>

<p><strong>چرا این مسئله مطرح نیست که در مناقشه‏ای که میان خود فلسطینی‏ها در داخل وجود دارد، میانجی‏گری‏ای بشود و در آغاز یا به موازات حل مسئله با اسراییل، این مشکل حل بشود؟ مثلاً دولت ایران نمی‏تواند چنین تلاشی بکند؟</strong></p>

<p>این‏که می‏تواند یا نمی‏تواند، اولاً منوط به عزم دولت ایران است. یعنی باید از دولت ایران بپرسید که آیا می‏خواهد اینها با همدیگر متحد باشند یا خیر؟ آن‏هم روی آن‏چه خود آنها تصور می‏کنند حق مردم فلسطین است، نه آن‏چه دولت ایران تصور می‏کند.</p>

<p><strong>به‏هرحال امکان طرح چنین سؤالی با دولت ایران نیست. شما چطور فکر می‏کنید؟ دولت ایران این‏ را می‏خواهد؟</strong></p>

<p>به‏نظر من این را نمی‏خواهد. در شرایط کنونی، به‏خصوص بعد از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی محلی، اینها تصور می‏کنند به گروه خاصی که حداقل در بعضی جنبه‏ها از ایران حرف‏شنوی دارد، دست یافته‏‏اند و  کنار گوش اسراییل می‏توانند در جهت بعضی منافع منطقه‏ای که خودشان برای خودشان تعریف می‏کنند، از حماس استفاده کنند. گرچه الان حماس هم این‏جوری نیست. ممکن است جاهایی به خواسته‏های ایران کمک کند، اما مطمئناً دولت حماس با تصوراتی که دارد، دنبال منافع مردم فلسطین خواهد بود.</p>

<p>منتها به‏هرحال دو رویکرد وجود دارد. ۷۰ سال مبارزه با اشغالگران، این تصورات دوگانه را در مردم فلسطین، به‏خصوص در نسل جوان و نسل‏های میان‏سال ایجاد کرده است. بعضی فکر می‏کنند با درگیری و مقاومت و این‏گونه برخوردها پیش بروند. برخی هم فکر می‏کنند دوران رسیدن به حقوق مردم فلسطین از طریق درگیری سپری شده است.ما باید برای مردم فلسطین این فرصت را ایجاد کنیم که دایم بتوانند با همدیگر گفت‏وگو کنند تا شاید به نتیجه‏ی مشترکی برسند.</p>

<p>دولت ایران هیچ تلاشی در این مسیر نمی‏کند که بین گروه‏های فلسطینی آشتی برقرار شود. همان‏‏طور که در داخل کشور هم می‏بینید که در مسائل داخلی خودش هم این‏جوری است. یعنی اصلاً قائل به این نیست کسی که حرفی برخلاف حرف او داشته باشد، حق انسانی دارد. دنبال حذف است. یک تیغ دستش گرفته، هرکسی که حرف او را گوش نکند، حذف می‌کند. هرکس هم که تصور این آقایان را در مسئله‏ی فلسطین قبول نداشته باشد، باید از صفحه‏ی روزگار حذف شود. حال می‏خواهد ابومازن باشد، عرفات باشد و یا هرکس دیگری که می‏خواهد باشد.</p>

<p><strong>مسئله‏ی وابستگی حماس به دولت ایران، مسئله‏ی قابل تأملی است. آیا حماس در رابطه با دولت ایران معنی می‏شود و نظرگاه‏ها و عملکردش در تطابق کامل با سیاست‏های دولت ایران است؟</strong></p>

<p>مطمئناً این‏گونه نیست. من تصور می‏کنم که حماس منافع خود را بر منافع ایران ترجیح می‏دهد. جاهای مختلفی هم می‏شود قراین آن را دید. اینگونه نیست که هرچه ایرانی‏ها بخواهند، آنها عمل کنند.بله در جاهایی که منافع‌شان با ایران مشترک می‏شود، یا در بعضی جاها، برای جلب کمک‏های ایران، مراعات نظر مسئولان ایران را می‏کنند، اما اینگونه نیست که همه‏ی هستی خود را در جهت ایران قرار بدهند و با تصورات حکام ایران زندگی خود را ادامه بدهند.</p>

<p>به همین دلیل، در بعضی جاها نشسته‏اند و با جنبش فتح و جنبش آزادیبخش فلسطین هم مذاکره کرده‏اند. گاهی حتی به توافق‏هایی هم رسیده‏اند. منتها مقوله‏ی قدرت در فلسطین، همین الان این رقابت را دیگر ایجاد کرده است. یعنی ما باید قبول کنیم که گروه‏های رقیب فلسطینی سر منافع و سر مقامات آن حکومت، با همدیگر درگیری‏هایی دارند که در هر کشوری می‏تواند وجود داشته باشد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1565.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1565.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category"> خاورميانه</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:20:56 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>حرفه‌ای بودن اخلاقی است</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>به نظر بدیهی می‌رسد که هر فرد در هر مقام و حرفه‌ای که قرار دارد ملزم به رعایت اصول اخلاقی است. در واقع این شهود عام وجود دارد که اگر کسی به طور کلی در زندگی‌اش فردی اخلاقی باشد، لزوما در حرفه و نقش اجتماعی که بر عهده دارد نیز اخلاقی خواهد بود. پزشک، معلم، روزنامه‌نگار، وکیل یا قاضی و پلیس پیش از همه این نقش‌ها یک عامل انسانی در جامعه است که مثل دیگر افراد از او نیز انتظار می‌رود که اصولی اخلاقی را رعایت کند.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100829_Kharmagas_Maryam_25_Final.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>با این همه موضوعی با عنوان اخلاق حرفه‌ای در هر شغلی مطرح است که به نظر می‌رسد بسیار جزئی‌تر و تخصصی‌تر از موضوعات روزمره در اخلاق عملی است. حال سوال این است که چرا وجود چنین مبحثی ضروری است و چه چیزی فراتر از اخلاق عام را در بر می‌گیرد. آیا یک معلم باید اخلاقی‌تر از یک فرد عادی باشد؟ مگر اینطور نیست که از یک روزنامه‌نگار انتظار می‌رود مانند هر فرد دیگری دروغ نگوید؟ پس چرا فرضا اخلاق روزنامه‌نگاری موضوعی جداگانه از مباحث معمول اخلاق عملی است؟</p>

<p>یکی از مهمترین نکته‌هایی که اخلاق حرفه‌ای را از اخلاق عملی روزمره متمایز می‌کند آن است که در هر شغلی معامله‌ای انجام می‌شود و افراد یا موسسه‌ها پول منتقل می‌کنند. این پول که در ازای فروش خدمات یا کالا پرداخت می‌شود مستقیما پای محاسبه سود و زیان را به میان می‌کشد. به همین دلیل یکی از موضوعات مشترک در اخلاق حرفه‌ای مستقل از شغل مورد نظر، رفتار و عمل درست در این معاملات است.</p>

<p>به عنوان مثال نادرست بودن دریافت رشوه  به هر شکل یا پذیرفتن هدیه از مشتری خواه بیمار باشد یا موکل یا دانشجو، مسئله مهمی در اخلاق حرفه‌ای برای هر پزشک، وکیل یا استاد است.</p>

<p>اما آیا این تنها افراد صاحب مشاغل هستند که باید در معامله‌ها و نقل و انتقال پول درست و اخلاقی عمل کنند؟ در واقع به نظر می‌رسد تا اینجا تفاوت چندانی بین یک فرد عام و فردی که به طور مثال در مقام قاضی یا پزشک یا پلیس قرار دارد، وجود نداشته باشد. برای نمونه اگر شما نیز به عنوان مشتری به قاضی رشوه دهید به همان اندازه عملی غیراخلاقی انجام داده‌اید. پس به نظر می‌رسد تا اینجا اخلاق حرفه‌ای چیزی فراتر از اخلاق عملی ارائه نمی‌کند.</p>

<p><strong>قواعد شغلی</strong></p>

<p>در واقع بسیاری معتقدند که اخلاق حرفه‌ای تنها دستورالعمل‌هایی را برای هر شغل وضع می‌کند و افراد در آن حرفه موظف به پیروی از آن دستورها هستند. به نظر می‌رسد این قواعد چیزی شبیه آیین‌نامه‌های درون سازمانی باشند که رعایت موارد خاصی را از کارکنان انتظار دارد. به عنوان مثالی از این قواعد می‌توان به نحوه رفتار با همکاران و نوع برهمکنش در سلسلسه مراتب اداری، یا عدم دخالت سود شخصی در کار حرفه‌ای اشاره کرد.</p>

<p>به این ترتیب اخلاق حرفه‌ای چیزی جز انجام درست نقش موظفی برای هر فرد نیست. به این تعبیر نمی‌توان پزشک‌ها را به بی‌اخلاق و با اخلاق تقسیم کرد و تنها باید از پزشک حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای نام برد. یعنی پزشک، معلم یا روزنامه‌نگاری که اصول اخلاقی را رعایت نکند در واقع یک فرد غیرحرفه‌ای در شغل خود به شمار می‌رود.</p>

<p>اما مسئله به همین سادگی نیست، وگرنه می‌شد با تقلیل اصول اخلاقی به چیزی شبیه ده فرمان همه مسائل اخلاقی را حل کرد. اما همان‌طور که تا به حال در این سری بحث‌های اخلاقی دیدیم، مشکلات اخلاقی در هنگام قرار گرفتن بر سر دوراهی‌های دشوار تصمیم‌گیری خود را آشکار می‌کنند.</p>

<p>در واقع وجود شاخه‌های مختلف موضوعی در اخلاق مثل اخلاق محیط زیست، یا اخلاق پزشکی به دلیل اختلاف در اصول اخلاقی نیست؛ تفاوت این حوزه در نوع مسائلی است که فرد در هر یک  با آنها روبرو می‌شود. به این ترتیب در اخلاق حرفه‌ای نیز مسئله اصلی تصمیم‌گیری در شرایط دشوار و دوراهی‌های اخلاقی است.</p>

<p><strong>منافع شخصی در برابر وظایف حرفه‌ای</strong></p>

<p>به عنوان مثال یکی از وظایف حرفه‌ای هر پزشک، وکیل یا روزنامه‌نگار حفظ اسرار شخصی بیمار، موکل یا منبع اطلاعاتی است؛ به همین دلیل هر کدام از این افراد در شرایطی ممکن است تصمیم بگیرند که برای حفظ حریم خصوصی شخصی دیگر دروغ بگویند. این انتخاب می‌تواند در مواردی که فرد در مقابل مسئله‌ای بسیار دشوار مثل اتهام به دزدی یا قتل قرار می‌گیرد، کاملا متفاوت باشد. به این معنا که آن فرد علیرغم اصول حرفه‌ای اسرار بیمار، موکل یا منبع اطلاعاتی را که  مرتکب جرم شده فاش کند.</p>

<p>به این ترتیب بحث اخلاق حرفه‌ای به طور عام و در هر شغل خاصی معنا پیدا می‌کند و بسته به مسائل خاص آن حرفه دوراهی‌های اخلاقی متنوع و متفاوتی در مقابل افراد قرار می‌گیرد. این دوراهی‌های اخلاقی را مانند دیگر مسائل اخلاقی می‌تواند در چارچوب‌های مختلف نظریه‌های اخلاقی بررسی کرد. هر فرد بر اساس چارچوب اخلاقی که همیشه از آن پیروی می‌کند برای مسائل حرفه‌ای نیز می‌تواند تصمیم‌های به‌جا و درست بگیرد.</p>

<p>بنابراین مسئله‌ها ممکن است متفاوت باشند اما روش مقابله با آنها همان قواعدی است که در همه مسائل اخلاقی از آنها استفاده می‌کنیم. به این ترتیب حرفه‌ای بودن در هر شغلی معنا پیدا می‌کند.</p>

<p><strong>دو راهی شما</strong></p>

<p>حال نوبت شماست که به سوال این برنامه پاسخ دهید. با توجه به مطالب مطرح شد در این قسمت به این سوال پاسخ دهید که در صورت قرار گرفتن در یک موقعیت دشوار حرفه‌ای و شغلی چه می‌کنید. فرض کنید که یکی از همکاران شما به دلیل اختلاف با رئیس‌تان برکنار یا مجبور به استعفا شده است. شما در جریان این اختلاف‌ها هستید و چیزهایی می‌دانید که ممکن است بازگویی آنها به نفع یا ضرر همکارتان تمام شود. آیا در مواجهه با این مسئله سکوت می‌کنید، در یک نامه عمومی چیزهایی را که می‌دانید منتشر می‌کنید یا استعفا می‌دهید؟</p>

<p><script type="text/javascript" charset="utf-8" src="http://static.polldaddy.com/p/3688304.js"></script><br />
<noscript><br /><br />
	<a href="http://polldaddy.com/poll/3688304/">یکی از همکاران شما به دلیل اختلاف با رئیس‌تان برکنار یا مجبور به استعفا شده است. شما در جریان این اختلاف‌ها هستید و چیزهایی می‌دانید.  در مواجهه با این مسئله</a><span style="font-size:9px;"><a href="http://polldaddy.com/features-surveys/">survey software</a></span><br /><br />
</noscript></p>

<p>برای پاسخ به این سوال توجه داشته باشید که هر دو شق ماجرا در اینجا اهمیت دارند. یعنی ممکن است در مسئله خاص شما چیزهایی که می‌دانید به نفع همکارتان باشد یا در یک مسئله دقیقا مشابه دیگر چیزهایی بدانید که به نفع رئیس یا سازمان یا کافرمایتان باشد. در ضمن این موضوع را هم در نظر داشته باشید که حفظ اسرار همکاران و سازمان از اصول حرفه‌ای شماست.</p>

<p><strong>منابع:</strong></p>

<p dir="ltr" id=fn1"><small><a href="http://books.google.com/books?id=MpMlAQAAIAAJ&amp;q=101+Ethical+Dilemmas&amp;dq=101+Ethical+Dilemmas&amp;hl=en&amp;ei=c4NaTPSsHofb4AbPxL3oAQ&amp;sa=X&amp;oi=book_result&amp;ct=result&amp;resnum=1&amp;ved=0CCgQ6AEwAA">101 ethical dilemmas</a>, Martin Cohen, 2007</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_791.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/idea/2010/09/post_791.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">خرمگس آتن</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:10:43 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>روایت شفق ۱۰</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>به جز موارد استثنائی، گمان نکنم بُریدن آدمها تو این دوره، مسئلۀ عجیب غریبی باشد. بعضیها شاید فقط به شکنجه فکر کنند، به کابل و انواع دیگر شکنجه. اما من گمانم فقط کابل نیست، فقط شکنجه نیست. مسئلۀ طرز تفکر است. مسئلۀ شخصیت فردی است. نگاه آدم است به جهان. وگرنه حسین روحانی که کابل نخورد، پس چرا بُرید و رید؟</p>

<p>مجاهدین وقتی دید خیل گسترده توّابین راه افتاده است، تازه به اصطلاح زرنگی کرد، گفت توبه نامه بنویسید. یعنی وقتی دید همه دارند توبه می‌کنند، گفت توبه کنید. خُب کم نبودند. حدود هشتاد درصد زندانیها مجاهد بودند. مثلاً سر و ته بچه‌های چپ زندان همدان، سی چهل تا می‌شد، بقیه همه مجاهد بودند. مسئله شکست است. وقتی به هوادارهات می‌گویی یک ماه دیگر رژیم رفتنی‌ست و هوادارت می‌بیند همچنین خبری نیست و می‌بیند چَرت گفته‌ای، می‌بُرد.</p>

<p>کار به جایی رسیده بود که حاج داوود رحمانی می‌گفت چوب خط بکشید. مجاهدین گفته بود عمر رژیم سر آمده، تا اول مهر می‌رود. مهر شد آبان، رژیم سر جاش بود. آبان شد آذر، نرفت. شد سال بعد، شد سال دوم، ولی رژیم هنوز سرجایش بود. خُب، همه که توان این را ندارند یک عمر مقاومت کنند. وقتی وعده‌ها دروغ از آب در بیاید، این جوری می‌شود.</p>

<p>وقتی یک سازمانی وعده می‌دهد، باید پشتوانه‌ای هم داشته باشد. خُب، اکثر این مجاهدینی که من دیدم، دانش آموز بودند، تحصیلکرده بودند. اینها که انقلابی حرفه‌ای نبودند. طرف نشریه می‌فروخته است، حالا که نمی‌شد فروخت، برداشته بودند یوزی داده بودند دستش که برو بشو مسئول ۱۵ نفر. یک یارو بود، ده پانزده نفر زیر نظرش بودند. بدون اینکه عملیاتی انجام بدهد، دستگیر شد، همه را لو داد، هشت نفرشان اعدام شدند.</p>

<p>من نمی‌گویم شکنجه نبود. من گمانم شکنجه دادن این جاکشها توی تاریخ بی‌نظیر باشد. ولی فقط این نبود. ما قبل از اینکه وارد زندان بشویم، شکست خورده بودیم. من در مقابل شعارهای جمهوری اسلامی، مات شده بودم. خُب، من می‌گفتم مرگ بر شوروی، جمهوری اسلامی هم می‌گفت مرگ بر شوروی. من می‌گفتم مرگ بر آمریکا، او هم همین را می‌گفت. می‌گفت شعار من و تو چه فرقی با هم دارد؟ من می‌ماندم. خُب من از چه چیزی می‌توانستم دفاع کنم؟ می‌گفتم توده‌ها، خُب، توده‌ها شده بودند زندانبان خود من. توده‌ها که بیشتر با آنها بودند تا با من.</p>

<p>ما نمی‌فهمیدیم که وقتی داریم شعاری را مطرح می‌کنیم، باید پشتوانه‌اش را هم داشته باشیم.</p>

<p>جمهوری اسلامی مثل یک سازمان سیاسی با زندانی برخورد می‌کرد. ایدئولوژیک برخورد می‌کرد. یارو می‌گفت رد دیالکتیک با دیالکتیک. می‌گفت من دویست تا تناقض از مارکسیسم در آورده‌ام، اگر جوابی بدهی، من می‌شوم مارکسیست. خُب من جوابی نداشتم. من اصلاً چه می‌دانستم مارکسیسم یعنی چی. منی که دانش فلسفی نداشتم، آگاهی سیاسی درستی نداشتم، که نشریه‌ام را درست نمی‌خواندم، و تازه اگر هم می‌خواندم، همه چیز را چشم و گوش بسته می‌پذیرفتم، و خدام حسین روحانی بود و ابوتراب حق شناس و مسعود رجوی و کیانوری، و فقط به پشتوانۀ حضور این آدمها معنی داشتم، خُب، معلوم است وقتی می‌افتم توی زندان، تهی هستم و زرتی می‌شکنم.</p>

<p>تازه آن طرف قضیه هم هست. پیکار مثلاً در می‌آمد علیه جمهوری اسلامی، علیه لیبرالها، شعار محوری است. بعد، یکدفعه می‌گفت لیبرالها وجود ندارند، شعار ما علیه جمهوری اسلامی است. حالا اینکه این را از کدام قوطی در می‌آورد، دیگر توضیح نمی‌دادند. یعنی همه چیزمان با هم می‌خواند. نه رهبرهامان شعور داشتند به ما بدهند و نه ما شعورش را داشتیم که به آنها چیزی بدهیم یا از آنها بخواهیم. جمهوری جاکش هم که اصلاً فرصت نداد دست راست و چپمان را از هم تشخیص دهیم. بعد، من توی زندان می‌دیدم آن مسئول ننه سگ ایدئولوژیک بیشتر از من می‌داند.</p>

<p>می‌گویم از قبل شکسته بودیم. وگرنه سعید یزدیان کسی است که دورۀ شاه، توی زندان افسانۀ مقاومت دارد. کسی است که ساواک شاه با آن دم و دستگاهش نتوانست بمبی را که تو ساختمانش کار گذاشته بود، کشف کند. ولی اینجا می‌برد.</p>

<p>مثلاً یکی از مجاهدین، گفت من فقط یک کابل خورده‌م، اونم به خاطر تو. چون پرسیده بودند که این پیکاری است یا نه؟ گفته بود نه. اما این آدم کابل نخورده بُرید. یعنی از قبل شکسته بود.</p>

<p>همین جریانی که تو خارج می‌بینی. اینجا که کسی کابل نمی‌خورد. چرا نمی‌شود کار کرد؟ کار کردن برنامه می‌خواهد. من آدم هستم دیگر. توی زندان فکر می‌کردم منی که می‌گویم دهقانها، خُب، چه برنامه‌ای برایشان دارم؟ وقتی همین جور الکی با چهارتا شعار می‌روی زندان، معلوم است می‌شکنی. من مطمئنم آن کسانی که تو زندان جمهوری اسلامی دوام آوردند، فقط آدمهای لوطی بودند، نه آدمهای سیاسی. یعنی من حساب می‌کردم که با این رفیقم، ده‌ها بار رفته‌ام عرق خوری. توی خیابانها دست گردن هم انداخته‌ایم، با هم آواز خوانده‌ایم. شب رفته ام خانه‌اش، مادرش برام غذا آورده، رختخوابم را انداخته است. بی‌پول بوده‌ام، ازش پول گرفته‌ام. می‌دیدم این جزئی از زندگی من است، نمی‌توانم بدهمش دست جاکشها. این را من به یک توّاب ازگل گفتم. چون توی توّابها هم آدم حسابی زیاد بود. طرف ظاهرا توبه می‌کرد که بماند. اما این دگوری بود. گفتم تو آدم مزخرف گهی هستی! چند شب تو با این مرد غذا خورده‌ای جاکش؟ چند شب مادرش رختخواب تو را انداخته است؟ گفتم جاکش، تو اگر فقط به دستهای مادرش که استکان چای را جلوت می‌گذاشت، فکر می‌کردی، لوش نمی‌دادی که ببرند اعدامش کنند.</p>

<p>من آدمهایی را که دیدم دفاع کردند، اکثراً بدون هویت سازمانی بودند. منظورم این نیست که جزو سازمانی نبودند، نه، بودند، ولی هویت فردی داشتند. بخصوص بعد از سال ۶۱، یعنی طرف، اگر می‌ماند، فقط لوطی بود، انسان بود، به آدمها اعتقاد داشت. نمی‌توانست ۵۰ نفر را بدهد دم تیغ و خودش زنده بماند.</p>

<p>دویست تا کابل که بخوری، فوقش استخوانت چرک می‌کند. چه کسی در زندگیش کتک نخورده است؟ مشت نخورده است؟ همه کتک خورده‌ایم. از پدر مادر، تو دعوا. یارو می‌دید وقتی پیکاری وجود ندارد، از چه چیزش دفاع کند؟ یکی از بچه‌های جنس مجاهدین بود، دیده بود از کی دفاع کند؟ از عرفات دفاع کرده بود. چون جمهوری اسلامی عرفات را ضد انقلاب می‌دانست. گفتم آخر این هم شد دفاع؟ عرفات کیه که تو ازش دفاع می‌کنی؟ یعنی آدم شاهکارهایی می‌دید باور نکردنی. والله، امروز اگر من برگردم، جمهوری اسلامی بگیردم، از عروسی ننه‌ام می‌گویم تا دامادی بابام.</p>

<p>اینجا دقیقا لوطی‌گری بود. هر کی لوطی‌تر بود، بیشتر دوام می‌آورد. تصوّر ما این است که دانشجو و معلم آگاهترین فرد جامعه‌اند، در صورتی که این طور نیست. خیلی‌ها می‌روند یک لیسانس بگیرند که مردم را بچاپند، یا در نهایت زندگیشان را بکنند.</p>

<p>امروز که دوران قدیم نیست که دانش و فرهنگ دارای معنویتی خاص باشد. تازه قدیمها هم از میان صد تا آدم با دانش، چندتایی انگشت شمار شریف بودند. خُب، یک دانش آموز یا دانشجو که هنوز زندگی نکرده است، که دست نکرده است تو جیبش، صد تومن برای رفیقش خرج کند، معلوم است که نمی‌تواند لوطی باشد.</p>

<p>در مورد خودم بگویم. سال ۶۰ تو سیدخندان می‌نشستم. وقتی سال ۶۳ آزاد شدم، مدتی بعدش رفتم تهران، توی همان خانه. بچه‌ها هنوز همانجا بودند. گفتم کره خرا، چرا خونه رو عوض نکردین؟ گفتند می‌دونستیم تو این قدر غرور داری و این قدر خودپرست هستی که کسی رو لو ندی. البته بعدا یکی‌شان این قدر آدم جفنگی از کار درآمد که حالم را به هم زد و اگر دست به لو دادنم خوب بود، می‌رفتم لوش می‌دادم.</p>

<p>خُب، یارو را گرفته بودند، از همان لحظه شروع کرده بود به همکاری کردن. گفته بود اینجا قرار دارم. این نه کابل خورده بود، نه چیزی. همان سر قرار، شروع کرده بود همکاری کردن. این آدم کمیتۀ مرکزی مجاهدین همدان را از ایران فراری داد. اولین قرارش را داد تا رسید به کمیتۀ مرکزی همدان. تو همدان یک سری را داد، بعد، با پاسدارها گشت می‌زد، مجاهد می‌گرفت. این که کابل نخورده بود. این از اول شکسته بود.</p>

<p>یکی سال ۶۰، از زندان بسیج فرار کرد. رفته بود با هزار بدبختی، برای خودش تو گوهردشت یا نمی‌دانم مهرشهر زندگی می‌کرد. زن داشت، دوتا بچه داشت. خلاصه، کلّی دنبال رابطه با مجاهدین بود. یک روز تو کرج دو تا دختر را می‌بیند. از دوستان قدیمیش بوده‌اند. می‌گوید اینجا چه کار می‌کنین؟ می‌گویند دنبال ارتباط با مجاهدین هستیم. می‌گوید منم دنبال ارتباطم. بعد، می‌گویند ما جا نداریم. این اعتماد می‌کند. این دوتا دختر را می‌برد خانۀ خودش. مشکلی نداشته است. زن داشته، بچه داشته. بعد، این هرجا می‌رفته مهمانی، این دو تا را هم با خودش می‌برده. چیزی که برای من تعجب آور است، این است که چطور حافظۀ توّابها این قدر خوب کار می‌کند؟ آقا، این دخترها یک مدتی پیش این می‌مانند. بعد، یک روز می‌گویند ما می‌رویم توی خیابون چرخی بزنیم، شاید همین جور اتفاقی یکی دوتا از بچه‌ها را ببینیم.</p>

<p>اینها می‌روند توی خیابان، کمیته می‌گیردشان. آقا، این مادر قحبه‌ها نه تنها آن بابا را لو می‌دهند، بلکه می‌روند همۀ کسانش را هم لو می‌دهند. می‌گفت شب توی کمیته دیدم صدای گریه می‌آد. هی می‌گن من بی‌گناهم و از این حرفها. از پاسداره پرسیدم اینها کی‌ان؟ گفت فامیلهای خودت هستن. این دخترها هر خانه‌ای را که با این رفته بودند مهمانی، لو داده بودند.</p>

<p>من نمی‌دانم حافظۀ این حرامزاده‌ها چطور این قدر دقیق کار می‌کرد که همۀ خانه‌ها را یادشان مانده بود؟<br />
اینها که کابل نخورده بودند. تمام فک و فامیل این را لو داده بودند. یعنی خیلی منطقی می‌شود فهمید که کابل نخورده‌اند. چون صبح از خانه آمده‌اند بیرون و دو ساعت بعد با پاسدارها آمده بودند در خانۀ این بابا. حالا بگیر دو تا چک خورده باشند، یا بگیریم چون جایی نداشته‌اند، مجبور بوده‌اند آدرس آن بابا را بدهند، ولی با فک و فامیلش چکار داشتند؟ این بنده خدا ۱۵سال حبس گرفت.</p>

<p>بعد این مجاهدی که گفتم تا دل کمیتۀ مرکزی مجاهدین رفت. این آدم فقط ۲۶ تا عملیات موفق داشت. چند بار حزب اللهی‌ها را با چاقو زده بود. آدم فعالی بود. هیچ کس فکر نمی‌کرد این را بتوانند دستگیر کنند. خیلی آدم زرنگی بود.</p>

<p>با یکی قرار داشته. من هر دوتاشان را تو زندان دیدم. رفته سر قرار، حالا یا لو رفته بوده یا هرچی، تا می‌گیرندش شروع می‌کند به همکاری. برده بودندش اوین، بعد آورده بودند همدان. یکی از بچه‌ها می‌گفت من فقط یک کمی نخود لوبیا به تشکیلات مجاهدین کمک کرده‌ام، این دیوث من را هم لو داده.</p>

<p>می‌دانی، ترسیدن یک امر طبیعی است، تاب نیاوردن و لو دادن هم باز چیز عجیب غریبی نیست، اما این که آدم بردارد کسی را هم که فقط چند کیلو نخود لوبیا به سازمان کمک کرده، لو بدهد، اصلاً شاهکار است.</p>

<p>مثلاً یک نمونۀ دیگرش، سال ۶۰ بود. یک بابایی به اسم احمد گورکی، از بچه‌های مجاهدین بود، من بعدا دیدمش. بچۀ جنسی بود. یک روز یکی از مجاهدها که بعدا توّاب شد، تو خیابان داشته می‌رفته، این را می‌بیند که با یکی از بچه‌های تشکیلات مجاهدین تو اتو همدان ایستاده، حرف می‌زند. این فقط قیافۀ احمد را به خاطر می‌سپرد. بعد آن آدمی که با این قرار داشته مهدی افشار بوده. که مسئول این هم بوده. این مهدی خودش تعریف می‌کرد که این حرامزاده چهارتا تشکیلات همدان را لو داده. مهدی افشار اصلاً زیر بار نرفته بود که من این را می‌شناسم. این کثافت حتی شکل مسواک گذاشتن مهدی را هم گفته بود که هیچ گونه شک و شبهه‌ای باقی نماند.</p>

<p>مهدی افشار دفاع کرد.<br />اعدامش کردند.</p>

<p>این پسره هم روانی شد. بعد بسیجی شد. این کابل نخورده همه چیز را گفته بود.</p>

<p>منظورم این است، افرادی که می‌شکستند، از قبل خُرد شده بودند. فقط منتظر تلنگر بودند تا فرو بریزند. حالا یا از طریق فیزیکی، یا هرچی. یارو را، برادرش را اعدام کرده بودند، خودش دو ساعت انفرادی را تحمل نکرد، شروع کرد به همکاری. یکی دلش برای زنش تنگ می‌شد، یا دلتنگ بچه‌اش می‌شد، شروع می‌کرد به همکاری.</p>

<p>حالا یک عده لوطی‌گری می‌کردند، اعدام می‌شدند، یا حبس می‌کشیدند، یا در نهایت، فقط به خودشان لطمه می‌زدند، یک عده نه.</p>

<p>به نظر من مسئلۀ فقط شکنجه نیست. شکنجه به این سادگی نمی‌تواند خُردت کند. چون وقتی کابل می‌زنند، دردت می‌آید و اولین عکس العملت نفرت است. بنابراین نمی‌توانی به راحتی هرچه می‌خواهند بهشان بدهی. البته هیچ کس نمی‌تواند یک حکم کلّی صادر کند. مثلاً خیلی‌ها هم بودند که آن قدر این جاکشها با کابل زده بودندشان و آن قدر با مشت و لگد به جانشان افتاده بودند که نتوانسته بودند تاب بیاورند. شکسته بودند. توبه کرده بودند. برادر برادر می‌کردند. دست آخوند ماچ می‌کردند. و به چنان حقارتهایی تن می‌دادند که دل آدم را به درد می‌آوردند، که دیگر به هیچ وجه نمی‌شد باور کرد که انسان، اشرف مخلوقات عالم است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>








<hr /><span style="font-size: 12px;">
<b>بخش پیشین</b><br>
• <a target="_blank" href='http://zamaaneh.com/library/2010/09/_9.html'>روایت شفق - ۹</a><br></span>






















</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/library/2010/09/post_366.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/library/2010/09/post_366.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">روایت شفق</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 22:00:24 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«خودکفایی ایران در تولید بنزین»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>مسعود میرکاظمی، وزیر نفت ایران از «خودکفایی» این کشور در تولید بنزین خبر داد و افزود که ایران از واردات بنزین بی‌نیاز شد.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری‌های ایران، میرکاظمی امروز در جمع خبرنگاران، میزان تولید روزانه بنزین در ایران را بیش از ٦٦ میلیون لیتر اعلام کرد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/mirkazemi3.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>وزیر نفت، تولید پیشین بنزین در ایران را ٤٤ میلیون لیتر در روز اعلام کرد و افزود که برای تأمین مصرف داخلی نیاز به واردات روزانه ٢٠ میلیون لیتر بنزین از خارج از کشور بوده است.</p>

<p>در سال ١٣٨٨ قسمت عمده بنزین ایران از امارات وارد می‌شد که بیش از ٧٠ درصد بنزین وارداتی ایران را تشکیل می‌داد. </p>

<p>عمده‌ترین تأمین‌کنندگان بنزین ایران در سال گذشته امارات، هند و ترکمنستان بودند. بر اساس آمار در سال گذشته بیش از ٧٢ درصد از کل بنزین وارداتی ایران از امارات وارد شده که ارزش آن بالغ بر سه میلیارد دلار است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">میرکاظمی امروز در جمع خبرنگاران، میزان تولید روزانه بنزین در ایران را بیش از ٦٦ میلیون لیتر اعلام کرد</span></div></p>

<p>میرکاظمی با اشاره به آنچه که «شیطنت برخی از قدرت‌های غربی، تحریم‌ها و افزایش قیمت فروش بنزین» نامید، افزود: «از ٢٠ روز پیش تاکنون در واحدها طرح افزایش تولید بنزین شروع شد که سرانجام توانستیم در هفته اخیر روزانه ٦٦/٥ میلیون لیتر بنزین تولید کنیم.»</p>

<p>به گفته محمد رویانیان، رییس ستاد حمل ‌و نقل و مدیریت مصرف سوخت ایران، مصرف روزانه بنزین در ایران در سال جاری کمتر از ٦٣ میلیون لیتر است.</p>

<p>پس از تصویب دور تازه تحریم‌ها در خردادماه گذشته علیه برنامه هسته‌ای ایران، واردات بنزین به ایران نیز مشمول تحریم شد.</p>

<p>مرداد ماه گذشته، خبرگزاری ریانووستی از مسکو گزارش داد که حجم واردات بنزین به ایران در ماه جولای، (تیر ـ مرداد ٨٩ ) با کاهش ٥٠ درصدی به ٦٠ هزار بشکه در روز رسیده است.</p>

<p>پیش از این حجم واردات بنزین ایران در ماه مه، (خرداد ـ تیر ٨٩) ١٢٠ هزار بشکه در روز بوده است.</p>

<p>به نوشته این خبرگزاری، کمپانی‌های پتروناس مالزی، لوک اویل روسیه، رویال بریتانیا و هلند، ویت‌اویل سوئیس، ترافیگورای هند، بریتیش پترولیوم بریتانیا، شل برینتانیا و دانمارک و همچنین کمپانی‌های آمریکایی « Reliance Industrie، Glencore و Ingersoll Rand» فروش بنزین به ایران را یا متوقف کرده‌اند و یا از بستن قرارداد تازه با ایران خودداری کرده‌اند.</p>

<p>شرکت توتال فرانسه نیز از خرداد ماه گذشته فروش بنزین به ایران را متوقف کرد.</p>

<p>به دنبال توقف فروش بنزین، مسعود میرکاظمی ششم مرداد ماه ٨٩ از آمادگی مجتمع‌های پتروشیمی ایران برای تولید روزانه دست‌کم ١٥ میلیون لیتر بنزین خبر داد.</p>

<p>میرکاظمی گفته بود:‌ «تا پایان سال ٩٢ به امکان تولید روزانه ١٧٠ میلیون لیتر بنزین دست خواهیم یافت که در آن سال نیاز کشور بیش از ٦٦ میلیون لیتر در روز نیست، بنابراین می‌توانیم بگوییم تا سال ٩٢ صادرکننده بنزین خواهیم بود.»</p>

<p>محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران نیز سوم مردادماه گذشته با اشاره به تحریم بنزین گفته بود که:‌ «می‌گویند که بنزین را تحریم می‌کنیم. این از آرزوهای من است که بنزین تحریم شود. ظرف دو روز ۱۷ میلیون لیتر جایگزین می‌کنیم. همه‌ کارها را انجام داده‌ایم و کلیدش آماده و در دست ما است.»</p>

<p>در حال حاضر در ایران پنج طرح بنزین سازی در پالایشگاه‌های تهران، بندرعباس، تبریز، آبادان و اصفهان در حال اجرا است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14270.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14270.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 15:52:20 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>انتقاد عبدالله نوری از برخورد نکردن با لباس شخصی‌ها</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>عبدالله نوری، وزیر کشور ایران در دولت محمد خاتمی که به دیدار مهدی کروبی یکی از رهبران مخالف دولت رفته بود، گفت که حکومت ایران «چرا برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و خودسر اقدامی انجام نمی‌دهد.»</p>

<p>به گزارش تارنمای کلمه، نوری در بازدید از خانه مهدی کروبی که هفته گذشته مورد حمله نیروهای «بسیجی و لباس شخصی» قرار گرفت، گفت:‌ «چنین حوادث تلخ و تکان دهنده‌ای را قبل از انقلاب هم به یاد ندارم که به تعبیر متولیان امور، عده‌ای خودسر مجال بیابند طی چند شبانه روز در محله‌ای از پایتخت که نیروهای انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی حضور دارند، دست به چنین رفتاری بزنند.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/karubi-nouri.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>عبدالله نوری افزود: ‌«چگونه است در شب‌های قدر برای کنترل جلسات محدود و حتی خانگی توسط منتقدین، نیروی امنیتی و انتظامی گسیل می‌شود ولی برای کنترل و برخورد با نیروهای لباس شخصی و به اصطلاح خودسر اقدامی مشاهده نمی‌شود؟»</p>

<p>وزیر کشور دولت محمد خاتمی در دیدار با کروبی به طرح این پرسش پرداخت که «آیا منتقدین هم به اندازه نیروهای به اصطلاح خودسر می‌توانند در یک تجمع مسالمت‌آمیز اعتراض خود را نسبت به عملکرد همین نیروها بیان کنند یا چون خودسر نیستند باید سرکوب شوند؟»</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">به گفته عبدالله نوری با اعمال رفتار خشن، تهدید و ارعاب از سوی حکومت، مواضع منتقدان تغییر نمی‌کند</span></div></p>

<p>نوری افزود: ‌«این بود مدینه فاضله‌ای که نویدش داده می‌شد و این همان حکومت عدل علوی است که با این رفتارها به جهانیان معرفی می‌شود؟»</p>

<p>به گفته عبدالله نوری «اگر حاکمیت واقعا مخالف این حرکت‌های غیر انسانی است، باید با آن برخورد کند تا به همکاری و همنوایی با مهاجمان متهم نشود.»</p>

<p>نوری افزود: «با چه بیان و گفتاری می‌توان حکومت را قانع کرد که بسیاری از منتقدان اگر بیش از آن‌ها دلسوز این آب و خاک و دین و آیین نباشند، کمتر ازآن‌ها نیستند ولی مثل حکومت فکر نمی‌کنند و صلاح و فساد حکومت را به گونه‌ای دیگر می‌دانند و این هم جرم نیست.»</p>

<p>به گفته عبدالله نوری با اعمال رفتار خشن، تهدید و ارعاب از سوی حکومت، مواضع منتقدان تغییر نمی‌کند.</p>

<p>او افزود:‌ « آیا حکومت معتقد است باید در ١٥ ماه گذشته این همه هزینه داده می‌شد و یا خودشان هم در خلوت خود به این نتیجه رسیده‌اند که می‌شد با هزینه‌ای به مراتب کمتر به نتایجی به مراتب بهتر در جهت منافع ملی، آسایش، رفاه و خواست مردم دست یافت.»</p>

<p>هفته گذشته چندین بار منزل مهدی کروبی یکی از رهبران مخالفان دولت ایران مورد حمله لباس شخصی‌ها قرار گرفت. در شیراز نیز لباس شخصی‌ها به مسجد قبا که محل برگزاری نماز و سخنرانی آیت‌الله علی محمد دستغیب از مراجع تقلید مخالف دولت است، حمله کردند.</p>

<p>میرحسین موسوی یکی از رهبران مخالفان دولت، حملات پی‌درپی به منزل مهدی کروبی را «بهترين نشان خوف اقتدارگرايان از جنبش مردمی و نيز بهترين دليل برای ابزاری شدن همه شعارها و مراسم و مناسک اسلامی و انقلاب» خواند.</p>

<p>کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران نیز ١٢ شهریور اعلام کرد که آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران مسئول «حمله و خشونت علیه مخالفان حکومت» است.</p>

<p>همچنین سپاه محمد رسول‌الله تهران ١٤ شهریور در اطلاعيه‌ای اعلام کرد که «مسببان تجمع و تيرانداری مقابل منزل کروبی افرادی خودسر و کاملاً بی‌ارتباط با بسيج و سپاه هستند.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14272.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14272.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 14:10:12 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ایران، کره جنوبی را در سئول شکست داد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>تیم ملی فوتبال ایران عصر امروز در یک دیدار دوستانه که در کره جنوبی برگزار شد، توانست تیم کره جنوبی را پس از ٣٩ سال در خاک این کشور شکست دهد.</p>

<p>ایران پیش از این تنها یک بار در تاریخ ٢١ شهریور ١٣٥٠ خورشیدی توانسته بود کره جنوبی را در سئول و در جریان یک بازی دوستانه با نتیجه دو بر صفر شکست دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/iran2010.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در بازی امروز ایران و کره جنوبی، مسعود شجاعی در دقیقه ٣٥ نیمه نخست دروازه کره جنوبی را گشود تا پس از ٣٩ سال، ایران بتواند دومین شکست را در سئول به تیم کره جنوبی تحمیل کند.</p>

<p>بازیکنان کره جنوبی در دقایق ابتدایی نیمه نخست، حملات متعددی روی دروازه ایران انجام دادند اما نتیجه‌ای نگرفتند. </p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">ایران پیش از این تنها یک بار در تاریخ ٢١ شهریور ١٣٥٠ توانسته بود کره جنوبی را در سئول با نتیجه دو بر صفر شکست دهد</span></div></p>

<p>بازیکنان ایران کم کم توانستند بر جریان بازی مسلط شوند و در دقیقه ٣٥ پژمان نوری از اشتباه «لی یونگ پی یو» در مهار توپ استفاده کرد و توپ را به مسعود شجاعی پاس داد. مسعود شجاعی هم که در موقعیت تک به تک با دروازه‌بان کره جنوبی قرار داشت، توپ را درون دروازه کره جای داد.</p>

<p>این دیدار دوستانه در فاصله ١٢١ روز مانده به جام ملت‌های آسیا برگزار شد.</p>

<p>جام ملت‌های آسیا از هفتم ژانویه ٢٠١١ (١٧ دی ١٣٩٠) آغاز می‌شود و ایران در مرحله گروهی با عراق، کره شمالی و امارات بازی خواهد کرد.</p>

<p>نخستین دیدار ایران و کره جنوبی ٥٢ سال پیش در سال ١٩٥٨ میلادی در چارچوب بازی‌های آسیایی در توکیو برگزار شد که در جریان آن ایران با دریافت پنج گل از کره جنوبی شکست خورد.</p>

<p>تیم ایران شنبه گذشته نیز موفق شده بود که با نتیجه دو بر صفر تیم چین را در شهر ژنگژو شکست دهد.</p>

<p>تیم ملی ایران امروز با سرمربیگری افشین قطبی و  با ترکیب مهدی رحمتی، محمد نصرتی، هادی عقیلی، جلال حسینی، احسان حاج‌صفی، پژمان نوری (دقیقه ٨٤ حنیف عمران زاده٤)، آندرانیک تیموریان، جواد نکونام، مسعود شجاعی (دقیقه ٩٤ هادی نوروزی)، غلامرضا رضایی (دقیقه ٧٩ محمدرضا خلعتبری) و محمد غلامی (دقیقه ٤٠ کریم انصاری‌فرد و دقیقه ٧٣ مهرداد اولادی) به میدان رفت.</p>

<p>«صالح سوبخیدین»، داور مالزیایی این دیدار در جریان بازی به محمد نصرتی و آندرانیک تیموریان از تیم ایران کارت زرد نشان داد. </p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14271.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14271.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 14:04:12 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«آژانس مسائل سياسی را دخالت می‌دهد»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>با انتشار تازه‌ترين گزارش يوکيا آمانو، مديرکل آژانس بين‌المللی انرژی اتمی درباره فعاليت‌های هسته‌ای ايران و تأکيد بر ادامه غنی‌سازی اورانيوم از سوی اين کشور، مقامات ايران نسبت به آن واکنش نشان دادند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری‌های جهان، آقای آمانو در آخرين گزارش خود که عصر ديروز منتشر شد از احتمال «فعاليت‌های هسته‌ای محرمانه ايران با همکاری ارگان‌های نظامی» اظهار نگرانی کرد و متذکر شد که اين کشور برخلاف مفاد قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بين‌المللی انرژی اتمی همچنان به غنی‌سازی اورانيوم ادامه می‌دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/agance070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>در گزارش فوق آمده است که جمهوری اسلامی ايران تا ۲۰ اوت امسال ۲۲ کيلوگرم اورانيوم غنی‌شده ۲۰ درصدی توليد کرده و غنی‌سازی در اين سطح همچنان ادامه دارد. اين گزارش همچنين از توليد ۹۹۵ کيلوگرم اورانيوم با غنای کم از تاريخ ۲۳ نوامبر ۲۰۰۹ تا ششم اوت امسال خبر داده است.</p>

<p>يوکيا آمانو اعلام کرد که بازرسان آژانس به هنگام بازرسی از تاسيسات غنی‌سازی اورانيوم در نطنز به اورانيوم با غنای بين ۵ تا ۷.۱ درصد در اين تأسيسات دست يافته‌اند که گزارش می‌گويد اين اندازه «بالاتر از حد اعلام شده از سوی ايران» برای اين تاسيسات است.</p>

<p>مدير کل آژانس بين‌المللی انرژی هسته‌ای در اين گزارش از «شکسته شدن مهر و موم‌های» آژانس در تأسيسات نطنز خبر داد که ايران آن را «اتفاقی» دانست. آژانس قرار است اين موضوع را پيگيری کند.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">علی‌اکبر صالحی: شيوه گزارش‌نويسی آژانس در يک سال اخير تغيير کرده است</span></div></p>

<p>در همين حال خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از علی‌اکبر صالحی، رييس سازمان انرژی اتمی گفت: «محور اصلی گزارش جديد مدير کل آژانس، تاکيد بر انحراف نداشتن فعاليت‌های هسته‌ای ايران از مسير صلح‌آميز است.»</p>

<p>صالحی ساير مسائل مطرح شده در گزارش را «اموری فرعی» دانست و افزود: «آژانس بين‌المللی انرژی اتمی بايد حواسش را قدری بيشتر جمع کند و از موضع بی‌طرفی و انصاف خارج نشود؛ چرا که اعتبار آژانس به تخصصی، فنی بودن و بی‌طرف بودنش است.»</p>

<p>وی در مورد اخراج دو بازرس آژانس توسط ايران گفت که آن‌ها «خلاف واقع گزارش کردند، آژانس هم به اين نتيجه رسيد اما نمی‌خواهد بر اين مساله اذعان کند.» صالحی انتخاب بازرسان را «حق ايران و تمام کشورهای عضو آژانس» دانست. </p>

<p>علی‌اکبر صالحی در مورد ندادن مجوز برای بازرسی آژانس از تأسيسات آب سنگين اين کشور نيز گفت اگر آژانس ثابت کرد که بايد از اين تأسيسات بازديد کند اجازه داده خواهد شد اما «ما چنين قانونی را در مقررات نيافتيم.»</p>

<p>رييس سازمان انرژی اتمی ايران تقاضای آژانس مبنی بر اين‌که ايران بايد پيش از اعلام ساخت ‌١٠ سايت غنی‌سازی، آژانس را مطلع می‌کرد، گفت بر اساس اصلاحيه قانون قديم «ايران موظف به ارائه‌ چنين اطلاعاتی نيست» و اين کشور به اصلاحيه جديد نيز «تعهدی ندارد.»</p>

<p>صالحی افزود: « شيوه گزارش‌نويسی آژانس در يک سال اخير تغيير کرده است و جای اين سوال است که پس از رفتن مدير کل پيشين از آژانس، چه تغييری روی داده است و يا ايران چه اقدامی را انجام داده است؟»</p>

<p>وی تأکيد کرد: «ما احساس می‌کنيم فشارهای سياسی آثار خودش را در برخی از رده‌های آژانس می‌گذارد.»</p>

<p>علی‌اصغر سلطانيه، نماينده‌ دائم ايران در آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در واکنشی نسبت به گزارش يوکيا آمانو گفت: «گزارش مدير کل آژانس نسبت به گزارش‌های مديرکل قبل، متوازن نيست و اشکالاتی مبنی بر پرداختن به جزئيات فنی و برجسته کردن و نقل قول از متن قطعنامه‌های شورای امنيت در آن ديده می‌شود.»</p>

<p>از سوی ديگر رامين مهمان‌پرست، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران ضمن بيان اينکه اين گزارش حاکی از «فعاليت‌های صلح‌آميز هسته‌ای ايران» است، در همين حال افزود که آژانس بايد «شأن فنی» خود را رعايت کند و به «مسائل سياسی و غير فنی» نپردازد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14267.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14267.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:50:15 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تذکر ۱۲۲ نماينده مجلس به احمدی‌نژاد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>۱۲۲ نماينده مجلس ايران در يک تذکر کتبی به محمود احمدی‌نژاد، رئيس جمهوری اسلامی ايران، نسبت به تعيين نمايندگان ويژه در سياست خارجی و پرهيز از موازی‌کاری در اين عرصه تذکر دادند. </p>

<p>به گزارش خبرگزاری مهر، اين تذکر در پايان جلسه علنی امروز مجلس خوانده شد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/majles070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>اين نمايندگان در تذکر خود تاکيد کرده‌اند که «انتصاب نمايندگان ويژه رئيس جمهور درعرصه سياست خارجی خلاف قانون است و لازم است رئيس جمهور از توصيه‌های رهبری در اين زمينه تبعيت کند.»</p>

<p>محمود احمدی‌نژاد اخیرا چهار نماینده خود را برای امور خارجی منصوب کرد.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">نمايندگان: لازم است رئيس جمهور از توصيه‌های رهبری در اين زمينه تبعيت کند</span></div></p>

<p>وی، اسفندیا رحیم مشایی را به عنوان نماینده ویژه رئیس ‌جمهوری در امور خاورمیانه، حمید بقایی را به عنوان نماینده ویژه در امور آسیا، محمدمهدی آخوندزاده را به عنوان نماینده ویژه در امور دریای خزر و ابوالفضل ظهره‌وند را به عنوان نماینده ویژه در امور افغانستان منصوب کرد.</p>

<p>همچنين حمید بقایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران و يکی از برگزيدگان محمود احمدی‌نژاد، دو روز پيش، از انتصاب دو نماینده ویژه جدید توسط احمدی‌نژاد در حوزه‌های آفریقا و آمریکای جنوبی خبر داد.</p>

<p>وی هفته گذشته در اظهار نظری از «کشتار دسته جمعی ارامنه توسط ترک‌ها» سخن گفت که با واکنش دولت ترکيه روبه‌رو گرديد و احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجه ترکیه از منوچهر متکی خواهان توضیح شد.</p>

<p>در ادامه اين اظهارات روز گذشته، منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران به انتقاد از سخنان حميد بقايی و وضعيت موجود گفت: «تضعیف دستگاه دیپلماسی كشور توسط برخی از اعضای دولت مصداق بر شاخه نشستن و بن بریدن است.»</p>

<p>آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران هشتم شهریورماه ٨٩ در دیدار با رئیس ‌جمهوری و اعضای هیأت دولت ایران به طور ضمنی مخالفت خود را با اين تصمیم محمود احمدی‌نژاد اعلام کرد.</p>

<p>آیت‌الله خامنه‌ای گفت:‌ «مسائل مربوط به سیاست خارجی باید تنها توسط وزارت امور خارجه پیگیری شود و دولت باید از موازی کاری بپرهیزد.»</p>

<p>رهبر ایران افزود: «اعتماد به وزیران در چارچوب اختیارات و وظایفشان از نکات مدیریتی است که باید مورد توجه هیأت دولت قرار گیرد.»</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14269.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14269.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:42:22 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>«ماده ‌٢٢ و ‌٢٣ لايحه خانواده تغيير نمی‌کند»</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>با اين که لايحه حمايت از خانواده در کميسيون حقوقی و قضائی در حال بررسی است؛ مخبر اين کميسيون خبر داد، ماده ۲۴ به احتمال زياد حذف می‌شود و ماده ‌٢٢ و ‌٢٣ تغيير چندانی نمی‌کند.</p>

<p>به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، امين‌حسين رحيمی، عضو هيأت رئيسه کميسيون حقوقی و قضائی مجلس اعلام کرد که بر اساس مباحث و اظهارنظرهای مطرح شده در اين کميسيون درباره سه ماده لايحه حمايت از خانواده «بعيد است که ماده ۲۲ و ۲۳ تغيير آن‌چنانی کنند اما ماده ۲۴ به احتمال زياد حذف می‌شود.»</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/khanevadeh070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>به تصميم مجلس شورای اسلامی ايران و با مشورت قوه قضائيه، پس از گذشت يک هفته از آغاز بررسی دوباره مجلس در مورد لايحه خانواده، هشتم شهريورماه، مواد ۲۲، ۲۳ و ۲۴ اين لايحه برای بررسی‌های بيشتر به کميسيون حقوقی و قضائی مجلس سپرده شد.</p>

<p>ماده ۲۲ اين لايحه در ارتباط با ثبت ازدواج موقت در صورت بارداری زن، ماده ۲۳ در ارتباط با شرايط ازدواج مجدد مردان و ماده ۲۴ در ارتباط با ميزان مهريه است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">رحيمی: فعالان حقوق زن اگر تقاضا کنند می‌توانند در جلسات بررسی لايحه حضور يابند</span></div></p>

<p>امين‌حسين رحيمی گفت: «اين سه ماده در کميسيون با حضور اعضای کميسيون حقوقی و قضائی، اعضای فراکسيون زنان و نمايندگان قوه قضائيه در حال بررسی است.»<br />
 <br /><br />
وی  اظهار داشت: «ماده ۲۴ راجع به مهريه متعارف و نامتعارف است که دوستان بر اين باورند تشخيص مهريه متعارف خيلی کار سختی است، با توجه به اين‌که بايد جميع جهات در نظر گرفته شود احتمالأ اين ماده حذف می‌شود.»</p>

<p>رحيمی ماده ۲۲ لايحه حمايت از خانواده را يک مورد «استثنا» دانست که «معمولا برای مردان مجرد است نه متاهل» و در همين حال افزود: «در نظام حقوقی جمهوری اسلامی و کلأ در نظام حقوقی اسلام اصل بر ازدواج دائم است.»  </p>

<p>رحيمی مخالفت‌ها با اين ماده را يک «اشتباه» خواند و تأکيد کرد ازدواج موقت برای مردان مجرد در نظر گرفته شده است. وی با اين حال افزود: «البته امکان دارد مردان متاهل هم اين کار را انجام دهند.»</p>

<p>مخبر کميسيون حقوقی و قضائی مجلس انتقاد کارشناسان به اين ماده را به دليل آن که «فلسفه اصلی ازدواج موقت را منتفی می‌کند» رد کرد.</p>

<p>وی در مورد بحث‌های مربوط به ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده که به ازدواج مجدد مردان مربوط است و مورد انتقادات شديد فعالان حقوق زنان قرار گرفته است، اشاره‌ای نکرد. </p>

<p>دو روز پيش نيز فرهاد تجری، نايب رئيس اول کميسيون حقوقی و قضائی مجلس یه واحد مرکزی خبر گفته بود: «از آنجا که مسائل مطرح شده در اين مواد بسيار اساسی است و مشکلات امروز جامعه را مطرح می‌کند، بعيد می دانم تغييرات چندانی در آن داده شود.»</p>

<p>امين‌حسين رحيمی در مورد امکان حضور کارشناسان و فعالان حقوق زن در اين کميسيون گفت: «تا جايی که اطلاع دارم چنين تقاضايی به کميسيون نرسيده است؛ اگر چنين تقاضايی مطرح شود کارشناسان می‌توانند به‌راحتی در جلسات بررسی لايحه حضور يابند.»</p>

<p>از زمان ارائه لايحه حمايت از خانواده از سوی دولت و قوه قضائيه به مجلس، فعالان حقوق زنان بارها مخالفت خود را با برخی مواد اين لايحه اعلام کرده و خواستار بازنگری در آن شده‌اند. </p>

<p>لايحه حمايت از خانواده، تيرماه ١٣٨٦ به پيشنهاد قوه قضائيه در دولت پيشين ايران تصويب و به مجلس ارسال شد. اين لايحه که سه سال پيش در مجلس هفتم مطرح شده بود، به دليل اعتراض فعالان حقوق زنان مسکوت گذاشته شد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14268.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14268.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">زنان</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 11:40:03 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>اعتراضات نسبت به بازداشت نسرين ستوده</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>در پی بازداشت نسرين ستوده، وکيل دادگستری در روز ۱۳ شهريور، سازمان گزارشگران بدون مرز و کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران نسبت به آن واکنش نشان دادند.</p>

<p>اين دو سازمان مدافع حقوق بشر و حقوق روزنامه‌نگاران بازداشت نسرين ستوده، وکيل مدافع گروهی از زندانيان سياسی ايران را محکوم کردند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sotoudeh070910-2.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>نسرين ستوده به دو اتهام «اقدام عليه امنيت کشور» و «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی» روز شنبه گذشته از سوی مقامات قضايی ايران به دادگاه فراخوانده شد و از آن روز به خانه بازنگشته است.</p>

<p>مسئولان قضايی ايران به نسيم غنوی، وکيل خانم ستوده اعلام کردند که وی بازداشت شده است.</p>

<p><div id="quote"><span style="font: bold large 'times new roman';">گزارشگران بدون مرز: نسرين ستوده سخنگوی قربانيان بی‌عدالتی رژيمی است</span></div></p>

<p>گزارشگران بدون مرز، که سازمانی مدافع حقوق روزنامه‌نگاران در سطح جهان است طی اطلاعيه‌ای درباره اين دستگيری ضمن محکوم کردن آن نوشت: «به ويژه از سال گذشته نسرين ستوده سخنگوی قربانيان بی‌عدالتی رژيمی است که سعی داشت حتا در زندان صدای معترضان را خاموش کند.»</p>

<p>اين سازمان در ادامه آورده است: «با دستگيری نسرين ستوده سياست سرکوب گامی ديگر در به سکوت وادار کردن معترضان برداشته است. مدافعان حقوق بشر و همه انجمن‌های وکلا در سراسر جهان بايد برای آزادی اين وکيل شجاع اقدام کنند.»</p>

<p>از سوی ديگر کمپين بين‌المللی حقوق بشر در ايران نيز روز يکشنبه ۱۴ شهريورماه اطلاعيه‌ای در اين رابطه منتشر کرد.</p>

<p>اين کمپين خواهان آزادی فوری نسرين ستوده شد و نوشت: «نسرين ستوده يکی از وکلای حقوق بشر سرشناس ايران است که همواره به دليل تلاش‌هايش برای دفاع از افراد زير ۱۸ سال که با مجازات اعدام روبرو شده‌اند و همچنين دفاع از زندانيان عقيدتی با احترام روبرو بوده است.»</p>

<p>آرون رودز، سخنگوی کمپين گفت: «اين دستگيری، چيزی بيش از يک اقدام خام و خودسرانه سياسی نيست که هدف آن بيشتر بازکردن راه ايذا شهروندان ايرانی توسط حکومت ايران است.»</p>

<p>وی افزود: «نسرين ستوده بايد هرچه زودتر به آغوش خانواده‌اش و به انجام فعاليت‌های حرفه‌ايش بازگردانده شود و مقامات ايرانی می‌بايد به حملات واضح غير قانونی خود عليه وکلای حقوق بشر خاتمه دهند.»</p>

<p>نسرين ستوده فارغ‌التحصيل حقوق بين‌الملل است و مدارک ليسانس و فوق ليسانس‌اش را از دانشگاه شهيد بهشتی دريافت کرده است. </p>

<p>اين عضو کانون مدافعان حقوق بشر از فعالان کمپين يک ميليون امضای زنان و برنده جايزه حقوق بشر سازمان حقوق بشر بين‌الملل در سال ۲۰۰۸ است.</p>

<p>وی در روزنامه‌هايی چون توس و نشاط مطالب حقوقی می‌نوشت و در سال ۱۳۸۲، کار خود را به طور رسمی به عنوان وکيل دادگستری آغاز کرد.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14264.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14264.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 10:30:08 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>برگزیده سرمقاله‌های روزنامه‌های بامدادی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><strong>مسائل ایران و اعراب</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه آرمان با عنوان «گمانه‌هایی درباره پیشنهاد ایران به همسایگان عرب» در مورد سفر اخیر محمود احمدی‌نژاد به قط و گسترش روابط ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده‌است: «در خصوص دیدار دیروز  امیر قطر با ملک عبدالله نکته مهمی که مطرح شده است، بحث طرح پیشنهاد ایران است که مورد توجه منابع خبری قرار گرفته است. با توجه به سفر اخیر آقای احمدی‌نژاد به قطر برخی منابع اعلام کردند که رئیس جمهور ایران در این دیدار پیشنهادی در جهت گسترش روابط تهران با کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح کرده است.»</p>

<p>این سرمقاله افزوده‌است: «محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور سفرهای متعددی به کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه شورای همکاری خلیج فارس داشته که اصل این سفر نشان می‌دهد که این فرایند قابل توجه است. اما آنچه از منظر ما شاید شرایط فعلی را ویژه کرده، این است که هر چقدر بتوانیم کشورهای منطقه را با خود هماهنگ‌تر کنیم، میدان مانور ما در منطقه بیشتر خواهد شد.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله آرمان ادامه داده است: «ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس چند مسئله دارد که باید قبل از طرح موضوع تازه، شرایط حل آن‌ها حاصل شود. یکی از این مسایل حافظه ذهنی و شرایط تاریخی این کشورها است که با کشور ما تعارضاتی دارند. نکته دوم مناقشات ما با جهان غرب در حوزه مسایل منطقه‌ای به ویژه در حوزه خلیج فارس است. بخشی عظیمی از این سیاست‌ها مانع اثر بخشی نگاه ما در منطقه می شود.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله می‌خوانیم: «با توجه به حساسیت فناوری‌های نوینی که ایران از آن برخوردار است و نوع رویکردی که کشورهای عربی تاکنون داشته‌اند، سفر رئیس‌جمهور کشورمان می‌تواند این فضا را در اختیار کشورهای حاشیه خلیج فارس قرار دهد تا آن‌ها با رویکردهای نوین جمهوری اسلامی ایران مطلع شوند. اگر بخواهیم آن‌ها در این زمینه از فعالیت‌های ما حمایت کنند، این حمایت باید در جایگاه‌های بین‌المللی مانند شورای امنیت و غیره صورت بگیرد.»</p>

<p><a href="http://www.armandaily.ir/index.php?option=com_content&amp;view=article&amp;id=20502:2010-09-06-19-26-48&amp;catid=113:daily-note&amp;Itemid=94">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>نارضایتی از تصمیم احمدی‌نژاد</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه تهران امروز با عنوان «كجاست داوری؟» در مورد واکنش مسئولان وزارت امور خارجه ایران به معرفی نمایندگان رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی است.</p>

<p>در این سرمقاله آمده است: «بعد از انتصاب نمایندگان ویژه‌ای از سوی رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی، موضع‌گیری‌های این روزهای مسئولان دستگاه دیپلماسی كشور نشان از نوعی نارضایتی، اگر نگوییم عصبانیت، از این اقدام دارد.»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله می‌خوانیم: «عمده استدلال بدنه دیپلماسی كشور این است كه اینگونه تغییرات در ساختار تصمیم‌گیری سیاست خارجی، به واسطه اختلالات كاركردی كه در راه حفظ منافع ملی، به وجود می‌آورد، دیپلماسی ایرانی را با سرگردانی زایدالوصفی مواجه می‌كند و از این طریق زمینه را برای سوء‌استفاده سایر دولت‌ها، با توجه به سطح قدرت و تاثیرگذاری آن‌ها، فراهم می‌كند. استدلالی كه از مبانی نظری غنی نیز در مطالعات روابط بین‌الملل برخوردار است.»</p>

<p>نویسنده سرمقاله تهران امروز افزوده: «طولی نخواهد كشید كه در نشست‌های غیر رسمی كه میان دیپلمات‌ها رسم هم هست، سایرین از همتایان ایرانی‌شان بپرسند راستی چه كسی دستگاه سیاست خارجی شما را مدیریت می‌كند؟ یا هیأت شما كدام یك از وزرای امور خارجه را نمایندگی می‌كند؟»</p>

<p>در ادامه این سرمقاله آمده‌است: «سیاست مدرن باید به سیاست‌مداران آموخته باشد كه هر نهادی باید كار ویژه خود را در دنیای سیاست ایفا كند. نهاد داوری اختلافات میان مسئولان دستگاه سیاست خارجی، مطبوعات نیست. همان طور كه نهاد نقد عملكرد سیاست خارجی، حكومت نیست. تنها اجازه دهید ما نقدمان را كنیم و شما داوریتان را نزد داوران ببرید، مردم چشم انتظار توسعه منافع ملی‌شان هستند و برای زایل شدن آن به نظر نمی‌رسد توجیهی را پذیرا باشند.»</p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/1389/6/16/TehranEmrooz/366/Page/1/">متن کامل سرمقاله</a></p>

<p><strong>سایر مطبوعات:</strong><br />
سرمقاله امروز روزنامه مردم سالاری با عنوان <a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=13185#85406">«رسانه مستقل، وجدان جامعه»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد با عنوان <a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=222762">«حلقه مفقوده در اقتصاد توسعه»</a></p>

<p>سرمقاله امروز روزنامه ابتکار با عنوان <a href="http://www.ebtekarnews.com/Ebtekar/News.aspx?NID=70924">«نودسازی یا نودسوزی»</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14266.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14266.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">چکیده سرمقاله های مطبوعات</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 03:56:58 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>تیتر مطالب و گفت‌وگوهای روزنامه‌های بامداد</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p><img id="photow" src='/pictures-new/rooznamehb.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><a href="http://www.iran-newspaper.com/"><strong>ایران</strong></a><br />
● وزیر بازرگانی اعلام كرد: ركورد تاریخی در صادرات با ١٠٠ میلیارد دلار<br />● معاون پارلمانی رئیس‌جمهور پیش‌بینی كرد؛ احتمال تعطیل سه روزه عید فطر قوت گرفت<br />● سخنگوی كمیسیون تلفیق: مجلس از ١٧٤ ماده برنامه پنجم فقط ٢٢ مورد را تغییر نداد<br />● محكومیت قطعی معاون سابق استاندار تهران و رئیس وقت شعبه بانک تجارت  </p>

<p><a href="http://www.ebtekarnews.com"><strong>ابتکار</strong></a><br />
● انتقاد شدید متكی از بقایی<br />● تعیین تکلیف ماده ٢٢ لایحه حمایت از خانواده در مجلس؛ ثبت ازدواج موقت رای نیاورد<br />● گلایه مهدوی کنی از سردی روابط سران قوا<br />●  ١٢٦٢ میلیارد تومان هزینه هر روز تعطیل  </p>

<p><a href="http://www.tehrooz.com/"><strong>تهران امروز</strong></a><br />
● پایان صبر آقای دیپلماسی<br />● فاز اول شبكه ملی اینترنت تا پایان مهرماه<br />● اختلاف نظر بر سر وجود مناطق محروم<br />● دیدار ١٠٠ نماینده مجلس با شهردار تهران </p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/"><strong>جام جم</strong></a><br />
● حمل سلاح سرد همچنان قربانی می‌گیرد<br />● پنجمین مدال طلای جهان برای سوریان<br />● جست‌وجو برای یافتن كوروش مومیایی<br />● متكی: سیاست خارجی عرصه سخنان ناپخته نیست</p>

<p><strong><a href="http://www.donya-e-eqtesad.com/">دنیای اقتصاد</a></strong><br />
● درخواست استرداد تا مهرماه مسكوت می‌ماند؛ برنامه پنجم؛ دعوا بر سر چیست؟<br />● انتقاد وزیر خارجه از تضعیف دستگاه دیپلماسی<br />● عرضه‌های سنگین در بازار سهام<br />● تكذیب شایعه فوت احمد جنتی </p>

<p><a href="http://www.resalat-news.com/Fa/"><strong>رسالت</strong></a><br />
● آیت‌الله مهدوی كنی: ابزار دشمن در جنگ نرم فرهنگ است<br />● ٢٣ و ٢٤ شهریورماه؛ هشتمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان رهبری برگزار می‌شود<br />● دور جدید اعتصابات در فرانسه آغاز شد<br />● فرمانده نیروی زمینی ارتش: تست میدانی نمونه ارتقا یافته تانک ذوالفقار موفق بوده است</p>

<p><a href="http://www.kayhannews.ir/"><strong>کیهان</strong></a><br />
● احمدی‌نژاد در قطر؛ مناسبات تازه با كشورهای عربی<br />● تلاش شیمون پرز برای ترساندن اعراب از ایران<br />● یک مقام آگاه در وزارت خارجه: اظهارات متكی درباره مذاكرات سازش نادرست منعكس شد<br />● گزارش جدید آژانس؛ غنی سازی اورانیوم ایران تحت نظارت است</p>

<p><a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Home.aspx"><strong>مردم‌سالاری</strong></a><br />
● انتقاد از استرداد لایحه پنجم توسعه<br />● در ایران هر یک ساعت ١٤ طلاق اتفاق می‌افتد؛ هشدار برای رشد یک آسیب اجتماعی<br />● پیش‌بینی افزایش مجدد نرخ بیکاری<br />●  احتمال حضور بانک های خارجی در ایران  </p>

<p><strong>گفت‌وگوی‌های روز:</strong><br />
● روزنامه مردم سالاری در شماره امروز خود گفت‌وگویی با <a href="http://www.mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=13193#85458">داوود رشیدی</a> منتشر کرده‌است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14265.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/news/2010/09/post_14265.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تیتر روزنامه های صبح ایران</category>


<pubDate>Tue, 07 Sep 2010 03:53:47 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نویسندگی زنان ایران؛ محدودیت‌ها و سانسور</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>کنفرانس والتیک ۲۰۱۰ ( نشست بین المللی نویسندگان و مترجمان ادبی) در شهر استانبول ترکیه برگزار شد و  سه شاعر و روزنامه‌نگار زن ایرانی در میزگردی با موضوع «زنان، نوشتن و آزادی بیان در ایران امروز» شرکت داشتند.</p>

<p>در این کنفرانس که در روزهای ۲ تا ۵ سپتامبر برگزار شد، پگاه احمدی، آسیه امینی و پروین اردلان، سه زن ایرانی شاعر و روزنامه‌نگار در نشستی ویژه که با مدیریت فتانه فراهانی، مردم‌شناس، برگزار شد، درباره‌ی موضوعاتی چون سانسور در آثار شاعران زن ایرانی، سانسور زنانگی در رسانه‌های ایران و هم‌چنین تاثیر نوشته‌های زنان بر ادبیات عمومی و اجتماعی سخن گفتند.</p>

<p>هم‌چنین آذر محلوجیان، مترجم ایرانی مقیم سوئد، در میزگردی با موضوع «داستان‌های تبعید» درباره‌ی «نویسندگی در تبعید» سخن گفت و فتانه فراهانی نیز سخنرانی‌اش با موضوع «صحبت کردن در مورد سکس در خارج‌نشینان» را در نشستی با عنوان «نوشتن جنسیتی» ارائه داد.</p>

<p>آسیه امینی در ابتدای سخنانش با نام آوردن از زنان و مردان نویسنده و روزنامه‌نگار زندانی و کسانی که قربانی آزادی بیان در ایرانند، از همه‌ی نویسندگان و شاعران و اهل قلم حاضر در کنفرانس خواست تا از قلم‌شان در جهت حمایت از قربانیان آزادی اندیشه استفاده کنند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/asieh_amini01.jpg' /><br/>
<small><small>آسیه امینی </small></small>


</p>

<p>وی سپس به روند اسلامی شدن جامعه‌ی ایران در سی سال گذشته و نمایش چهره‌ی اسلامی زن ایرانی به عنوان الگویی برای جهانیان، پرداخت و گفت که این موضوع یکی از تاثیراتش در فرهنگ، حذف زنانگی، ادبیات زنانه و نگاه زنانه بوده است.</p>

<p>وی همچنین اضافه کرد: «اگر ادبیات، توانست با پناه بردن به پیچیده‌گویی، ادبیات غنایی و مفهومی، راه میانبری برای خود پیدا کند، این اتفاق در نشریات تکرار نشد. زیرا خبر، باید رک و صریح و مستقیم باشد و نمی‌توان خبر را به صورت مفهومی و پیچیده نوشت. درنتیجه رسانه‌ها به حذف عمده‌ی مطالبی که درمورد زنان یا حاوی خواسته‌های آنان بود، دست زدند.»</p>

<p>او همچنان به بیان تجربه‌های خودش در ۱۷ سال روزنامه‌نگاری پرداخت و با بیان مثال‌هایی، فضای نوشتن درباره‌ی زنان را ترسیم کرد.</p>

<p>به باور امینی، اینترنت تاحدی فضا را برای زنان تغییر داد و آزادی بیان بیش‌تری را درباره‌ی موضوع زن و نوشتن درباره‌ی نیازها و تجربه‌های زنان ایجاد کرد، ولی حکومت با فیلتر سایت‌های زنان و حتی واژه‌های مربوط به زنان، این امکان را نیز تا حد زیادی محدود کرد.</p>

<p>پگاه احمدی شاعر معاصر، دومین سخنران این نشست، با بیان اینکه شعرهای زنان در ایران به شکل مستقیم و غیر مستقیم از محدودیت‌های ناشی از تبعیض در جنسیت آسیب دیده است، گفت:</p>

<p>«جنسیت و تبعات آن به شکل تاریخی بر روند اندیشه‌ی زنان و آفرینش آثار ادبی تاثیرگذار است. برخی از محدودیت‌های ناشی از جنسیت، عبارتند از ایجاد فرصت‌های برابر فرهنگی و اجتماعی و شغلی برای زنان، بازار کار، سعی در نادیده گرفتن توانایی‌های زنان و ... »</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/pegah_ahmadi1.jpg' /><br/>
<small><small>پگاه احمدی</small></small>


</p>

<p>وی با اشاره به اینکه سانسور شاید تنها عرصه‌ای است که هم بر زنان و هم بر مردان اعمال می‌شود گفت:</p>

<p>«اگر چه هردو جنسیت سانسور می‌شوند، اما در روند تاریخ، با وجود دگم‌های اجتماعی، خود زن نویسنده، معمولاً از نوعی "آزرم‌گینی" و خودسانسوری در آفرینش ادبی برخوردار است. این آزرم‌گینی خواست جامعه‌ای است که ناکارآمدی و بی‌کفایتی را به طور دائم به او تلقین کرده و نقش او را نه به مثابه یک آفرینشگر آزاد و خردورز، بلکه به عنوان یک تولیدکننده‌ی آثار تزئینی و تغزلی صرف در عرصه‌ی شعر، تنزل داده است.»</p>

<p>پگاه احمدی که در کنار سرایش شعر، در آثار شاعران زن مطالعه و تحقیق می‌کند، شالوده‌شکنی بسیاری از شاعران زن معاصر نسبت به دهه‌های پیشین را عامل موثری برای عبور از این دگم‌های اجتماعی می‌داند و می‌گوید:</p>

<p>«آثار قابل اعتنایی در شعر معاصر زنان ایرانی می‌بینیم که شاید قرن‌ها مختص ادبیات مردانه و در تسلط زبان مردانه و مرد محور بوده است. نتایج این نگاه را می‌شود در نگاه سیاسی، اجتماعی زنان و در اشعار اروتیک زنانه به اشکال مختلف دید.»</p>

<p>پروین اردلان، روزنامه‌نگار ایرانی و فعال حقوق زنان، سومین سخنران این نشست بود که تاثیر نوشته‌های زنان را عاملی بر تغییر گفتمان عمومی در جامعه دانست.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/00359-01-parvin-ardalan.jpg' /><br/>
<small><small>پروین اردلان </small></small>


</p>

<p>از نظر او واکنش زنان به شرایط سانسور و خودسانسوری با نوعی «مقاومت» همراه شد. اردلان می‌گوید:</p>

<p>«این مقاومت هم به صورت فردی وجود داشته و هم به صورت اجتماعی. هم در فضای عمومی و اجتماعی رخ نموده و هم در فضای نوشتاری و مکتوب. درواقع ادبیات حاکم بر جامعه اصلی‌ترین تاثیرات را از این مقاومت زنانه گرفته است.</p>

<p>در حوزه فردی زنان شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار به رغم محدودیت‌های انتشار و آزادی بیان نوشته‌های‌شان را منتشر می‌کردند. عرصه‌ی مجازی و حضور زنان بلاگر و  وب‌نگاران عرصه‌ی مجازی را برای فعالیت‌های نوشتاری زنان گشود. فضای عمومی مردسالارنه، نه تنها زنان را در عرصه‌ی نوشتاری سانسور می‌کرد بلکه در حوزه‌ی عمومی بدن و حرکت زنان را هم سانسور  می‌کرد. این مقاومت در عرصه‌ی عمومی را زنان هم به طور انفرادی به صحنه‌ی عمومی کشاندند و هم به صورت جمعی.»</p>

<p>اردلان در توضیح این موضوع، اضافه می‌کند که وقتی موضوعی به نام بدحجابی رایج می‌شود بدین معناست که عملکرد فردی زنان، مفهومی جمعی را بازنمایانده است. وقتی فعالان زن و زنان به خیابان‌ها می‌آیند، امضا جمع می‌کنند، بروشور پخش می‌کنند و تجمع می‌کنند و هزینه هم می‌پردازند و زندانی می‌شوند فعالیت آگاهانه و کنش‌مند و مدنی زنان در برابر خشونت مردسالارانه باز می‌نمایند و ادبیات این مقاومت را نیز در حوزه‌ی جمعی به تصویر می‌کشند.</p>

<p>روایات همه‌ی این مقاومت‌ها در دنیای مجازی منتشر می‌شود و گسترش می‌یابد و بدین‌طریق ادبیات مقاومت زنان چه در ادبیات نوشتاری و چه ادبیات تصویری به گوش و چشم جهان می‌رسد. این تاثیرپذیری و تاثیرگذاری زبانی و مفهومی در عرصه‌ی فردی و اجتماعی، و در دنیای واقعی و مجازی در جریان بوده است.»</p>

<p>پروین اردلان که از چهره‌های شناخته شده‌ی جنبش زنان در ایران است، با نمایش تصاویری بر پرده‌ی سالن کنفرانس، از زنانی که در برابر حجاب اجباری یا محدودیت‌های اجتماعی دیگر مقاومت فردی می‌کنند و نیز زنانی که به صورت گروهی، این مقاومت را به مبارزه‌ای مدنی تبدیل کرده‌اند، سخنانش را به پایان برد.</p>

<p>هم‌چنین در  دومین روز برگزاری این نشست، آذر محلوجیان، نویسنده و مترجم ایرانی مقیم سوئد درباره‌ی نویسندگی در تبعید سخن گفت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Azar_Mahloodjian-3670d.jpg' /><br/>
<small><small>آذر محلوجیان، مترجم ایرانی مقیم سوئد</small></small>


</p>

<p>محلوجیان که سال‌ها در ایران و سوئد، به کار کتابداری پرداخته است، با بیان چالش‌های خود بعد از انقلاب سال ۵۷ با نظامی که از او می‌خواست تا به سانسور تن دهد، گفت:</p>

<p>«از من می‌خواستند برخی از عکس‌ها و نوشته‌ها را از کتاب‌ها دربیاورم و بسوزانم. از عکس‌ها و تصاویری که در مورد شاه و درباریان بود گرفته تا نوشته‌هایی که حاوی اندیشه‌هایی بود که در تضاد با اندیشه‌ی اسلامی آنها بود. حتی از من می‌خواستند هرجا مطلبی درباره‌ی داروین است از کتاب‌ها پاره کنم، یا نوشته‌های لنین و مارکس را. اما من کتابدار بودم. وظیفه‌ام حفظ کتاب‌ها به عنوان یک امانت تاریخی بود نه سوراندن و از بین بردن آن. این بود که تصمیم گرفتم راه مهاجرت در پیش بگیرم.»</p>

<p>وی پس از تشریح چگونگی خروج خود از کشور و اقامت گزیدن در کشور سوئد، مرگ یک پسر جوان را که از بستگان وی بود و در مسیر خروج قاچاقی از کشور به طرز غم‌انگیزی کشته شد را مهم‌ترین انگیزه‌ی خود برای آغاز کار نویسندگی می‌داند و می‌افزاید: «درواقع کار من به عنوان یک نویسنده و نیز مترجم، در کشور میزبانم یعنی سوئد آغاز شد.»</p>

<p>آذرمحلوجیان که در ۳۲ سالگی قبای مهاجرت و تبعید را به تن کرده و ترجمه‌ی اشعار احمد شاملو به زبان سوئدی، نخستین تجربه‌اش در این راه بوده است، امروز از نویسندگان معاصر سوئدی زبان و مسئول بخش بین‌الملل پن سوئد است.</p>

<p>او درباره‌ی انتخاب زبان سوئدی به عنوان زبان اصلی ادبی‌اش می‌گوید:</p>

<p>«نسبت به فضای جدید سختگیر نبوده‌ام و براین باورم که فضای جدید به من ذهنیت و زبان جدید داده است. سعی کردم پیش از هر کاری زبان بیامورم و خواندم و بسیار خواندم. من ترجیح دادم به سوئدی بنویسم و از فارسی به سوئدی ترجمه کنم. زیرا برای مخاطب سوئدی که شناختی نسبت به جامعه‌ی من و دنیای ما در ایران نداشت، حرف‌های زیادی برای گفتن داشتم.»</p>

<p>وی ادامه می‌دهد:</p>

<p>«واقعیت این است که دنیای غرب شناخت درستی از جامعه‌ی ایرانی نداشت و ندارد. به طور مثال تا پیش از انقلاب یک ایرانی را با لباس و مدل موی فرح دیبا می‌شناخت و درست بعد از انقلاب، از او تصویر یک وحشی تروریست را به ذهن می‌آورد که هردوی این تصاویر غیر واقعی بود و من به عنوان کسی که از جامعه‌ی ایرانی برآمده است تصمیم گرفتم از راه ادبیات، تاحدی که می‌توانم به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم شناخت بدهم.»</p>

<p>فتانه فراهانی، مردم‌شناس و استاد دانشگاه استکهلم سخنران روز سوم نشست بود. تحقیقات او عمدتا حول محور سکسوالیته و چگونگی شکل‌گیری زنانگی و مردانگی در بین ایرانیان مهاجر است. محور سخنان فراهانی بر بخشی از تحقیقاتش یعنی چگونگی تصویر کردن یا پرداختن (صحبت و نوشتار) درباره‌ی سکس و سکسوالیته بود. </p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/fattaneh-farahani.jpg' /><br/>
<small><small>فتانه فراهانی، مردم‌شناس و استاد دانشگاه استکهلم</small></small>


</p>

<p>از نظر او با وجود فقدان تعلیمات رسمی جنسی و باور عمومی دال بر تابو و دشوار بودن  «گفتگوی باز و بی‌پرده» در مورد مسائل جنسی، ایرانیان همواره با مدد گرفتن از سمبل‌ها و نشانه‌های گوناگون در مورد سکس گفت‌وگو کردند. به‌طور مثال «حمام رفتن»، «خاک برسری کردن»، «سیخ زدن»، «عشق ورزیدن»، «هم خوابگی کردن» و ... نمونه‌های اندکی از شمار زیادی از عبارت‌هایی است که در بین ایرانیان رواج دارد.</p>

<p>بی‌تردید جنسیت، سن، پیشینه‌ی تحصیلاتی، قومی و طبقاتی در چگونگی و کثرت و قلت استفاده از این اصلاحات نقش به سزایی دارد.</p>

<p>او گفت: «مثلاً یک زن تحصیلکرده‌ی طبقه‌ی متوسط که می‌خواهد نجیب و محترم شناخته شود از واژه‌ی کون استفاده نمی‌کند.»</p>

<p>او همچنین با اشاره به بازی‌های نمایشی زنان مانند «هو هو جانم هو ...» و یا جوک‌های جنسی رایج در میان ایرانیان گفت: «زنان در این نمایش‌های فولکلوریک یا در جوک‌های جنسی که برای هم تعریف می‌کنند ترس، اشتیاق، تردید و علایق‌شان را با هم درمیان می‌گذارند.</p>

<p>از سوی دیگر کتاب هایی چون فرهنگ اطلاعات عامیانه جوانان (مشیری ۲۰۰۲) و فرهنگ لغات زبان مخفی (سمایی ۲۰۰۳) فقط دو نمونه از مواردی هستند که اصطلاحات رایجی را در بین جوانان در ایران امروز نشان می‌دهند.</p>

<p>نباید از نظر دور داشت که غالب این اصطلاحات رایج که به قصد مقاومت و به چالش گرفتن اخلاقیات جنسی حاکم استفاده می‌شوند مشکلات دیگری را به همراه دارند. با مضحکه گرفتن ترک‌ها، رشتی‌ها، قزوینی‌ها، افراد طبقه‌ی پایین جامعه این اصطلاحات باری نژادپرستانه، زن‌ستیز، همجنسگراستیزانه دارند هم‌چنان که علیه افراد پایین دست جامعه باشند. مثلاً مردانگی و زنانگی‌ای که جواد و  منیژه نمایندگی می‌کنند ناخواستنی‌اند و تمنای جنسی کسی را بر نمی‌انگیزند در حالیکه این اصطلاحات اشاره به چالش گرفتن اخلاقیات جنسی حاکم دارد.» </p>

<p>فراهانی در ادامه با تحلیل این رفتارها در میان مهاجرین گفت:</p>

<p>«در فضای مهاجرت گاه زبان دوم یا سوم به دلیل ایجاد فاصله به مدد افراد می‌آید و گاه ارتباط را دشوار می‌کند: برخی از زنان می‌گویند زبان فارسی خیلی شرم دارد و زبان دوم به من کمک کرد که احساسم را راحت‌تر بیان کنم اما در جای دیگری برخی معتقدند که با زبان دوم نمی‌توانند ارتباط سکسی برقرار کنند.»</p>

<p> فراهانی با پرهیز از نتیجه‌گیری‌های کلی در این‌باره که مهاجرت ارتباط‌گیری، نوشتن و بیان سکس را  راحت‌تر می‌کند تاکید کرد:</p>

<p>«کار من کار مقایسه‌ای نیست اما تمامی شواهد و مطالعات نشان می‌دهد که در دهه‌ی گذشته رفتارهای جنسی در ایران هم تغییرات چشمگیری داشته‌اند و نمی‌توان مهاجرت را تنها عامل تغییر  در رفتارهای جنسی و  گفت‌وگو درباره‌ی سکس دانست.»</p>

<p>هم‌چنین در پایان کنفرانس والتیک ۲۰۱۰، بیانیه‌ای با امضای بیش از ۶۰ نویسنده از کشورهای مختلف صادر شد که در آن از همه‌ی دولت‌ها و قدرت‌های سیاسی خواسته شده بود تا زندانیان آزادی بیان را آزاد کنند.</p>

<p>در بخشی از این بیانیه آمده است:</p>

<p>«امروز صدها نویسنده و شاعر، مترجم و روزنامه‌نگار، وبلاگر و وب‌نگار به دلیل نبودن حق آزادی بیان ناعادلانه در زندان‌ها به سر می‌برند. خاموشی در گفتار و نوشتار، امکان شکوفایی را از جامعه می‌گیرد. صدها تن در تهدید و ارعاب به سر می‌برند، ربوده می‌شوند یا حتی به قتل می‌رسند. والتیک همچنین به دلیل تبعیض جنسیتی گسترده علیه زنان در جان، مسئله‌ی زنان نویسنده را برجسته کرده است.»</p>

<p>در این بیانیه هم‌چنان اشاره شده است که ما براین باوریم که با هم می‌توانیم صدای‌مان را به گوش همه‌ی قدرتها برسانیم و با آنها وارد این چالش شویم که زندانیان آزادی بیان، نویسندگان و شاعران و مترجمان ادبی، روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران را بدون قید و شرط آزاد کنند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/09/post_136.html</link>
<guid>http://www.zamaaneh.com/zanan/2010/09/post_136.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:59:27 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>در شهر افسانه و فقر و آماس</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>«مصطفی شعاعیان و رومانتیسم انقلابی» اثری است پژوهشی درباره‌ی مصطفی شعاعیان بنیان‌گذار «جبهه‌ی دموکراتیک خلق» و «جبهه‌ی آزادیبخش مردم ایران» که به تازگی توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100906_Nooshazar_Khaak.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>این کتاب را انوش صالحی نوشته است. آقای صالحی، داستان‌نویس و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران، در سال ۱۳۴۴ در گیلان متولد شده و پیش از این «راوی بهاران» سرگذشت کرامت دانشیان توسط نشر قطره از او انتشار یافته است.</p>

<p>برنامه‌ی رادیویی این هفته‌ی خاک به کتاب «مصطفی شعاعیان و رومانتیسم انقلابی» نوشته‌ی انوش صالحی اختصاص دارد.</p>

<p><strong>عمر جهان بر من گذشته است</strong></p>

<p>نویسنده، سرگذشت مصطفی شعاعیان را با مرگ او آغاز می‌کند. صبح روز پنج‌شنبه، شانزدهم بهمن‌ماه ۱۳۵۴ صدای گلوله‌ای در خیابان استخر، در مرکز شهر تهران طنین‌ می‌اندازد. هوا سرد و برفی است. مصطفی شعاعیان در چنین روزی یک کت نخ‌نما به رنگ زیتونی به تن دارد، کیسه‌ای روی دوشش انداخته که سوءظن پاسبانی را برمی‌انگیزد.</p>

<p>آن روز مصادف بود با پنجمین سالگرد واقعه‌ی سیاهکل و مأموران امنیتی رژیم شاه در آماده‌باش کامل به سر می‌بردند. پاسبان جلو مصطفی شعاعیان را می‌گیرد و از او می‌خواهد که سر کیسه‌اش را بازکند. شعاعیان نمی‌پذیرد، از زیر کت، کلتی را بیرون می‌کشد و نخستین تیر را شلیک می‌کند.</p>

<p>پاسبان پناه می‌گیرد، کلت گیر می‌کند و یکی از اهالی محل از پشت مصطفی شعاعیان را به دام می‌اندازد. چند ثانیه بعد شعاعیان کپسول سیانوری را که در دهان دارد، گاز می‌زند و مقابل چشم همگان با تشنج‌هایی غریب جان می‌دهد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shoaian.jpg' /><br/>
<small><small>مصطفی شعاعیان</small></small>


</p>

<p><strong>در شهر افسانه و فقر و آماس</strong></p>

<p>مصطفی شعاعیان اما چه شخصیتی داشت؟ چه عاملی باعث شده بود زندگی مخفی را برگزیند؟ شرایط خانوادگی او چگونه بود؟ چگونه روحیه و خلقیاتی داشت؟ از چه عقایدی برخوردار بود و چه فعالیت‌هایی در ۳۸ سال زندگی پرماجرایش انجام داد؟</p>

<p>نویسنده برای یافتن پاسخی برای این پرسش‌ها کتاب پژوهشی‌اش را به دو کتاب جداگانه تقسیم کرده است. در کتاب اول با عنوان «مسگرآباد» او به بخشی از زندگی علنی مصطفی شعاعیان می‌پردازد، از زمان دانشجویی او و تدریسش در کاشان و اختلافاتی که با مدیران آموزش و پرورش داشت یاد می‌کند، از رفت و آمدهایش با شخصیت‌هایی مانند غلامحسین ساعدی و جلال آل‌احمد و اختلاف نظرهایی که با ساعدی و با آل‌احمد داشت سخن می‌گوید و در این میان، در حاشیه رابطه‌ی شعاعیان با مادر سالخورده‌اش،  و اندیشه‌های رمانتیک او را تحلیل می‌كند؛ و در کتاب دوم با عنوان «موسم باران و باروت» به شعاعیان به‌عنوان یک نظریه‌پرداز سیاسی در متن جنبش چریکی ایران می‌پردازد.</p>

<p><strong>قیامت و غوغا</strong></p>

<p>تصویری که نویسنده از شعاعیان به دست می‌دهد، یک مرد عاصی و ناآرام است که از افسردگی هم رنج می‌برده و به همین دلیل مدتی در بیمارستان بستری بوده است. این مرد حساس، باهوش و عدالت‌خواه از همان جوانی در پی یافتن راهکاری برای مبارزه با حکومت است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/sh02.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>او با دو سازمان مهم چریکی در ایران ارتباط دارد، اما انتقادهایی هم به آنها دارد و در صدد است که خودش سازمانی تازه تأسیس کند. مهم‌ترین دستاورد او در نقد سیاسی، نقد تاریخی نهضت جنگل و نقد اندیشه‌های لنین است. و مهم‌ترین فعالیت چریکی او: تلاش او و یارانش است در انهدام ذوب آهن اصفهان به‌عنوان مهم‌ترین پروژه‌ی تمدن بزرگی که شاه از آن یاد می‌کرد.</p>

<p>نباید فراموش کرد که در سال‌های دهه‌ی چهل، نهضت چریکی ایران در متن جنبش نوخواهانه‌ی چپ جهانی پدید آمد. مصطفی شعاعیان عقاید مذهبی داشت و با این‌حال چپ و عدالت‌خواه بود. مطالعه‌ی پژوهش «مصطفی شعاعیان و رمانتیسم انقلابی» بیش از هر چیز خواننده را با شرایط اجتماعی و تاریخی آن زمان و پاره‌ای از گفتمان‌های سیاسی آشنا می‌کند.</p>

<p>رمانتیسم و تن ندادن به رفاه ِ دوران صدارت هویدا و اراده به تغییر از مهم‌ترین ویژگی‌های آن زمان است. در نبود احزاب سیاسی ترقی‌خواه، عده‌ای از زبده‌ترین و عدالت‌خواه‌ترین دانشجویان از زندگی اجتماعی کناره می‌گرفتند و به‌تدریج به مبارزات مسلحانه روی می‌آوردند.</p>

<p>این مبارزات هرچند در مجموع کودکانه و اغلب نافرجام بود، اما در نهایت زمینه‌ساز انقلاب ضدسلطنتی در سال ۱۳۵۷ شد. در این کتاب از بهزاد نبوی به‌عنوان یکی از یاران شعاعیانبارها  نام برده می‌شود. خوب است که روزی آقای نبوی خاطراتش از آن دوران را منتشر کند.</p>

<p>درین‌صورت بهتر می‌توان به قضاوتی درست از شعاعیان و دوران او دست یافت. در هر حال بسیاری از سویه‌های رمانتیک و انقلابی اندیشه‌ی شعاعیان، کردارهایی مانند نفی رفاه و فقرپرستی، بیزاری از شهر و عشق به روستا، گریز از خانواده و پشت پا زدن به علائق شخصی، در دهه‌ی نخست پس از انقلاب زنده ماند و جان بسیاری از جوانان ایران را گرفت.</p>

<p>با مطالعه‌ی این کتاب، منتقدان و خوانندگان همچنین می‌توانند آثار غلام‌حسین ساعدی و جلال آل‌احمد را در پیش‌زمینه‌ی اجتماعی و سیاسی سال‌های دهه‌ی چهل، بهتر و بیشتر درک کنند.</p>

<p>«مصطفی شعاعیان و رومانتیسم انقلابی» نوشته‌ی انوش صالحی اثری باارزش است که در ایران مجوز نشر نگرفت و اکنون پس از شش سال وقفه توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_95.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/khaak/2010/09/post_95.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">برنامه رادیویی خاک</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:46:18 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نسرین ستوده و دفاع از متهمان عقیدتی</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>روز شنبه، سیزدهم شهریورماه، در برخی رسانه‏های داخلی، خبری مبنی بر دستگیری نسرین ستوده، وکیل شناخته‏شده‏ی دادگستری منتشر شد.</p>

<p>

<p><a href='http://www.zamahang.com/podcast/2010/20100905_Mohamadi_Rooyekhat.mp3'><img src="/pictures-new/musicicon.jpg" alt="Download it Here!" border="0" /></a></p>




</p>

<p>نسرین ستوده، عضو «کانون مدافعان حقوق بشر»، «کمپین یک میلیون امضا برای تغیییر قانون تبعیض‏‏آمیز علیه زنان» و هم‏چنین «انجمن حمایت از کودکان» است.</p>

<p>وی در سال‏های اخیر، دفاع از پرونده‏ی بسیاری از فعالان حقوق بشر و زندانیان سیاسی را به‏ویژه پس از انتخابات دهمین دوره‏ی ریاست جمهوری بر عهده داشته است.</p>

<p>شنبه‏ی هفته‏ی گذشته نیز منزل و محل کار وی مورد بازدید مأموران قرار گرفت و بسیاری از مدارک و پرونده‏های موکلین‏ او و نیز مقداری از وسایل شخصی خود و خانواده‏اش ضبط شدند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/nasrin-sotoudeh-award.jpg' /><br/>
<small><small>نسرین ستوده، عضو «کانون مدافعان حقوق بشر»، «کمپین یک میلیون امضا برای تغیییر قانون تبعیض‏‏آمیز علیه زنان» و هم‏چنین «انجمن حمایت از کودکان» است</small></small>


</p>

<p>این فعال اجتماعی سپس احضاریه‏ای از سوی دادسرای اوین به اتهام «تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، دریافت می‌کند.</p>

<p><strong>نسرین ستوده، روز شنبه به دادسرای اوین مراجعه می‌کند. مراجعه‌ای که بازگشتی در پی نداشت.</p>

<p>فریده‏ غیرت، وکیل دادگستری در تهران، ‌می‌گوید:</strong></p>

<p>تا آن‏جا که من اطلاع دارم، خانم ستوده قبل از دستگیری، به منزل و محل‏ کارشان رفته بودند. بعد‏ هم به ایشان گفته بودند که شنبه به دادسرای اوین بروند. دیروز که مراجعه کرده‏اند، دیگر متأسفانه برنگشته‏اند.</p>

<p><strong>وی در پاسخ به اینکه فکر می‏کنید چرا وی به اقدام علیه امنیت کشور متهم شده‏ است می‌گوید:</strong></p>

<p>ما که روی حدسیات‏ خود نمی‏توانیم مطالبی را طرح کنیم. من دقیقاً باید بدانم اتهامی که به ایشان گفته و تفهیم شده، چه بوده است. متاسفانه هیچ اطلاعی از اتهام ایشان ندارم.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/gheirat.jpg' /><br/>
<small><small>فریده‏ غیرت، وکیل دادگستری در تهران</small></small>


</p>

<p><strong>نقشه‌های برآب</strong></p>

<p><strong>شیرین عبادی، برنده‏ی جایزه‏ی نوبل و یکی از وکلای دادگستری ایران که به علت پیگردهای قوه‏ی قضاییه، در خارج از کشور به‏سر می‏برد، درباره‏ی علت احضار و دستگیری نسرین ستوده، می‏گوید:</strong></p>

<p>علت دستگیری خانم ستوده، فعالیت‏های حقوق بشری ایشان و هم‏چنین دفاع از متهمان سیاسی- عقیدتی بود. اگر به‏خاطر داشته باشید، جوان ۱۹ ساله‏ای را به اتهام شرکت در تظاهرات اعدام کردند.</p>

<p>خانم ستوده با ادله‏ی کافی ثابت کرد و رسانه‏ها را در جریان قرار داد که موکل او دو ماه پیش از انتخابات دستگیر و به‏خاطر وعده‏ی مأمورین امنیتی، حاضر شده در یک دادگاه نمایشی، علیه خودش اعتراف کند و بگوید که از خارج دستور گرفته است که انتخابات را تقلبی جلوه بدهند. خانم ستوده این نقشه را نقش بر آب کرد و ثابت کرد که این جوان پیش از انتخابات دستگیر شده است.</p>

<p><strong>این جوان آرش رحمانی‏پور نام داشت که روز هشتم بهمن ماه سال گذشته، اعدام شد. نسرین ستوده درباره‌ی وی به زمانه گفته بود:</strong></p>

<p>آرش رحمانی‏پور، برخلاف اعلام پایگاه اطلاع‏رسانی دادسرای عمومی و انقلاب، دو ماه قبل از انتخابات بازداشت شد و اساساً اتهامش ارتباطی با انتخابات و اعتراضات پس از آن نداشت.</p>

<p>آرش در زمان بازداشت، ۱۹ سال بیشتر نداشت و بسیاری از اتهامات مطرح شده علیه وی مربوط به زمانی بود که ۱۶ یا ۱۷ ساله بوده است. بنابراین، به‏طور حتم، موکل من باید در دادگاه اطفال محاکمه می‏شد، اما این‏بار اعدام زیر ۱۸ سال، از میان متهمان سیاسی قربانی گرفت.</p>

<p><strong>نسرین ستوده وکالت شیرین عبادی را نیز در مقطعی بر عهده داشت و در این زمینه، به طور مستقیم از جانب مأموران قوه‏ی قضاییه تهدید شده بود.</p>

<p>شیرین عبادی در این زمینه می‏گوید:</strong></p>

<p>خانم ستوده وکیل من در دعوای مطروحه علیه روزی‏نامه‏ی کیهان بود و هم‏چنین وقتی دولت ایران بابت جایزه‏ی نوبل، بعد از گذشت پنج سال، مالیاتی معادل رقم جایزه مطالبه می‏کرد و کلیه‏ی اموال و حساب‏های من را مسدود کرد، ایشان وکالت من را بر عهده گرفتند. در این ارتباط، بارها تهدید شده بودند که باید استعفا بدهند، وگرنه برای ایشان مشکلاتی پیش خواهند آورد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/shirin-ebadidddd.jpg' /><br/>
<small><small>شیرین عبادی، برنده‏ی جایزه‏ی نوبل و یکی از وکلای دادگستری ایران که به علت پیگردهای قوه‏ی قضاییه، در خارج از کشور به‏سر می‏برد</small></small>


</p>

<p>خانم ستوده هربار جواب داده بودند که کار آنها غیر قانونی است و حاضر نیستند خود را از این پرونده کنار بکشند. ولیکن دیدیم که متأسفانه مأمورین امنیتی بالاخره حرف خود را پیش بردند و خانم ستوده دستگیر شدند.</p>

<p><strong>عبادی در مورد وضعیت قوه‏ی قضاییه در حال حاضر می‏گوید:</strong></p>

<p>متأسفانه قوه‏ی قضاییه در ایران، روز به‏روز استقلال خود را بیشتر از دست می‏دهد و قضات، مخصوصاً قضات دادسرا و دادگاه انقلاب، تبدیل به عمال دست مأمورین امنیتی شده‌اند. هرچه مأمورین امنیتی، می‏گویند متأسفانه قضات هم اطاعت می‏کنند.</p>

<p>زمانی که آقای شاهرودی ریاست قوه‏ی قضاییه را بر عهده گرفتند، عنوان کردند: من ویرانه‏ای را تحویل گرفتم. متأسفانه نتوانستند این ویرانه را آباد کنند و یک‌سال پیش ویرانه‏تر، آن را تحویل آقای لاریجانی دادند. آقای لاریجانی هم این ویرانه را از بیخ و بن خراب کردند و من به طور رسمی اعلام می‏کنم که در ایران کسی در انتظار اجرای عدالت نباشد.</p>

<p><strong>با وجود این، شیرین عبادی معتقد است:</strong></p>

<p>ما این باعث نمی‏شود که حقوقدانان جوان و شجاع ما دست از مبارزه برای حق و آزادی بیان بردارند.</p>

<p><strong>مسئله‌ی آزادی</strong></p>

<p><strong>ایران شاید تنها کشوری نیست که در آن وکلای مدافع، به جرم دفاع از موکلین خود، تحت پیگرد قرار می‏گیرند. اخباری نظیر این را درباره‏‏ی روسیه و برخی کشورهای آفریقایی نیز شنیده‌ایم.</p>

<p> عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان سرشناس ایرانی و فعال حقوق بشر می‏گوید:</strong></p>

<p>در کشورهایی که مسئله‏ی آزادی به عنوان یکی از معضلات حکومتی بین مخالفان سیاسی و حکومت تلقی می‏شود، زندانی سیاسی هم ویژگی خاصی دارد که در کشورهای دمکراتیک اصلاً مفهوم ندارد.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/Abdolkarim-Lahiji-e.jpg' /><br/>
<small><small>عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان سرشناس ایرانی و فعال حقوق بشر </small></small>


</p>

<p>آن کسی هم که از زندانی سیاسی دفاع می‏کند، با او هم متأسفانه با همین نگاه برخورد می‏شود. در هر کشوری که دادگستری مستقل وجود نداشته باشد، در هر کشوری که وکیل نتواند با آزادی تمام از موکلش دفاع کند، متأسفانه از این موارد کم نیست.</p>

<p>این را در بسیاری از کشورهایی که در هرحال از آنها به عنوان حکومت‏های غیر دمکراتیک یا دیکتاتوری یاد می‏شود، دیده‏ایم. سال گذشته یکی از همکاران ما در سوریه، فقط و فقط در ارتباط با فعالیت‏های وکالتی‏اش، محکوم به ده سال حبس شد و این بود که جایزه‏ی مارتین انالز که دوسال پیش به عمادالدین باقی تعلق گرفته بود، سال گذشته به او داده شد.</p>

<p><strong>در این جوامع، وکلای دادگستری هم وظیفه‏ی دفاع از موکل خود را دارند و هم با این احتمال روبه‌رو هستند که پس از انجام وظیفه، خود به همین علت مورد محاکمه قرار بگیرند.</p>

<p>کریم لاهیجی در این زمینه می‏گوید:</strong></p>

<p>اصلاً سرنوشت خود من غیر از این نبوده است. اگر قبل از انقلاب در دفتر وکالتم بمب گذاشتند و اگر خودم را به‏سختی مضروب کردند، در ارتباط مستقیم با پرونده‏های سیاسی‏ای بود که از آنها دفاع می‏کردم. بعد از انقلاب هم با توجه به این‏که من وکیل یکی از سران سازمان مجاهدین بودم، اگر روزنامه‏ی کیهان از من به عنوان منافق یاد می‏کند، دلیل آن همین است؛ برای این‏که من وکیل محمدرضا سعادتی بودم.</p>

<p>الان هم به همین صورت است. ببینید طی این پنج، شش سال، دولت واقعاً ننگین احمدی‏نژاد، با همکاران ما چه می‏کند. ظرف یک سال گذشته، پنج شش تن از آنها دستگیر شده‏اند. الان آقای اولیایی‏فر در زندان است. نسرین ستوده هم از روز شنبه در زندان است. عده‏ای متأسفانه زیر شمشیر داموکلس دادگاه انقلاب هستند؛ همکار و دوست من، خانم عبادی هم که ناگزیر از ترک ایران شده است.</p>

<p><strong>این وکیل و فعال حقوق بشر درباره‌ی سابقه‏ی این‏گونه برخورد با وکلای مدافع، در پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ می‏گوید:</strong></p>

<p>بعد از کودتای ۲۸ مرداد می‏بینیم که پرونده‏های سیاسی همه‏ به دادرسی ارتش می‏روند. چرا؟ برای‏ این‏که در محاکمات نظامی، وکلای دادگستری نمی‏توانستند دفاع متهم را بر عهده داشته باشند و فقط وکلای نظامی بودند.</p>

<p>در ارتباط با وکلای نظامی هم در یک مورد، در محاکمه‏ی سران نهضت آزادی در سال ۱۳۴۲-۴۳، من به عنوان کارآموز وکالت در محاکمه حاضر بودم. حتی وکلای نظامی‏ای که در آن دادگاه دفاع کردند، چون تحصیلات حقوقی داشتند، وظیفه‏ی وکالتی خود را خوب انجام دادند. بعد چهارتن از آنان که افسران بازنشسته‏ی ارتش بودند، در دادگاه نظامی محاکمه و محکوم شدند.</p>

<p>بنابراین، این که حکومت دفاع از زندانی سیاسی را اخلالی در رویه و رفتار خود با زندانی سیاسی تلقی می‏کند، متأسفانه در کشور ما سابقه‏ی دیرینه دارد. این نشان می‏دهد که وکلای دادگستری در بیشتر نظام‏های غیر دمکراتیک، در معرض همه‏گونه آزار و ایذا و حبس و زجر هستند.</p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1361.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/special/2010/09/post_1361.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حقوق بشر</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:35:09 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>قصه‌ی گله‌گرگ‌های تنها</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>اکتبر پیش، هواپیمای حامل «گوردون هیبر» (Gordon Haber) حین تعقیب گله‌‌‌ای از گرگ‌هایی که ۴۰سال، خوب می‌شناخت‌شان؛ در امتداد دورافتاده‌ا‌ی از رود Toklat آلاسکا دچار سانحه شد و فریادهای یکی از صریح‌ترین و جنجالی‌ترین حامیان حراست از حقوق گرگ‌ها را به خاموشی کشاند. هیبر؛ زیست‌شناس مستقلی بود که عمری را وقف بررسی رفتار و نحوه‌ی حیات گرگ‌ها نمود و اشتیاقی آشکار به حیوانات داشت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/WLV-2.jpg' /><br/>
<small><small>گوردون هیبر / نشریه‌ی Backpacker</small></small>


</p>

<p>«من هنوز از آنچه‌که در آنجا دیدم، حیرت‌زده‌ام». او، این جملات را در وبسایت‌اش نوشته بود. «گرگ‌ها به کوهستان‌ها، جنگل‌ها و دشت‌های شمالی، بیش از هر حیوان دیگری حیات و روح می‌بخشند و با وجود خود همچون دیگر اجتماعات فوق‌پیشرفته‌ی پیرامون‌مان، حقیقتاً که به وجود ما بر این سیاره غنا و مایه می‌بخشند». </p>

<p>ضدیّت‌‌ هیبر با شکار گرگ‌ها همیشه قاطعیت داشت. او مواضعی خشمگینانه در قبال آنچه که «کشتار سنگین دولتی» و «آزمایشگات مِنگله‌‌وار۱» بر عقیم‌سازی گرگ‌های آلاسکا می‌نامید؛ اتخاذ کرده بود و همان‌گونه که خودش بود و دید همین امر هم بعدها تهدیدی شد که تغییر سرشت و خوی گرگ‌ها را موجب گشت.</p>

<p>وی پس از شناسایی دشمنان‌اش هم از تحمیل فشار بر آن‌ها دست نکشید و در وبسایتش آورده بود: «شاید بدتر از همه این باشد که تمامی این دردسرها، اساساً زیر سر خود زیست‌شناسان است»؛ که این عملکردهای غلط مسئولین امر را نشانه رفته است. عملکردهایی که همه بر پایه‌ی فرض توانمندی گرگ‌ها – به‌واسطه‌ی زاد و ولد سریع‌شان – در فائق آمدن بر کشتارهای سنگین، استوار بوده‌اند.</p>

<p>در آلاسکا، سالیانه بالغ بر ۵۰ درصد از گرگ‌ها گلوله‌ خورده یا به دام می‌افتند که این، چندان بر جمعیت‌شان اثربخش نیست. اما هیبر ادعا داشت که شکارچیان، صرفاً با در نظر گرفتن ابعاد جمعیتی؛ هیچ بدین‌نکته توجهی ندارند که شکار گرگ‌ها، ساختار اجتماعی‌شان را متزلزل کرده و التزامات خانوادگی و سنت‌هایی که معرف چنین اجتماعی‌ است را از هم می‌گسلاند.</p>

<p>«داگلاس اسمیت»؛ سرپرست پروژه‌ی «گر‌گ‌ یلوستون» (Yellowstone Wolf)، می‌گوید: «گوردون، شخصیتی پرخاش‌جو داشت و ایمانی علمی به گرگ‌ها آورده بود». هیبر، با وجود وقف هزاران ساعت از حیات‌اش بر این حوزه؛ اما مستندات علمی انگشت‌شماری از فعالیت‌ ارزنده‌اش به‌جا نهاد. با این حال، هم‌اکنون و در ماه‌های پس از مرگ ناگهانی‌اش؛ اسمیت و دیگر زیست‌شناسان حوزه‌ی گرگ‌ها، خبر از یافته‌هایی داده‌اند که با شماری از اندیشه‌های وی هم‌سوست.</p>

<p>برای نخستین بار، آداب و رسوم بومی یک منطقه؛ انگاره‌هایمان پیرامون گرگ‌ها را شکل بخشید. تنها در همین دو دهه‌ی اخیر است که زیست‌شناسان، اقدام به ایجاد تصویری شفاف‌تر از طرز زندگی این حیوانات کرده‌اند.هم‌اکنون، به جای آنکه گرگ‌ها را جانوران ولگرد و آدم‌خوار و عضو گله‌هایی همیشه‌ وحشی بخوانیم؛ می‌دانیم که در خانواده‌های وسیعی نمو می‌یابند که شامل یک جفت گرگ – اغلب از قوی‌ترین و باتجربه‌ترین‌هاشان – و چندین نسل از فرزندان‌شان می‌شود.</p>

<p>هیبر، با تکیه بر این چشم‌انداز؛ ادعا داشت که گرگ‌های پیرتر، دانش‌شان را به اعضای جوان‌تر گله منتقل می‌کنند و شکارهای انسانی، این نظم طبیعی را دچار اختلال می‌کند. بازماندگان تنهای این شکارها یا جفت‌هایی که خانواده‌ی تحت سرپرستی‌ خود را از دست می‌دهند؛ رفتارهایی غیرقابل پیش‌بینی‌تر از پیش از خود بروز داده و بیشتر از زمانی‌که در گله‌های باثبات اقامت داشته‌اند هم اقدام به شکار می‌کنند و از این‌روست که شکار، اغلب به ابزار زیان‌باری در مسیر تقلّا برای اداره‌ی گله‌شان بدل می‌شود. از آنجاکه تنها مناطق انگشت‌شماری از زمین، میزبان زیستگاه‌های دست‌نخورده‌ی گرگ‌ هستند؛ اثبات چنین گفته‌هایی تا حدی دشوار می‌نمود.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/WLV-1.jpg' /><br/>
<small><small>گرگ خاکستری – مونتانا / عکس از Daniel Cox</small></small>


</p>

<p>پارک ملی یلوستون که عمدتاً در ایالت وایومینگ و بخش‌هایی از ایالات آیداهو و مونتانا دامن گسترده؛ اما در این میان از استثنائات است. گرگ‌های خاکستری؛ پس از غیبتی ۷۰ ساله به‌واسطه‌ی اقدامات پیش‌گیرانه‌ی مهار جانوران درنده در ابتدای قرن بیستم؛ از سال ۱۹۹۵ در آنجا احیا شدند. حال این جمعیت نمو یافته و در سالیان اخیر مشخص گشته که گله‌های این منطقه با گرگ‌های دیگر مناطقی که مرتباً در درگیری با انسان‌ها و چارپایان‌شان کشته می‌شوند؛ تفاوت دارند.</p>

<p>بیش از سه‌چهار سالی‌ست که پشت مرزهای محافظ این پارک؛ تنها شمار انگشت‌شماری گرگ پراکنده و یک گله‌ی‌ خلوت از پنج یا شش رأس‌شان زندگی می‌کنند. برعکس، در درون حصار یلوستون، عمر گرگ‌ها طولانی‌تر است – برخی حتی تا بیش از ۱۰ سال هم عمر می‌کنند – و گاه تا چهار یا پنج سال به گله‌ی پدری‌شان وابسته می‌مانند؛ پدیده‌ای که تا پیش از آن هرگز ثبت نگشته بود. در نتیجه گله‌ها چندنسلی‌ بوده و معمولاً مشتمل بر ۱۱ گرگ می‌شوند؛ هرچند که شلوغ‌ترین‌شان، بالغ بر ۲۰ عضو هم درون خود دارد.</p>

<p>اسمیت می‌گوید: «این گله‌ها، رفتاری به‌کلّی متفاوت از گله‌های خلوت‌تری که پیرامون مناطق مسکونی دیده می‌شوند؛ از خود بروز می‌دهند». مثلاً در خصوص شکار؛ نوعی تقسیم کار میان دو جنس مخالف وجود دارد: ماده‌های چابک‌تر ابتدا به گله‌های گوزن شمالی یورش می‌برند تا ضعیف‌ترین‌‌شان را بگزینند و از آن پس نرهای تنومندتر حمله کرده و شکار را از پای در می‌آورند.</p>

<p>چنین مهارت‌هایی آشکارا نیازمند تمرین است. اسمیت و همکاران‌اش طی یک دهه دیده‌بانی از گرگ‌ها؛ موفق به رسم یک منحنی یادگیری برای گرگ‌های جوان شده‌اند: یکساله‌ها تا ۸۰ درصد ابعاد یک گرگ بالغ رشد می‌کنند؛ اما توان شکار یک گوزن در دوسالگی به اوج می‌رسد؛ حال‌آنکه قابلیت انتخاب گوزن مطلوب به‌منظور تعقیب کردن – که بزرگ‌ترین چالش ذهنی یک گرگ حین شکار محسوب می‌شود – تا سه‌سالگی به اوج خود نمی‌رسد.</p>

<p>به‌اعتقاد اسمیت، مهارت‌های شکار با تماشای اعضای مسن‌تر گله؛ از طریق تجربه کسب می‌گردد.مقایسه‌ا‌ی مابین گرگ‌های حوزه‌ی یلوستون و دیگر مناطق محافظ‌نشده، ادعای هیبر مبنی بر تمایل گله‌های خلوت‌تر به شکار بیشتر در ازای هر گرگ را تأیید می‌کند.</p>

<p>گروهی پنج یا شش‌نفره، قادر به خوردن یک گوزن در طول یک وعده نیست. آن‌ها سیر می‌شوند و برای هضم غذایشان استراحت کرده؛ راه را برای حمله‌ی لاشخورهایی چون کلاغ، عقاب و خرس‌های خاکستری به لاشه، می‌گشایند. اسمیت در این‌باره می‌گوید: «آن‌ها فقط یک وعده‌شان را بر این [لاشه] می‌گذرانند. از این‌رو بار دیگر آن‌ها به جانوری دیگر حمله می‌برند تا همپا با یک گله‌ی عادی که اعضایش دو برابر آن‌هاست؛ تغذیه شوند».</p>

<p>هیبر معتقد بود که به‌ندرت دلیل موجهی برای کشتن گرگ‌ها پیدا می‌شود و این‌که مسئولین امر، صرفاً از نظرگاه  اصل جمعیت، همان رفتارشان در قبال گله‌های گوزن‌ شمالی را با گرگ‌های شدیداً اجتماعی نیز تکرار می‌کنند؛ اشتباه محض است. او پیرامون مبحث «شیب گروه‌گرایی» (Gradient of Sociality)، مطالبی نوشت که به‌زعم‌اش آن را بایستی در مدیریت حیات وحش لحاظ نمود؛ مبحثی که اشاره به پیشرفت روبه‌رشد پژوهش‌ بر رفتارهای دیگر حیوانات اجتماعی دارد.</p>

<p>مثلاً جنس ماده‌ی میمون‌های قرمز جیغ‌زننده، روابطی صمیمانه با هم داشته و فرزندان بیشتری را در قیاس با جمعیت‌های منفرد پرورش می‌دهند. مجال جفت‌گیری وال‌های قاتل، بسته به سنت‌های اجتماعی‌ای‌ست که از مادران‌شان به ارث برده‌اند و مطالعات صورت‌گرفته بر فیل‌های آفریقایی نیز نشان از این می‌دهند که به‌هنگام شیوع شکارهای غیرقانونی در منطقه؛ خانواده‌ها از هم می‌گسلند و نرهای جوان‌شان، تمایل به آدم‌کشی می‌یابند.</p>

<p>با رشد تدریجی جمعیت گرگ‌های آمریکای شمالی و سنگین‌تر شدن قوانین تاریخی منع شکار؛ ایده‌های هیبر هم بیش از پیش محک زده شد. او به حامی پر و پا قرص حفظ ناحیه‌ای آسیب‌پذیر در ‌اطراف پارک ملی «دنالی» (Denali) آلاسکا بدل گشته بود؛ اما کمیته‌ی نظارت بر شکارچیان آلاسکا در ششم مارس سال جاری و تنها پنج ماه پس از جان باختن‌اش؛ اقدام به لغو قانون منع دام‌گذاری برای  گرگ‌ها، در حوزه‌ی خارجی مرزهای شرقی پارک نمود. وضعیت جنجال‌برانگیز مشابهی نیز هم‌اکنون گریبان‌گیر حومه‌ی یلسوتون شده است.</p>

<p>سال گذشته، نام گرگ‌های خاکستری از لیست گونه‌های در معرض خطر ایالات آیداهو و مونتانا حذف گردید و مقامات ایالتی پس از چندین دهه، برای نخستین بار شکار گرگ را مجاز اعلام کردند. در روز سوم اکتبر، یک شکارچی از اهالی مونتانا گرگی مجهز به یک قلاده‌ی هوشمند، که به‌مدت پنج سال از حیات هفت‌ساله‌اش، تحت نظر تیم اسمیت بود را مورد هدف قرار داد.</p>

<p>گرگ ۵۲۷F؛ یک ماده‌ی آلفا از گله‌ی «کاتن‌وود» (Cottonwood)، که مدت‌ها گوشه‌ی دورافتاده‌ای از شمال یلوستون را قلمرو خود ساخته بود؛ در فاصله‌ی تنها دو کیلومتری خارج از مرزهای پارک، کشته شد. طی چهار هفته‌ی بعدی، جفت این گرگ و دو عضو دیگر از گله‌ی کاتن‌وود نیز هدف گلوله‌ی شکارچیان واقع شدند. تمامی قلاده‌داران و برخی از باتجربه‌ترین گرگ‌های هر گله هم‌اکنون مرده‌اند و سرنوشت بازماندگان‌شان هم نامشخص است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/WLV-3.jpg' /><br/>
<small><small>عکس از Angel Fishof</small></small>


</p>

<p>واکنش‌های تندی نسبت بدین فجایع صورت گرفته است. دکتر «ویلیام ریپل» (William Ripple)؛ از زیست‌شناسان دانشگاه ایالتی اورگون در کاروالیس می‌گوید: «بایستی‌که مناطق آسیب‌پذیر گسترده‌ای به‌گرد یلوستون معرفی گردد تا که گر‌گ‌های پارک دیگر هدف [شکارچیان] قرار نگیرند. گرگ‌های احیاشده به برقراری مجدد تعادل اکوسیستم پارک کمک می‌کنند.اگر قرار باشد این گرگ‌ها کلاً شکار شوند؛ آنها مجبور به تغییر رفتار می‌شوند».</p>

<p>دکتر «لیندا راتلگ» (Linda Rutledge) از دانشگاه ترنت در پیتسبورگ کانادا و همکاران‌اش نیز هم‌اکنون از این ذهنیت که سیاست‌های حفاظتی موجود بایستی «به فراتر از اعداد نظر افکنده» و اجتماع پویای گرگ‌ها را هم مدنظر قرار دهد؛ حمایت می‌کنند. او در این‌زمینه می‌گوید: «ساختار اجتماعی خانواده‌محور گرگ‌ها، طی میلیون‌ها سال تکوین یافته است. مزایای چنین رفتاری می‌تواند هم برای گرگ‌ها و هم برای جهان پیرامون‌شان، سر به مُهر و پیگیری‌شان دشوار باشد؛ اما با این‌حال جزئی جدایی‌ناپذیر از طبیعت گرگ‌ است».</p>

<p>هیبر نیز در تأیید این گفته، طی گفت‌وگویی با گزارش‌گر نشریه‌ی Backpacker  که در ژانویه‌ی سال گذشته منشر شد؛ گفته بود: «دسته‌های خانوادگی پیچیده همان چیزی‌ست که گرگ‌ها را متمایز از هم می‌‌کند و به‌همین‌واسطه وقتی‌که می‌گویندم مهم جمعیت است و نه شخص گر‌گ‌ها، برافروخته می‌شوم».به‌گفته‌ی دکتر «جین پاکارد» (Jane Packard) رفتارشناسی از دانشگاه <span class="caps">A&amp;M </span>تگزاس؛ خانواده‌های گرگ‌ها همچون نوع بشر، گوناگون و دگرگون‌پذیرند.</p>

<p>گله‌ها بنابه اوضاع محیطی و تصادف ایجاد می‌شوند. نظم‌های عادت‌گونه، به‌واسطه‌ی عواملی چون کمبود غذا یا مرگ هر یک از والدین، به‌هم می‌خورد. چندان عجیب نیست که به‌هنگام وقوع یک دگرگونی، ساختار متعارف گله تماماً فروبریزد. دسته‌های تک‌‌همسری گرگ‌ها فقط در نواحی آکنده از طعمه و خالی از حضور شکارچیان انسانی، در وضعیت معمول خود هستند. در هر موقعیت دیگری جز این، هرگونه رفتار تطبیق‌گرایانه‌ای میان اعضا دیده شده است؛ از تعدد زوجات گرفته تا تک‌مادری.</p>

<p>پاکارد به بازتعریف رفتار گرگ‌ها نیز پرداخته است. او به‌جای تماشای چنین رفتارهایی از نقطه‌نظر رقص سلطه بین گرگ‌های تنومند و توصیفات عامه‌پسند؛ آن‌ها را حماسه‌ی چشمگیر جانوران هوشمندی خوانده که هم‌زیستی را در کنار هم فرامی‌گیرند. بدین‌واسطه هم یک گرگ سربه‌زیر، می‌تواند که زرنگ‌تر از یک گرگ زخم‌خورده باشد؛ چراکه رفتارش اغلب او را بی‌هیچ دردسری صاحب همان سهم گوشتی می‌کند که یک قلدر آن را با جنگیدن‌اش تصاحب کرده است.</p>

<p>به‌علاوه یک گرگ سربه‌زیر؛ شاید که بعدها به جایگاه رهبری گله نیز برسد. به‌عبارتی گرگ‌هایی که از محیط‌های خشن جان به‌در برند، همانانی‌اند که می‌فهمند کی بایستی جنگید و کی به هم‌نوع خود احترام گذاشت. <br />
این حیوانات، آشکارا پویایی احساسات‌شان را بروز می‌دهند؛ مهارتی که برای انسان نیز به‌گاه اضطراب، حیاتی است و روان‌شناسان به یادگیری‌اش اصرار می‌ورزند.</p>

<p><strong>منبع: </strong><a href="http://www.newscientist.com/article/mg20627641.000-family-values-why-wolves-belong-together.html?full=true">NewScientist</a></p>

<p><strong>پانوشت:</strong></p>

<p><small>اشاره به «یوزف منگله»؛ پزشک مرگ آلمان نازی. ر.ک. «دوقلوهای امروز؛ میراثی از جنگ دیروز؟»<br />
<a href="http://www.alaskawolves.orgf">وب‌سایت</a> شخصی گوردون هیبر</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/science/2010/09/post_209.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/science/2010/09/post_209.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">زیست‌شناسی</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:20:22 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>نگاهی به آن سوی مرز</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>سنت ممنوعیت تصویر در کشورهای اسلامی، در طی قرن‌ها سبب محدود شدن هنر به خوشنویسی و تزئین‌کاری شده است. به همین دلیل دنیای عرب تاکنون در بازار هنر به ندرت ظاهر شده است. اما حالا مؤسسات حراج بین‌المللی آثار هنری و گالری‌داران محلی در سوریه بازار هنرهای تجسمی را مدام گرم می‌کنند. نتیجه: بالا رفتن قیمت‌ها در بازار، و ایجاد علاقه‌ای تازه به تصاویر در جامعه.با این حال، از آنجا که یک دولت دیکتاتور ناظر بر همه چیز، یکه‌تاز است، هنر تجسمی به طور کلی خنثی و بی‌آزار جلوه می‌کند. </p>

<p>هنرمندان اینجا در دمشق جمع شده‌اند - آنها درگیر بحث درباره‌ی ارزش اجتماعی نقاشی هستند و فقط جای سوسوی شمع‌ها و بوی آب شدن موم شمع خالی است، تا خود را در حال تماشای اپرای بوهم پوچینی حس کنیم. اما تفاوت فقط در این است که این روشنفکران بوهمی در مورد این محیط و مسائل امروز - در سوق ساروجه‌ی شهر دمشق بحث و جدل می‌کنند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/namayeshghah.jpg' /><br/>
<small><small>گالری ایام در دمشق</small></small>


</p>

<p>نتیجه‌ی بحث اینکه: نقاشی مهم است، اما نه در سوریه. «چه کسی معشوقش را با تابلوی نقاشی قیاس می‌کند؟» این سؤالی است که بیست و چند ساله‌های حاضر در این جمع مطرح می‌کنند و حسد‌ورزانه می‌گویند: «برای اظهار عشق همیشه فقط از شعر استفاده می‌شود.»</p>

<p>خالد سماوی نگرانی‌های دیگری دارد. این مرد چهل و پنج ساله که صاحب یک گالری در گران‌قیمت‌ترین محله‌ی دمشق است، دارد جدیدترین نمایشگاه نقاشی را در گالری خود که سه سال از ایجاد آن می‌گذرد، افتتاح می‌کند. نظرش راجع به علاقه‌ی سوری‌ها به هنر چیست؟عقب‌افتاده!</p>

<p>اما بی‌علاقه‌گی سوری‌ها به هنر برای سماوی امیدوار، که یک جور جهانی شدن مجسم را القاء می‌کند، نباید اهمیتی داشته باشد. چرا که خریداران او همه جا هستند، از لس آنجلس گرفته تا بازل و هنگ کنگ. فقط در سوریه نیستند.<br />
<strong>بازار جدیدی در خاورمیانه</strong></p>

<p>به نظر می‌رسد که همه‌چیز بیرون از سوریه روی می‌دهد اما در حال حاضر همه‌جا حرف از هنر سوری است. این هنر از کنج آرام انزوا یکباره به عرصه‌ی بین‌المللی آمده است، عرصه‌ای که با علاقه‌ی مؤسسه‌ی کریستی به نقاشی مدرن خاورمیانه ایجاد شده است: این مؤسسه‌ی غول‌آسای حراج آثار هنری سال ۲۰۰۵ شعبه‌ای در شهر دبی افتتاح کرد و در پی آن شعبه‌هایی از دو شرکت بزرگ حراج بون همس و سوتبیز  ایجاد شد و امسال هم شعبه‌ای در شهر دوحه گشایش یافت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/dameshg.jpg' /><br/>
<small><small>«سنگ بنای هنر بشری» اثر هنرمند مصری احمد مصطفی</small></small>


</p>

<p>سماوی خنده‌کنان می‌گوید: «اخیراً هنرمند ایرانی فرهاد مشیر که تا همین چندی پیش ناشناس بود، از فروش کارهایش تا ۶۰۰هزار دلار درآمد داشته، احمد مصطفاى مصری بیش از ۶۵۰هزار دلار کسب کرده، و ستاره‌های سوری که در گذشته یک پرده‌ی نقاشی یک‌و‌نیم‌متری را ۳۰۰۰دلار می‌فروختند امروز آن را ۱۵هزار دلار می‌فروشند.»</p>

<p>این دلال هنری که قبلاً در سوئیس بانکدار بوده، رونق هنر عربی در عرض پنج سال آینده را پیش‌بینی می‌کند. اطمینان او به شکوفایی هنر عربی بی‌پایه نیست، هرچه باشد، مؤسسه‌ی کریستی از فروش یک تابلوی فاتح المدرس در سال ۲۰۰۸، ۳۰۰هزار دلار کسب کرد.</p>

<p>المدرس (۱۹۲۲-۱۹۹۹)، پیر استاد سوررئالیسم سوری، نقاش رئالیست لؤی كيالی (۱۹۳۴-۱۹۷۸)، و پیشگام آبستره‌ی سوری محمود حمّاد (۱۹۲۳-۱۹۸۸) همگی در شمار درگذشتگان عرصه‌ی هنر سوری هستند. برای هنرمندانی که هنوز زنده‌اند، حتی برای پر طرفدارترین‌شان، سطح قیمت تابلو در حال حاضر بین ۱۰هزار و ۴۰هزار دلار است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/laouri.jpg' /><br/>
<small><small>تابلوی «زن نشسته» اثر لؤی كيالی</small></small>


</p>

<p><strong>در هم‌آمیزی عناصر طبیعت بی‌جان </strong></p>

<p>اما سؤال این است که «هنر سوری» چیست؟ میساء شهاب صاحب گالری لوکسی به نام «تجلیات» است. یک لیموزین نقره‌ای با شیشه‌های دودی بازدیدکنندگان را به آنجا می‌برد. او در جواب این سؤال به جای آنکه چیزی بگوید، دکمه‌ای را فشار می‌دهد. یک منتقد هنری که مشاور اوست، اطلاعاتی در مورد هنر سوری می‌دهد که کافی به نظر نمی‌رسد. اطلاعاتی که سماوی می‌دهد هم همین‌طور است.</p>

<p>برای اینکه خودمان پاسخی برای این پرسش پیدا کنیم، باید به گشایش آکادمی هنر دمشق در سال ۱۹۶۰ برگردیم.آن وقت‌ها نوعی سوررئالیسم- اکسپرسیونیسم مجازی شکوفا شد که می‌خواست میراث بصری خودش را انتقال بدهد. همه‌چیز اینجا شکل می‌گیرد: تئاتر سایه‌ی عربی و هنر وجهی اسلامی، که نه نور می‌شناسد، نه سایه. دیوهای کنعانی، موجودات بالدار پرداخت‌شده از درخت نخل - و تصوف که چه در گذشته و چه در حال حاضر، همواره هنر سوریه را تحت تأثیر خود قرار داده است. نقش گذار آن زمان و این زمان سوری.دولت غیر دینی سوریه بر خلاف دیگر کشورهای مسلمان، این تصوف اسلامی را ممنوع نکرد. </p>

<p><strong>مجازی کردن تصویر به جای ممنوع کردن آن</strong></p>

<p>این تصویرهای ترسیم‌شده با رنگ‌های تند الياس الزيات و نذير نبعه، که هردو تقریباً هفتاد‌ساله شده‌اند، و به دنبال آنها آثار کمتر ملودراماتیک ادوارد شهدا، اسعد عربي یا فادی يازجی از آغاز دهه‌ی ۱۹۸۰ هستند که کار نسل‌های بعد را تحت تأثیر قرار می‌دهند. در مقابل، یک هنر آبستره‌ی ظریف، مانند آثار عبدالله مراد، پیروان چندانی نیافت. این مسئله بخصوص در یک کشور اسلامی عجیب است، که سنت ممنوعیت تصویر طی قرن‌ها سبب محدود شدن هنر به خوشنویسی و تزئین‌کاری شده است.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/zanan mohajabe.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>با این حال، امروز هیچ‌چیز مرسوم‌تر از هنر مجازی نیست. علتش هم عمدتاً این است که اسلام متعصب هرگز نتوانست در سراسر سوریه مسلط شود.در عوض، یک دولت دیکتاتور ناظر بر همه چیز، یکه‌تاز است: بنابراین جای عجب نیست که هنر تجسمی به طور کلی خنثی و بی‌آزار جلوه می‌کند. در کارهای عبدالکریم مجدل بیک، هنرمند مستعد ۲۶ ساله، که درونمایه‌ی زمان را با استفاده از دیوارهای قدیمی به تصویر می‌کشد، این سوال مطرح می‌شود که چرا آنچه اینجا و آنجا پشت دیوارها روی می‌دهد به تصویر کشیده نمی‌شود.</p>

<p>اما صرف نظر از این نکته، باید از جنبه‌ی دیگر هم پیش خود مجسم کنیم که یکه‌تازی سازمان امنیت تا چه حد بر زندگی روزمره‌ی سوری‌ها اثر می‌گذارد. برای اینکه تا حدی متوجه این مطلب بشویم، کافی است که با یک مینی‌بوس به سمت زندان صيدنايا برویم تا ببینیم که چطور مسافران با توجه به زمان طولانی ساخت این زندان همگی دم فرو می‌بندند. با همه‌ی این احوال، نقاشی مدرن سوری خیلی بیش از یک موج زیبا - و فعلاً سودآور- است. زیرا آنچه این نقاشی با خود آورد، یک نوع بدیهیت نوین هنری در میان جوان‌ها بود. </p>

<p>این مطب را شاید بتوان نزد هِبه عقاد یافت: این خانم هنرمند ۲۷ ساله، دور از محافل مدرن، به تنهایی بر انبوهی مواد پارچه‌ای کار می‌کند و آنها را به همدیگر می‌چسباند. او که کاملاً مجذوب کارش است، می‌خواهد به نقاشی وجهی که از بین رفته، شکل‌پذیری بدهد و می‌گوید، این نوعی چالش اوست با میراثش به عنوان زن: تا آنجا که به یادش مانده، همیشه زنان دوزنده دورو برش بوده‌اند.</p>

<p>به نظر می‌آید که رویارویی و چالش اصل زندگی این خانم هنرمند جوان است که ابروهایی پرپشت و به‌هم پیوسته شبیه فریدا کاهلو  دارد: او با خانواده‌ی بسیار محافظه‌کارش که تصویر را تابو و چادر را اجباری می‌دانند، به قدری حرف زد و کلنجار رفت تا اینکه اجازه دادند به آکادمی هنر برود.او در کار آمیختن مواد رنگی نه گوشش به حرف‌های اساتیدش بود، نه به نزدیکانش. بعد از هفت ماه زناشویی، هم شوهرش را ترک کرد و هم چادرش را برداشت.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/soori.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p><strong>یک کاتالیزور جدید برای جوانان</strong></p>

<p>این مسئله در نگاه اول چیز زیادی در مورد ارزش فرهنگی هنر جوانان سوری بیان نمی‌کند. دست‌کم این طور به نظر می‌رسد. اما این هنر آنجا که با تردید کردن و خود را زیر سؤال بردن سرو کار دارد، تازه می‌شود.این نکته را درست کسانی ثابت می‌کنند که در سوق ساروجه با عصبانیت می‌پرسند چرا با وجود همه‌ی تلاش‌ها هنر تجسمی در کشور انعکاسی نمی‌یابد - چون سؤال مقابل آن کیش و مات می‌کند: «پس چرا اینجا هستید؟»</p>

<p>انبوهی از دوستداران هنر که برخی روستایی هستند و در زندگی روزمره نان‌شان را مثلاً با کار در داروخانه در می‌آورند، در اینجا جمع شده‌اند.درست است، در سوریه چیزهایی دارد تغییر می‌کند - هرچند که بوی آب شدن شمع در فضا از بین نرفته و هنوز راه درازی در پیش است. </p>

<p><a href="http://de.qantara.de/webcom/show_article.php/_c-299/_nr-825/i.html">منبع</a></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1388.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/morenews/2010/09/post_1388.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:10:45 +0000</pubDate>
</item>
 
<item>
<title>ادبیات بعد از خفقان</title>
<description><![CDATA[<div style="font-family: tahoma,sans-serif; direction: rtl;"><p>برچیده‌شدن مه سنگینی که سیستم اجتماعی-عقیدتی مستبد بیش از ۳۰سال بر فرهنگ ایرانی افکنده‌ است برای اولین بار در هیبت جنبش سراسری «سبز» به واقعیتی دست‌یافتنی تبدیل شد. به همین دلیل می‌توان با قاطعیت تمام گفت که اکثریتِ مردم صلح‌دوست و متمدن ایرانی، عملاً به همه‌ی جهان نشان دادند که فقط آنها حاکمان حقیقی کشور خود هستند.</p>

<p>بیش از ۲۰سال از فروپاشی دیوار آهنین بلوک شرق و آزادی ملت‌هایی که تجربه‌ی شوم ۵۰سال زندگی در استبداد عقیدتی را با خود داشته‌اند می‌گذرد. فرخندگی واقعیت فوق می‌تواند به این کنجکاوی دامن بزند تا نگاهی داشته باشیم به واکنش بخشی از ملت‌های اروپا که سیطره‌ی طولانی حکومت‌های عقیدتی- استبدادی را تجربه و از آن عبور کرده‌اند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/image_column-one.jpg' /><br/>
<small><small>خانم«کاترینا رابه»</small></small>


</p>

<p>مقاله‌ی جامعی که خانم «کاترینا رابه» در مجله‌ی فرهنگی «یورو زون» درباره‌ی ادبیات اروپای شرقی داشته است بررسی و نگاه موشکافانه‌ای است که بخش بزرگی از تلاش‌ها و انگیزه‌های ‌ملت‌های یادشده را قبل و بعد از سقوط دیوار برلین، تبیین کرده است.</p>

<p>در مقاله‌ی خانم رابه با عنوان «برچیدهِ‌ شدن مه»، شاهد بازبینی خلاقانه‌ایی هستیم که به ثبت و تدوین مشخصات، نوع زندگی و واقعیت یک‌جانبه‌ایی می‌پردازد که از طریق یک مرام تحمیلی بیش از نیم‌ قرن بر روح و روان مردم بخشی از اروپا تسلط داشته است.نویسنده در حین بررسی گذشته‌ای که به سرعت در حال تغییر شکل است از تاثیرات برطرف شدن غبارِ مه‌آلود سیستم بسته و انحصارطلب«بلوک شرق» می‌گوید و چشم‌انداز آینده‌ای را از دید نویسندگان شرق اروپا ترسیم‌ می‌کند که می‌تواند برای ملت ما نیز تجارب گرانبهایی را به همراه داشته باشد.</p>

<p>مقاله‌ی انتقادی خانم «رابه» با تحلیل رمان‌ها، خاطره‌نویسی‌ها و سفرنامه‌هایی که در طول ۲۰ سال گذشته به قلم ادیبان کشورهای آزاد‌شده‌ی اروپا به رشته‌ی تحریر در‌ آمده است، آنها را مورخان باذوقی نشان داده که توانسته‌اند ضمیر ناخودآگاه ملت‌های‌شان را در بستر متضادی از رنج و نگرانی‌ و امید و آرزو، توامان منعکس ‌کنند.نویسنده‌ی مجارستانی «دانیلو کیس» در وصف بلوک شرق و پرده‌ی آهنینی که دور آن کشیده شده بود، می‌گوید:«تقسیم بندی اروپا به شرق و غرب، بخشی از اروپا را در مه سنگینی فرو برده بود».</p>

<p>بی‌تردید تشبیه او تمثیل بارزی بود که توانست بحث اصلی این مقاله‌ی تحقیقی را تدارک ببیند. تمثیلی که در ادامه توانست نشان دهد چه اتفاقی بعد از محو شدن مه غلیظ دیکتاتوری به وقوع پیوسته‌است.روشنفکران منطقه به تغییر و انتقال مسالمت‌آمیز به دنیای جدید چشم دوخته بودند و در سال‌های اولیه پس از فروپاشی دیوار برلین، پیشگویی نویسندگانی چون دانیلو کیس بر این بود که پس از فرو افتادن پرده‌ی آهنین، وضعیت با چنان شتابی تغییر می‌کند که گذشته‌ی محبوس‌شده نیز به سرعت محو می‌شود.</p>

<p>ولی در میان بغضِ بهت‌آلود نویسندگانی چون دانیلو کیس، بخشی از اروپای تازه آزاد‌شده قادر به زایش طبیعی نشد و جنگ خونین بین قوم‌های مختلف در بعضی از کشورها باعث مرگ مادران و فرزندان بیشماری شد که تجلی آن در موجی از داستان‌نویسی تلخ و سیاه با عنوان «قبرهای دسته‌جمعی» نمودار شد که هم به جنایات رژیم‌های کمونیستی و هم به خشونت‌های دوران پس از سقوط دیوار برلین می‌پرداخت.</p>


<p><img id="photow" src='/pictures-new/khafaghan.jpg' /><br/>
<small><small></small></small>


</p>

<p>هرچند در ایران، پرداختن به اعدام‌های دسته‌جمعی سال ۶۷شمسی نتوانسته‌است پایه‌گذار موج جدیدی از ادبیات داستانی به معنای وسیعش باشد ولی بی‌تردید نقطه‌ی عطفی خواهد بود که در بعد از برداشته‌شدن مه غلیظ و سنگین استبداد عقیدتی ایران، مرز حسی و تخیلی را بین قبل و بعد از این جنایت، در ضمیر جمعی ادبیات ایرانی رقم خواهد زد.</p>

<p>در سال ۱۹۹۰ ادوارد گولداستاکر، محقق برجسته‌ی آثار کافکا و سمبل جنبش اعتراضی سال ۱۹۶۸در «بهار پراگ»، در برلین ادعای تفکر برانگیزی درباره‌ی جهت‌گیری رمان‌نویسی در اروپا داشت. او صریحاً عنوان کرد که نماینده‌ی اصلی نسل معاصر رمان‌نویسی اروپا نویسندگان اروپای شرقی خواهند بود.از دید محقق چک، نویسندگانی که ناچار شده بودند در تقابل مستقیم با زمامداران و گردانندگان مستبد تاریخ کشورشان بایستند، قادر به خلق ادبیات پر قدرتی هستند که زمینه‌های شکل‌گیری خاطرات مشترک اروپای جدید را رقم خواهد زد.</p>

<p><strong>پیش‌بینی متفکران اروپای شرقی در انتصاب نویسندگان خودی به مرکز ثقل خلاقیت ادبی اروپا را می‌توان در مشابهتی موازی، به پیش‌گویی درباره‌ی نمایندگان سبک‌ساز ادبیات داستانی ایران نیز تعمیم داد. می‌توان‌ امیدوار بود که نویسندگان مناطقی از ایران که شدیدترین تقابل و تناقض را با تاریخ و فرهنگ تحمیل‌شده در ۳۰سال گذشته‌ی ایران را داشته‌اند رهبری ادبی دوران آزاد ایران و حتی منطقه را بر عهده بگیرند.</strong></p>

<p> پیش‌بینی «گولداستاکر» نویسنده‌ی چک که بخش بزرگی از زندگی آکادمیک خود را صرف بررسی و شناسایی کافکا کرده است، جامه‌ی واقعیت به تن کرد. ناگهان از شرق قاره‌ی اروپا، یک کتاب به تنهایی توقع همه‌ی اروپا را برای یافتن متنی ادبی که قادر به تسخیر تخیل‌شان باشد بر‌آورده می‌کند.</p>

<p>منتقدان اروپایی بعد از چاپ متن ۱۳۰۰صفحه‌ایی «یک کتابِ خاطرات» اثر نویسنده‌ی مجارستانی «پیتر ناداس»، صدای‌شعف و شور ناشی از کشف خود را به عرش اعلی رساندند. کتاب یادشده لقب روانشناسی مصور دنیای معاصر و کتاب قرن را از آن خود کرد و در کمتر از یک سال ۲۵هزار نسخه‌اش به فروش رسید.شیوه‌ی روایت دقیق پیتر ناداس توام با نوعی واقع‌گرایی است که در جملات طولانی کتاب حضور پیدا می‌کند. این متن بیشتر از هر چیز یادآور سبک نوشتن توماس مان را تداعی‌می‌کند که با تحریر جملاتی بسیار طولانی می‌تواند هزاران مورد جزئی را در مسیر خود ترسیم و تصویر کند.</p>

<p><img id="photow" src='/pictures-new/peter book.jpg' /><br/>
<small><small> «یک کتابِ خاطرات» اثر نویسنده‌ی مجارستانی «پیتر ناداس»</small></small>


</p>

<p>شیوه‌ی نگارشی که پیتر ناداس ارائه می‌دهد، بی‌تردید انرژی خود را از تخیل وحشی نویسنده کسب می‌کند ولی قاطعانه توسط تجربه‌ی غنی داستان‌نویسی‌اش مهار می‌شود. او به همین خاطر است که ‌می‌تواند کلیشه‌های عقیدتی و خشک مسلط بر بلوک شرق را مثل موم در دستان خود نرم کند.</p>

<p>ادامه دارد</p>

<p><strong>منابع:</strong></p>

<p dir="ltr" id=fn1"><small>
1.<a href="http://www.eurozine.com/authors/raabe.html">Katharina Raabe</a>, As the fog lifted. Literature in eastern central Europe since 1989

<p dir="ltr" id=fn1"><small>2.<a href="http://www.eurozine.com/articles/2009-10-08-raabe-en.html">اینجا</a></small></p>

<p dir="ltr" id=fn1"><small>3.Peter Nádas, A Book of Memories (English trans. 1997 by Ivan Sanders), 435, original Hungarian published in 1986).</small></p> <a class="a2a_dd" href="http://www.addtoany.com/share_save?linkname=Radio%20Zamaneh&amp;linkurl=http%3A%2F%2Fzamaaneh.com%2F"><img src="http://www.zamaaneh.com/lab/images_nn/share_3.png" border="0" alt="Share/Save/Bookmark"/></a><br />
<script type="text/javascript">a2a_linkname="Radio Zamaneh";
a2a_linkurl="http://zamaaneh.com/";
a2a_show_title=1;
  a2a_custom_services=[
  ["Balatarin","https://balatarin.com/links/submit?phase=2&amp;url=A2A_LINKURL_ENC&amp;title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/balatarin.png"],
  ["Donbaleh","http://donbaleh.com/submit.php?url=A2A_LINKURL_ENC&subject=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/donbaleh.png"],
  ["Cloob","http://www.cloob.com/share/link/add?url=A2A_LINKURL_ENC&title=A2A_LINKNAME_ENC","http://zamcast.eu/cloob.png"]
  ];
a2a_num_services = 20;
a2a_color_main="D7E5ED";a2a_color_border="AECADB";a2a_color_link_text="333333";a2a_color_link_text_hover="333333";a2a_color_bg="ffffff";
a2a_prioritize=["Balatarin","Donbaleh","facebook","twitter","friendfeed","yahoo_messenger","gmail","delicious","google_bookmarks"];
</script>

<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/locale/fa.js" charset="utf-8"></script>
<script type="text/javascript" src="http://static.addtoany.com/menu/page.js"></script>



























</div>]]></description>
<link>http://zamaaneh.com/literature/2010/09/post_645.html</link>
<guid>http://zamaaneh.com/literature/2010/09/post_645.html</guid>
<category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ادبیات در گذر تاریخ</category>


<pubDate>Mon, 06 Sep 2010 22:00:35 +0000</pubDate>
</item>

</channel>
</rss>