Iran is not synonymous with the Islamic Republic

Mehdi Jami: I had earlier written that Iran is not synonymous with Ahmadinejad. Now, I am saying this more frankly and publicly that Iran is not synonymous with the Islamic Republic. From the very beginning of the revolution, we have witnessed huge groups of people distancing themselves from the establishment. Now, when we look back at the diversity and the pluralism of authors, novelists, translators, artists, professors, students, intellectuals and the circle of those in areas of culture, arts, literature, media and research, it is astounding. Iran has an incredible pluralism. Despite all the problems that exist, the colourful diversity of culture and social life is vividly obvious. People live their lives and pay no attention to the ideology of the government and the establishment.

بازتوليد کدام قدرت؟

نقدي بر مصاحبهء نيلگون با رامين احمدي ـ آقاي احمدي با ياري گرفتن از مفاهيم آنتويو گرامشي، نظر مي دهد که روشنفکران اصلاح طلب مسلمان و راديو زمانه به هژموني (اقتدار معنوي و مشروعيت) حکومت ايران و بازتوليد آن کمک مي کنند. اين نکته نه در مورد تعداد زيادي از اصلاح طلبان داخل و خارج از ايران صدق مي کند و نه در مورد اکثر برنامه هاي راديو زمانه.

روشنفکرانی که دموکراسی یک شبه می خواهند

بهروز علیخانی: کسانی که به رادیو زمانه این انتقاد را می کنند که این رسانه به تقویت دموکراسی در ایران کمک نمی کند باید بدانند، بعدِ اجتماعی-روانیِ دموکراسی تنها با ابزار و اهداف سیاسی فربه نمی شود. تغییر ساختار احساسی و غریزی و الگوهای رفتاری انسانها، فرایندی است بس زمانبر. کار روشنگری و روشنفکری جهت دادن و سرعت دادنِ بیشتر به این فرایند است. در این راه پر سنگلاخ نتیجه هر گونه کم حوصلگی علمی، رادیکالیسم و سیاست زدگی است.

گفتن حقيقت به قدرت

رامين احمدی: راديو زمانه به طور مشخص فکر مي کند که يک رويکرد و عملکرد حرفه اي دارد. البته مخاطبان «زمانه» همان مخاطبان مثلاً روزنامهء «کيهان» نيستند. بنابراين کسي هم انتظار ندارد که عملکرد «زمانه» مثل عملکرد «کيهان» باشد. يعني زمانه به همان شيوهء کيهان هژموني «جمهوري اسلامي» را بازتوليد نمي کند. در «زمانه» يک تعداد چهره هاي سکولار حضور دارند و گاهي اوقات در گزارش کردن مسايل ايران يک لحن انتقادآميزي دارد.

A Political Platform for Iranian Islamic Reformists

Ramin Parham: As the iranian crisis has deepened, new publically funded persian media have emerged in major western countries. Among them is Radio Zamaneh, founded in Amsterdam in 2004 following a “budget passed by the Dutch parliament” thanks to “the efforts of Farah Karimi”, a nine-year Green Party Dutch MP of iranian origin. A hotly debated point is how best to spend european tax money on this sensitive issue.

Radio Zamaneh laat haar luisteraars zelf oordelen.

Michiel Kruijff: Door een zo breed mogelijk scala aan programma’s voor en door de jonge Iraanse bevolking aan te bieden, probeert Radio Zamaneh democratisering en mensenrechten te stimuleren. Daareentegen de monotone programmering van oppositieradiozenders heeft voor een verkleining van de luisterdichtheid gezorgd.

Zamaneh doesn’t dictate an opinion to its listeners *

Michiel Kruijff: No critical stance towards the Iranian regime is propagated. Zamaneh’s listeners are allowed to form their own opinions about the news they listen to. It is no surprise, then, that the Iranian opposition criticizes Zamaneh’s media policy. But Radio Zamaneh is no opposition radio. There is no sense in criticizing Zamaneh based on the viewpoint of the opposition. This, however, is exactly what Janni Groenen and Annieke Kranenburg are doing.

“فولکس کرانت و رادیو زمانه”

توماس اردبرینک: فولکس‌کرانت، بلندگو را به دست کسانی می‌دهد که (به استثنای دو نفر از همکاران پیشین زمانه) دو نفرشان شدیداً صبغه سیاسی دارند. معلوم است که این افراد انتقاد دارند، چرا که این تیپ افراد (درست مثل همان سیاستمداران ایرانی که این‌ها اینقدر با ایشان مخالفند) اکثراً تنها خود را قبول دارند و بس. هر کس که با این افراد موافق نباشد “دست‌نشانده رژیم” است. شایان ذکر است که این، تهمت استانداردی است که بسیاری از گروه‌های ایرانی خارج از کشور به یکدیگر می‌زنند.

Volkskrant en Iraanse radio

Thomas Erdbrink: De Volkskrant, laat -op de twee ex-medewerkers van Zamaneh na- mensen aan het woord waarvan twee zwaar politiek gekleurd zijn. Natuurlijk hebben die kritiek, want dat types geloven (net als de Iraanse politici waar ze zo tegen zijn) meestal alleen in hun eigen waarheid. Iedereen die daarvan afwijkt zijn “handlangers van het regime”. Overigens is dit de standaardbeschuldiging die veel Iraanse groepen in het buitenland naar elkaar maken.

اینجا آمستردام است، رادیو زمانه

پاسخ ابراهیم نبوی به فولکس کرانت: امیر فرشاد ابراهیمی امروز، من و دوستانم را متهم می‌کند که با حکومت سازش می‌کنیم. هشت سال قبل ما هر دو در تهران بودیم. در آن روزها فرشاد ابراهیمی جزو گروهی از تندروها بود که همیشه با ما برخورد می‌کرد و ما را به عنوان کسانی که تند می‌روند و می‌خواهند با حکومت برخورد کنند، محکوم می‌کرد و از زندانی بودن ما لذت می‌برد. ما از دست فرشاد ابراهیمی به کجا باید برویم؟

نظرات خوانندگان در مورد جوابیه سید ابراهیم نبوی

دست کم برای من و مایی که در این خاک ماتم زده ی تعزیه سرا، نفس می کشیم تا نوبت مرثیه بعدی فرا رسد، جای هیچ تردید نیست که برای ” ابراهیم” ها ، هیچ آتشی گلستان نشده از هر قماشی هم که باشند الخصوص از نوع “نبوی”…
گلستان نشد برادر جان و سوختی…، از خیل شاهدانت هنوز چند تنی زنده اند. ما یادمان نرفته که تازیانه ها با نان و قلمت چه کرد.
حالا بگذار این جماعت چرتی که چادر سیاست و سیاست بازی هایشان از قرار معلوم بر سر ما مردم حیرت زده نیز سایه افکنده، آنقدر در شیپور آزادی و تقسیم و تلکه ی حق و حقوق و کشف خطیر دشمن شناسی! بدمند تا گوش فلک هم کر شود چه برسد به گوش اسرافیل…

ایران، جمهوری اسلامی نیست

مهدی جامی: من در ایران، فقط جمهوری اسلامی نمی‌بینم. من در ایران جوانان کاردیده و تیزهوش و جسوری می‌بینم که دایره علایق و تکاپوی آنان از عالم پیچیده کامپیوتر تا دانش‌های فلسفی نو، از ادبیات ضدآتوریته تا تجربه‌گرایی بی‌پروا، از میل به کشف فرهنگ خود و غمخواری برای میراث پدران تا میل به شناخت جهان و پذیرفته افتادن در چشم جهانیان را در بر می‌گیرد. من جسارت و شور زندگی آن‌ها را می‌بینم و برای ایشان از دختر و پسر، از زن و مرد، حرمتی واقعی قائل‌ام و این را در طراحی رسانه‌ای که به همیاری آن‌ها ساخته شده به کار بسته‌ام. این طرحی نو است که سزاوار نسل جدیدی است که آینده دیگری برای ایران رقم می‌زند.

نظرات “ایران، جمهوری اسلامی نیست”

من نیز با شما هم عقیده هستم که ایران و مردم آنرا نباید خلاصه کرد به نظام سیاسی ای که فعلاً در ایران حاکم است. ایران متعلق به همه ایرانیان، اعم از پیر و جوان و یا زن و مرد و یا اقلیت های قومی است و همه ما بعنوان شهروند این مملکت در تعیین مسیر و سرنوشت این کشور دست داریم.

«رادیو زمانه، متفاوت، نوگرا و میانه رو است»

بعضی از ایرانیان مقیم خارج فکر می کنند زمانی یک رادیو مستقل است که لحن شدید انتقادی به جمهوری اسلامی داشته باشد و دارای برنامه و اهداف سیاسی باشد. دیدگاهی که به نظر ناشی از گذشته و گرایشات سیاسی این افراد است. امری که این افراد به آن توجه ندارند این است که یک ایستگاه رادیویی فقط یک رسیله ارتباط جمعی است نه یک سازمان سیاسی. چنین رادیوهای فارسی زبانی در کشورهای غربی وجود دارند. شنوندگان ایرانی اکنون نیاز به رادیویی جدید با خط مشی نوین دارند.

در خدمت و خیانت زمانه

مهدی جامی: نگاه گروههایی از اپوزیسیون هنوز متعلق به دوره ای است که باید به مردم می گفتند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد. این نگاه در بنیاد خود با نگاه روحانیون تفاوتی ندارد و از یک فرهنگ تغذیه می کند. هر دو می خواهند تکلیف را برای مردم روشن کنند. اما این دوره گذشته است. در همه جهان اکنون تعیین تکلیف کردن برای مردم به عنوان پدرسالاری و قیم مابی و روشهای آمرانه و آقابالاسری دور ریخته می شود. به موازات رشد مخاطبان رسانه ها و احزاب، آنها ناچارند زبان خود را دیگر کنند. زبانی اختیار کنند که اختیار مردم و انتخاب آنها را محدود نکند و برایشان تصمیم نگیرد. این جوهر دموکراسی است. اما بسیاری از گروههای پرتکاپوی سیاسی تنها در این سالهای اخیر است که با دموکراسی و حقوق بشر آشنا شده اند. آنها میراث بر فرهنگی دیگرند که فرهنگ دموکراسی نبود. فرهنگ قهر انقلابی بود.

نظرات “در خدمت و خیانت زمانه”

اين کسانی که سالهاست خارج از ايران زندگی می کنند و جزو مثلا اپوزيسيون هستند، نه تنها از مشکلات ما جوانان در داخل ايران خبر ندارند و نه تنها با تندرويهای خود مشکلات بيشتری برای ما و خودشان ايجاد می کنند، بلکه مانع کار پارلمان هلند هم می شوند که قصد دارد ما را با حقوق بشر و موازين دموکراسی آشنا کند و امکان سخن گفتن و آگاه کردن و آگاه شدن را برای کسانی که عضو حزب الله يا احزاب ظاهر الصلاح تر نيستند فراهم کند.

چه کسی از رادیو زمانه می ترسد؟

مهدی جامی: در باره انتقادات تند و تیز روزنامه فولکس کرانت از زوایای مختلف می توان روشنگری کرد اما این بحث را چنان باز می کند که دایره مفاهیم را وسیعتر از آن می سازد که بتوان به کوتاهی طرح و جمع کرد. می توان نشان داد که نویسندگان گزارش از پیش تصمیم خود را گرفته بوده اند که چه بنویسند و گرنه در منابع خود دقت بیشتری می کردند و به آنها تنوع کافی می دادند. نویسندگان فولکس کرانت وقتی با من مصاحبه می کردند گفتند که روزنامه ما شبیه گاردین است. از چپ آمده ایم و توان روشنفکرانه داریم. اما حاصل کار آنها اگر نمونه ای از شیوه کار عمومی روزنامه باشد باید ادعاشان را در باره شباهت به گاردین مانند ادعاهاشان در باره رادیو زمانه دانست! چپ گرایی آنها بیشتر مرا به یاد چپ دگماتیک روسی می اندازد تا چپ دینامیک اروپایی.

نظرات “چه کسی از رادیو زمانه می ترسد؟”

بخشی از ناتوانایی های رادیو زمانه به کاستی های فرهنگی ما بر میگردد. مانند کتابفروشی ها ی ما که اگر کتابهای ترجمه و خارجکی را بگذاریم بیرون. سخت چیزی برای ارایه پیدا خواهند کرد. ازین نظر این ضعف رادیو زمانه فقط انعکاس عقب ماندگی فرهنگ ایران است.

واکنش تریتا پارسی به مقاله فولکس کرانت

به گفته پارسی، حسن داعی‌الاسلام، که نویسندگان مقاله از قول او نیاک را «لابی رژیم ایران» خوانده‌اند، خود از اعضای گروه مجاهدین خلق است که هم از سوی ایالات متحده و هم از سوی اتحادیه اروپا به‌عنوان گروهی تروریستی شناخته می‌شود.

“رادیو زمانه برنامه های بی خطر می سازد”

فولکس کرانت: تبعیدیان ایرانی، به تعبیر آقای رامین پرهام، به تلف‌کردن پول مالیات مردم هلند اعتراض دارند. پرهام که سایت رادیو زمانه را بدقت دنبال می‌کند، یکی از مخالفین رژیم و عضو پلاتفرم “همبستگی با ایران” است که برای نشریاتی از جمله فیگارو می‌نویسد. خلاصة حرف ایشان اینست که رادیوزمانه را می‌توان همه‌چیز نامید بجز یک رادیوی مستقل. به نظر او، رادیو زمانه نظرات اصلاح‌طلبان مذهبی طرفدار محمد خاتمی، رئیس‌جمهور پیشین، را تبلیغ می‌کند.

ضرب و شتم منتقدین اسلام در هلند و استعفای من از زمانه

داریوش مجلسی: من عضو هیئت مدیره رادیو زمانه بودم و همیشه معتقد بودم و هستم که رادیو زمانه نباید یک رادیوی اپوزیسیون باشد بلکه جوانان ما در ایران و خارج ایران باید مطالب و تحلیلهای هردو طرف (رژیم و مخالفان آنرا) بشنوند ولی متاسفانه چون رادیو زمانه قادر نبود در بعضی موارد (نمونه آشکار آن در مورد همین احسان جامی بود) رعایت بیطرفی را بنماید و بر عکس – در این مورد بخصوص – خیلی هم یک طرفی عمل نمود لذا از حضور خود در هیئت مدیره رادیو زمانه استعفا دادم.