همه چیز برای پیروزی راست‌های افراطی فرانسه در انتخابات پارلمان اروپا فراهم است؛ این اما آن چیزی نیست که جلیقه‌زردها بخواهند.

مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی «مجمع ملی» و ‌ متئو سالوینی، وزیر کشور و معاون نخست وزیر  ایتالیا و رهبر حزب لگا، مهم‌ترین جریان راست افراطی در این کشور. کارزار تبلیغاتی برای انتخابات پارلمان اروپا، ۱۸ مه ۲۰۱۹،‌ میلان ایتالیا.

همزمان با ۲۷ کشور اروپایی دیگر، فرانسوی‌ها ۲۶ ماه مه پای صندوق‌های رای می‌روند تا ۷۴ نماینده‌شان در پارلمان  اروپا را از میان ۳۳ فهرست انتخاباتی انتخاب کنند.

۳۳ فهرست٬ از راست افراطی تا چپ رادیکال،‌ از «اتحاد پادشاهی» (راست ملی‌گرا)  تا «با صدای برابر» (فمینیست)، از «مبارزه کارگری» (چپ رادیکال) تا «حزب طرفدار حقوق حیوانات» (طرفدار محیط زیست).

برای ورود به پارلمان اروپا، هر یک از این فهرست‌ها باید دست کم ۵ درصد آرا را کسب کنند؛ اتفاقی که برای بسیاری از آنها رخ نخواهد داد.

بنا بر آخرین نظرسنجی‌ها، رقابت اصلی میان فهرست «مجمع ملی»، حزب راست افراطی به رهبری مارین لوپن و فهرست حزب «جمهوری در حرکت» ، به رهبری امانوئل مکرون خواهد بود. پیش‌بینی می‌شود هر یک از این دو فهرست چیزی بین ۲۲ تا ۲۴ درصد آرا را کسب کند. در نظرسنجی‌های هفته گذشته، «مجمع ملی» از «جمهوری در حرکت» کمی پیشی گرفته است.

فهرست «جمهوری‌خواهان» (راست محافظه‌کار) و «فرانسه سرکش» ژان لوک ملانشون نیز احتمالاً با کسب ۹ تا ۱۴ درصد آرا به ترتیب در جایگاه‌های بعدی قرار خواهند گرفت.

انتخابات پارلمان اروپا در فرانسه در شرایطی برگزار خواهد شد که از یک سو٬ راست افراطی از اقبال بی‌سابقه‌ای برخوردار است، و از سوی دیگر، از محبوبیت مکرون، پس از موج اعتراضات جلیقه زردها، به شکل ملموسی کاسته شده است.

انتخابات در سایه جنبش جلیقه‌زردها

در فرانسه تا اطلاع ثانوی همه چیز تحت تاثیر جنبش جلیقه‌زردهاست. جنبش جلیقه‌زردها اما حرکت ضدپارلمانی و ضدحزبی است، و به هیچ وجه خبری از مشارکت سازمان‌یافته جلیقه زردها در انتخابات پارلمان اروپا نخواهد بود. با این حال، در حاشیه اعتراضات، سه فهرست انتخاباتی منتسب به جلیقه زردها نیز وارد کارزار شده است: «تحول شهروندی»، «اتحاد زرد» و «جنبش برای ابتکار شهروندی» که وعده برگزاری یک همه‌پرسی به ابتکار شهروندان را در سطح ملی و قاره‌ای داده است. بعید است که هیچ کدام از این فهرست‌ها به حدنصاب ۵ درصد برسند.

تأثیر جلیقه زردها اما محدود به حضور یا عدم حضور مستقیم آنها در انتخابات پارلمان اروپا نیست؛ شورش مردمی جلیقه‌زردها برای عدالت مالیاتی نتیجه خشم‌های انباشته شهروندان این کشور نه فقط علیه سیاست‌مداران مستقر در الیزه که به نوعی در واکنش به سیاست‌های تحمیلی از جانب «کمیسیون اروپا» مستقر در بروکسل بود. بسیاری در فرانسه امروز مکرون را بیشتر نماینده و عروسک اتحادیه اروپا می‌دانند تا حاکم ملی فرانسه.


بیشتر بخوانید: جلیقه‌زردها: یک مسئله فرانسوی یا اروپایی؟


همین مسأله باعث شده بسیاری برنده و منتفع اصلی جنبش جلیقه زردها را حزب راست افراطی «مجمع ملی» بدانند که سیاست‌های ضد اتحادیه اروپا دارد. این گمانه‌زنی اما کاملاً با واقعیت جنبش جلیقه‌زردها سازگار نیست. بنا به پژوهش‌های گروه تحقیقاتی «کمیت»، هسته اصلی جنبش به هیچ وجه با راست افراطی سازگاری ندارد. گروه پژوهشی «کمیت» به سرپرستی یان لولن،‌ استاد جامعه‌شناسی دانشگاه لیل، در ماه نوامبر پیمایشی انجام داد که بنا بر آن، ۵۱ درصد جلیقه زردها خود را راست یا چپ نمی‌دانند؛ ۱۵ درصد آنها خود را چپ معرفی کردند ( ۳,۶ درصد بسیار چپ) و ۱۱,۶ درصد گفته‌اند راست (۷,۲ درصد بسیار راست) هستند.

از راست به چپ: ‌ناتالی لوازو (جمهوری در حرکت)، فرانسوا-ژاویه بلامی (جمهوری‌خواهان)، مانون اوبری (فرانسه سرکش) و جردن باردلا (مجمع ملی)؛ سرفهرست‌های چهار جریان اصلی رقیب در انتخابات پارلمان اروپا.  جمهوری‌خواهان و حزب سوسیالیست به شکل سنتی دو چهره روشنفکری را به عنوان سرفهرست‌هایشان معرفی کردند. فرانسوا-ژاویه بلامی، سرفهرست جمهوری‌خواهان، استاد فلسفه است. و رافائل گلوکسمان، سرفهرست حزب سوسیالیست، فیلمساز، روزنامه‌نگار و فرزند آندره گلوکسمان معروف است. وجه مشترک سرفهرست‌های مجمع ملی و فرانسه سرکش جوانی آنهاست. مانون اوبری و جردن باردلا هر دو زیر ۳۰ سال سن دارند.

سوسیالیست‌ها، بدون رقیب در جاده ناکامی

۱۴ مه ۲۰۱۷ روزی بود که دوره ریاست جمهوری فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور سوسیالیست فرانسه به پایان رسید. امروز با گذشت دو سال از آ‌ن‌ روز، هیچ افقی برای بازگشت حزب سوسیالیست به قدرت وجود ندارد.

در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۷ فرانسه، نامزد جوان این حزب، بنوآ امون با وعده «درآمد همگانی» تنها ۶,۳۶ درصد آرا را کسب کرد؛ این بدترین نتیجه در تاریخ اخیر این حزب بود، و حالا حتی این احتمال وجود دارد که حزب سوسیالیست به پارلمان اروپا راه پیدا نکند.

پس از انتخابات، امون از حزب سوسیالیست انشعاب کرد و جنبش «نسل‌ها» را بنیان‌ گذاشت. در انتخابات پارلمان اروپا، امون، همراه و در اتحاد با یانیس واروفاکیس، وزیر سابق دارایی یونان، در تلاش است چپ‌های اروپا را در یک گروه پارلمانی بسیج کند. برای تحقق چنین رویایی، فهرست «نسل‌ها» نخست باید به حد نصاب ۵ درصدی برسد. بنا به نظرسنجی‌ها، «نسل‌ها» در حال حاضر چیزی بین ۲ تا ۳,۵ درصد آرا را کسب خواهد کرد.

برای «فرانسه سرکش» ملانشون نیز اوضاع چندان خوب پیش نمی‌رود. بنابه نظرسنجی‌ها، از ابتدای سپتامبر ۲۰۱۸ تا امروز چیزی در حدود ۳ درصد از سبد رای این حزب در انتخابات پیش‌ رو کاسته شده است. آخرین خبر ناگوار از «فرانسه سرکش»، اعلام حمایت یکی از اعضای آن از فهرست «جبهه ملی» در انتخابات است. آندره‌آ کوترک، نماینده شورای منطقه‌ای اورن رون-آلپ، ۱۴ مه در چرخشی غیرمنتظره اعلام کرد به فهرست حزب مارین لوپن رای خواهد داد.

بنا به آخرین نظرسنجی‌ها، مجموع آرای حزب سوسیالیست، جنبش نسل‌ها و فرانسه سرکش در انتخابات پارلمان اروپا مجموعاً چیزی حدود ۱۷ درصد خواهد بود. در انتخابات پارلمان اروپا ۲۰۱۴، حزب سوسیالیست و «جبهه چپ» به رهبری ملانشون بیش از ۲۰ درصد آرا را کسب کرده بودند.

در دور نخست انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۷، مجموع آرای امون و ملانشون از۲۶ درصد فراتر رفته بود؛ و این یعنی در آن زمان، در صورت وحدت و ائتلاف گروه‌های چپ‌گرا، این نماینده آنها بود که به جای مارین لوپن در دور دوم انتخابات با مکرون (با ۲۴درصد آرا در دور نخست) رقابت می‌کرد.

آیا آرایش پارلمان تغییر خواهد کرد؟

جدا از آنکه نتیجه انتخابات ۲۶ مه، سنجه‌ای برای ارزیابی توزیع آرای سیاسی در فرانسه به دست می‌دهد، آنچه اهمیت دارد تأثیر نتیجه انتخابات در آرایش پارلمان‌ اروپا و گروه‌های سیاسی موجود در آن است. در حال حاضر ۸ گروه سیاسی اصلی در پارلمان اروپا وجود دارد.

گروه‌های سیاسی پارلمان اروپا

در حال حاضر،‌ گروه احزاب راست محافظه‌کار اروپا (PPE) با ۲۹درصد کرسی‌ها و گروه احزاب چپ میانه (S&D) با ۲۵ درصد کرسی‌ها، دو گروه بزرگ و اصلی پارلمان اروپا را تشکیل می‌دهند. این دو گروه غالباً در همکاری با یکدیگر و در کنار گروه احزاب لیبرال‌های میانه‌رو (ALDE) کنترل پارلمان را در اختیار دارند. نمایندگان منتخب حزب «جمهوری در حرکت» مکرون در گروه ALDE،  نمایندگان حزب سوسیالیست فرانسه در  گروه S&D و جمهوری‌خواهان در گروه PPE  فعالیت خواهند کرد.  

آن‌طور که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد، احزاب ضد اتحادیه اروپا موفق خواهند شد ۳۵ درصد کرسی‌ها را به دست بیاورند؛ و این یعنی قادر خواهند بود یک گروه بزرگ پارلمانی تشکیل دهند. مشخصاً موقعیت و جایگاه احزاب راست افراطی در پارلمان آتی اروپا بهبود خواهد یافت. با این حال، تأکید احزاب راست افراطی بر منافع و حاکمیت ملی می‌تواند مانعی پیش‌ روی نمایندگان منتخب این احزاب برای تشکیل یک گروه بزرگ پارلمانی باشد.

نمایندگان «جبهه ملی» فرانسه، برای مثال، بنا به ملاحظات داخلی سیاسی به سادگی قادر نخواهند بود در کنار و همراه با نمایندگان یوبیک، حزب نئونازی مجارستان، به عضویت یک گروه واحد پارلمانی در بیایند؛ به عبارت دیگر، هزینه‌ چنین تصمیم و اقدامی در سطح داخلی می‌تواند بسیار گزاف باشد.

در حال حاضر،‌ نمایندگان «جبهه ملی» فرانسه عضو گروه راست افراطی ENL (با ۴,۹ کرسی‌ها) اند. در قطب مخالف ENL،‌ گروه چپ‌گرای GUE/NGL (با ۶,۹ درصد کرسی) قرار می‌گیرد که نمایندگان «فرانسه سرکش» عضو آن هستند.

بسیاری از احزاب ناسیونالیست اروپایی، پس از برگزیت، ایده خروج از اتحادیه اروپا را فعلاً کنار گذاشته‌اند.

آیا راست افراطی اروپا را تسخیر خواهد کرد؟

بحران اقتصادی (و متعاقباً سیاست‌های نئولیبرال و ریاضتی تحمیلی از جانب اتحادیه اروپا)، بحران امنیت (و تشدید احساس هویت ملی و مسأله مهاجران)، و نهایتاً بحران نظام نمایندگی سیاسی پارلمانی (و متعاقباً رشد پوپولیسم) سه ضلع مثلثی هستند که شرایط رشد راست افراطی را در سال‌های اخیر فراهم آورده‌اند.

در این مورد اما نباید اغراق کرد. رشد راست افراطی در اروپا کم و بیش ناموزون بوده است. مشخصاً در برخی کشورها همچون اسپانیا، پرتغال و ایرلند، بحران اقتصادی موجب پیشروی و رشد راست افراطی نشده است.

در عین حال، شاهد نوعی تحول درونی در بطن راست افراطی نیز هستیم، تحولی که ژان ایو کامو، پژوهشگر سیاسی، آن را نظر به تجربه «مجمع (جبهه) ملی» در فرانسه در قالب حرکت از «راست افراطی» به «راست رادیکال و پوپولیست» فرمول‌بندی می‌کند. تفاوت این راست پوپولیست جدید با راست افراطی تاریخی در این است که آنها کاملاً میانجی‌گری صندوق رای را پذیرفته‌اند، و تنش کمتری با نهادهای دموکراتیک دارند. نماد این تحول در فرانسه جایگزینی مارین لوپن به جای پدرش، ژان-مری لوپن در «جبهه ملی» بود.

Opposite them is the populist left, of which the Melancholy “rebellious France” movement is a French manifestation. Although both currents speak of “people”, they have a completely different meaning. While for leftist populists like Melancholy the people are a living social entity, for a right-wing populist like Marine Le Pen, people represent more of a transhistorical, national, mythical, and even religious reality that encompasses the dead and future generations.