بی‌شک کتاب «بهار خاموش» به قلم راشل کارسون در روند آگاهیِ زیست‌محیطی بسیار اثرگذار بوده است. کتاب کارسون در خود هشداری داشت درباره‌ی آسیبی که آفت‌کش‌هایی چون د.د.ت برای طبیعت دارند. حتی هنوز هم گاهی بر روی ساختمان‌های قدیمی نوشته‌هایی چون این را می‌بینیم: «مصرف د.د.ت زیان‌آور است»، نوشته‌هایی که به احتمال زیاد سی تا چهل سال پیش نوشته شده‌اند، یعنی زمانی که تأثیر کتاب کارسون در جهان گسترش می‌یافت.

Environmental history usa

راشل کارسون کتاب «بهار خاموش» را در سال ۱۹۶۷ منتشر کرد و از آن زمان تا کنون بسیاری این کتاب را برانگیزاننده‌ی جنبشی زیست‌محیطی در آمریکا دانسته‌ و آن را ستوده‌اند. با این حال اما آگاهی به مسائل زیست‌محیطی و اعتراض‌های زیست‌محیطی در برخی مناطق در ایالات متحده به سده‌ی نوزدهم برمی‌گردد، یعنی زمانی که تولید صنعتی آغاز شد و در نتیجه شهرنشینی رو به گسترش نهاد. وقتی این تغییرات زندگی مردمان در آمریکا را دگرگون کرد، این مردمان به این آگاهی رسیدند که بهره‌برداریِ اقتصادی و نابرابریِ اجتماعی و مسائل زیست‌محیطی با هم در پیوند هستند. عصر مدرن که آغاز شد، آنها اتحادیه‌های کارگری و کلاب‌های ورزشی و نهادهای قومی و نژادی و دیگر گروه‌های اجتماعی را پدید آوردند تا با چنان تهدیدهایی مقابله کنند.

کتاب «افسانه‌ی بهار خاموش»، که به‌تازگی از سوی انتشارات دانشگاه کالیفرنیا منتشر شده است، می‌خواهد این داستان را برای ما روایت کند و روایتی که در این کتاب آمده با روایت رایج تفاوت دارد. درباره‌ی کارسون و کارش نظری بسیار رایج است و آن اینکه او برای پرندگان نغمه‌سرا و حومه‌ی‌ شهرها نگران بوده است، و در نتیجه در روایت رایج درباره‌ی تاریخ کنشگریِ زیست‌محیطی نیز چنین نگرانی‌هایی به‌عنوان نگرانی‌های طبقه‌ی متوسط بیش‌ از حد برجسته می‌شود و نقش طبقه‌ی کارگر و فرودست در این باره تا اندازه‌ی زیادی نادیده گرفته می‌شود.

برای یک مثال، در آن روایت‌ها از تاریخ جنبش‌های زیست‌محیطی در آمریکا که به کتاب بهار خاموش چون یک نقطه‌ی عطف می‌نگرند معمولاً جنبش‌ها و پویش‌های آفریقایی-آمریکایی‌ها نادیده گرفته می‌شود. اما در کتاب «افسانه‌ی بهار خاموش» این برداشت رایج به پرسش گرفته می‌شود و برداشت درست‌تری از گذشته در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد تا برای اندیشیدن و عمل در دوران کنونی بیش‌تر آماده شوند. از همین رو این کتاب برای کسانی که روایت درستی را از تاریخ آگاهی و کنشگریِ زیست‌محیطی می‌جویند بسیار خواندنی خواهد بود.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

در نخستین نیمه از سال ۱۹۶۲، پال بروکس، ویراستار انتشارات هوگتون میفلین، از ویلیام و. داگلاس که دادرس دادگاه عالیِ آمریکا بود درخواست کرد بر دست‌نویس «بهار خاموش»—که علیه آفت‌کش‌های مصنوعی اعلام جرم کرده بود—نقدی بنویسد. داگلاس در نقد خود «بهار خاموش» را «انقلابی‌ترین کتاب از زمان «کلبه‌ی عمو تام» تاکنون» خواند. همچنین وقتی کتاب بهار خاموش سرانجام منتشر شد ی. ب. وایت که در ادبیات کودک نویسنده‌ای پرآوازه بود پیش‌بینی کرد که این کتاب «کتابی از سنخ کلبه‌ی عمو تام خواهد بود، یعنی از آن سنخ کتاب‌هایی که انقلاب به پا می‌کنند.». هردوی این اظهارنظرها اشاره دارد به تصویر تکان‌دهنده‌ای که هریت بیچر استو در کتاب کلبه‌ی عمو تام از برده‌داری ترسیم می‌کند، کتابی که یک سده پیش‌تر نوشته شده بود و بسیاری معتقدند مردمان جنوب آمریکا را برانگیخت که اعلام استقلال کنند و در مقابل مردمان شمال اسلحه به دست گیرند. آبراهام لینکلن در ملاقاتی که در کاخ سفید با استو داشت به او گفت «پس تو آن زن کوچکی هستی که این جنگ بزرگ را به پا کرد». آبراهام ریبیکاف سناتور کنتیکت نیز بعدها اشاره می‌کند به وقتی که در یک نشست درباره‌ی آفت‌کش‌ها با کارسون ملاقات می‌کند و به او می‌گوید «پس شما همان بانویی هستید که این ماجرا را به پا کرد، بفرمایید صحبت کنید.».

کتاب «افسانه‌ی بهار خاموش» به‌تازگی از سوی انتشارات دانشگاه کالیفرنیا منتشر شده است.

حتی پیش از آنکه بسیاری از مردم کتاب کارسون را بخوانند روشنفکران برجسته و صاحب‌منصبان و بسیاری دیگر او را مهم‌ترین نیرو در پشت جنبشی زیست‌محیطیِ در حال ظهور می‌دانستند و گرامی‌ می‌داشتند. شوربختانه راشل کارسون چندان عمر نکرد که تأثیر بهار خاموش را ببیند. هنوز داشت نسخه‌ی نهایی را می‌نوشت که معلوم شد به سرطان سینه مبتلا است که این سرطان به غدد لنفاوی وی گسترش یافت و دو سال پس از چاپ کتاب درگذشت. در این اثنا، به‌دلیل پرتو درمانی و عفونت‌هایی که او را ضعیف کرده بود، مسافرت و حضور در عرصه‌ی عمومی برایش بسیار دشوار بود.

آن روایت‌های تاریخی از جنبش زیست‌محیطی که ردپای بهار خاموش را پی گرفته‌اند اعتراض‌های سفیدپوستان ساکن حومه‌ها به سم‌پاشی د.د.ت در سرزمین‌هایشان را بازگو می‌کنند اما معمولاً علاقه‌ای ندارند از پویش‌هایی بگویند که کنشگران سیاه‌پوست علیه مسمومیت ناشی از سرب—به ‌دنبال پوسته‌پوسته شدن رنگ در خانه‌های زاغه‌نشینان—به راه انداختند. چرا چنین است؟ به‌جز از جهت نژاد و مکان، این دو نوع اعتراض از هر نظر همانند بودند. در یکی از معدود گزارش‌ها درباره‌ی پویش علیه مسمومیت ناشی از سرب، تاریخ‌نگار روبرت جیواینللی شرح می‌دهد که کنشگران در گتوهای شمال سنت لویس در دهه‌های شصت و هفتاد چه کوشش‌ها کردند که از هزاران کودک آزمایش خون گرفته شود و دست‌اندرکاران را وادارند که قوانینی برای رنگ‌های سربی وضع کنند.

کتاب «افسانه‌ی بهار خاموش» به این هدف نوشته شده که روایتی درست‌تر (و نه جامع‌تر) از جنبش زیست‌محیطی در آمریکا ارائه دهد؛ در این روایت رویدادهایی که تاکنون تا اندازه‌ی زیادی ناگفته مانده نیز گنجانده شده است، رویدادهایی چون پویش‌های سیاه‌پوستان در سنت لویس علیه استفاده از سرب، پیکار کارگران مکزیکی و مکزیکی-آمریکایی در جنوب کالیفرنیا علیه آفت‌کش‌ها، تکاپوی ساکنان کوهستان آپالاش علیه استخراج از معدن روباز زغال‌سنگ، سازمان کارگران خودروسازی در میشیگان علیه آلوده‌سازی آب، و نیز برخی دیگر از مشارکت‌ها در سنت اعتراض زیست‌محیطی در آمریکا.

نشانی کتاب


تازه‌ترین کتاب‌ها در حوزه محیط زیست