سه روزی که چهره آمریکا و دنیای غرب را تغییر داد. در اصل اتفاق مهمی هم نیفتاد: یک فستیوال موسیقی در مزرعه‌ای در یک بتل نیویورک برگزار شد. مردم و به ویژه جوانان اما در تمنای صلح و رهایی بودند. ۵۰ سال از برگزاری فستیوال ووداستاک می‌گذرد.

فستیوال ووداستاک: سه روز عشق و موسیقی برای صلح جهانی

آن سال‌های خوب

سال‌های دهه ۶۰ میلادی مملو از وقایع تلخ و شیرین بود. سال‌هایی که پدیده‌های سیاسی و فرهنگی را در سراسر جهان به هم آمیخت و برای این سال‌ها هویتی خاص ساخت.

در این دهه در آمریکا، زمان تظاهرات صلح‌آمیز، ظهور چهره‌های ماندگار دنیای موسیقی، سیاست و ورزش، سال‌های هنر پاپ، ترورهای سیاسی، مبارزات مدنی، شورش‌های شهری و تظاهرات عظیم ضد جنگ بود. این دهه، سال‌های جنبش‌های حقوق همجنسگرایان، انقلاب‌های اجتماعی و ضد فرهنگ، پیشرفت‌های علمی و سال‌های شکوفایی موسیقی راک و مصرف مواد مخدر بود.

تابستان سال ۱۹۶۹، اما تابستان دیگری بود، در میانه جنگ سرد و جنگ ویتنام دو واقعه مهم رخ داد یکی در فضا و بر روی کره ماه  و دیگری در مزرعه لبنیاتی در ایالت نیویورک آمریکا.

در آن تابستان نیل آرمسترانگ نخستین انسانی بود که قدم بر روی کره ماه گذاشت و کمتراز یک ماه بعد در وود استاک یکی از ماندگارترین وقایع فرهنگ پاپ رخ داد: وود استاک ۶۹

پادکست ویژه پنجاه‌سالگی وودستاک را بشنوید:

تولد رویدادی حماسی، سه روز عشق و موسیقی

فهرست برنامه‌های فستیوال ووداستاک

فستیوال موسیقی وود استاک ۱۵ اوت ۱۹۶۹شروع شد، نیم میلیون نفر در مزرعه‌ای در بتل نیویورک در این فستیوال سه روزه شرکت داشتند.

رویدادی حماسی که به ووداستاک شهرت یافت و پس از آن مترادف جنبش «ضد فرهنگ» سال‌های دهه ۱۹۶۰ شد.

وود استاک موفقیت‌آمیز بود، هرچند بی اشکال هم نبود، تغییر محل برگزاری، هوای بد، انبوه شرکت‌کنندگان بسیار بیش از آنچه انتظار می‌رفت و ترافیک از دردسرهای این رویداد عظیم بود.  اما با وجود سکس فراوان، مواد مخدر و موسیقی راک و باران وود استاک بی‌خشونت و آرام برگزار شد و در تاریخ فرهنگ پاپ جایگاه ابدی یافت.

بانیان وود استاک

وود استاک نتیجه ایده چهار مرد جوان بود که همگی ۲۷ ساله و یا بلکه جوانتر و در جست‌وجوی فرصتی برای سرمایه‌گذاری بودند: جان رابرتز، جوئل روزنمان، آرتی کورنفلد و مایکل لانگ. هر چهار جوان در کار موسیقی و برگزاری فستیوال بودند و در شراکتی با هم تصمیم به برپایی رویدادی کردند که بزرگ‌ترین رویداد موسیقی تمام دوران لقب گرفت.

پیدا کردن محل فستیوال چندان آسان نبود، اما در نهایت ماکس یاسگور، مزرعه‌دار ۴۹ ساله‌ای حاضر شد تا بخشی از ملک خود را در بتل نیویورک اجاره دهد.

ابتدا قرار بود برای فستیوال بلیط فروخته شود، اما سیل جمعیت از روی نرده‌ها گذشتند، کنترل غیر ممکن بود و بسیار بیش از آنچه انتظار می‌رفت به وود استاک آمده بودند. برگزارکنندگان تصمیم گرفتند که ووداستاک فستیوالی رایگان شود.

دریایی از مشتاقان صلح و موسیقی

پیش از فستیوال انتظار می‌رفت ۵۰ هزار نفر به دیدن این فستیوال بیایند، اما تا ۱۳ اوت ده‌هاهزار نفر در اطراف محل برگزاری فستیوال اردو زده بودند و بیش از  یک میلیون بلیط پیش فروش شده بود. نزدیک یک میلیون نفر از ایالت‌ها و شهرهای مجاور راهی وود استاک بودند و برگزار کنندگان تصمیم گرفتند که به کنسرت وسعت بخشند و تسهیلات بیشتری در نظر بگیرند. بزرگراه‌ها و جاده‌های محلی مجاور قفل شده بود، برخی از مشتاقان ماشین‌هایشان را رها کردند و پای پیاده به سوی جایگاه موسیقی راه افتادند. در نهایت نیم میلیون نفر توانستند به محل برگزاری کنسرت برسند.

جو کاکر روی صحنه ووداستاک:

چه کسانی آمدند؟

مخاطبان وود استاک چنان متنوع بودند که نمی‌توان از یک گروه نام برد.

اغلب شرکت‌کنندگان جوانان، سفید  از طبقه متوسط بودند و آینه‌ای از جامعه آمریکا که به سرعت رو به تغییر بود. از هیپی‌های گریزان از جامعه‌ای غرق در ماتریالیسم گرفته، تا فعالان مدنی و ضد جنگ و حتی راهبه‌ها هم در میان جمعیت دیده می‌شد.

سال ۱۹۶۹، آمریکا درگیر جنگی بحث‌برانگیز ونامحبوب بود: جنگ ویتنام، نبردی که بسیاری از جوانان سخت مخالف آن بودند. آن سال‌ها دوران جنبش حقوق مدنی هم بود، روزهای ناآرامی و اعتراضات و تظاهرات. وود استاک فرصتی بود برای مردم که به موسیقی پناه برند و پیام وحد و صلح را بگسترانند.

با وجود هوای بد و گل و لای، کمبود غذا، آب و نبود امکانات بهداشتی، فستیوال جو خوبی داشت. بعدها گفته شد که دلیل جو آرام و بی‌خشونت آن روزها در فستیوال عمدتا به خاطر داروهای روانگردانی بوده که بسیاری از شرکت‌کنندگان فستیوال مصرف می‌کردند.

عده ای هم معنقدند که هیپی‌های حاضر در وود استاک اساساً به شعاری که سرلوحه شیوه زندگی‌شان است عمل می‌کردند :« عشق بورز، جنگ نکن»

روزهای شورش، جنگ سرد و هراس از کمونیسم

فستیوال ووداستاک: عاری از خشونت، در اشتیاق صلح و دوستی

 آن دوران سال‌های شورش و تظاهرات و ترس از نفوذ کمونیسم بود. گفته می‌شد که ماموران اف بی آی و سازمان ‌های اطلاعاتی هم با لباس مبدل در میان شرکت‌کنندگان بودند. شاید هراس آنها بی‌مورد نبود، شورش گسترده در دیترویت در سال ۱۹۶۷،  آوریل ۱۹۶۸ شورش های پس از ترور مارتین لوتر کینگ در سراسر آمریکا  که  بیش از ۱۰۰ شهر از جمله دیترویت، نیویورک، واشنگتن دی سی، شیکاگو، پیتسبورگ، بالتیمور، کانزاس سیتی، ولمینگتون و…. را در برگرفت، اوت ۱۹۶۸ تظاهرات گسترده ضد دموکرات‌ها در شیکاگو سبب شده بود  که  در آن زمان سرویس‌های اطلاعاتی جنبش‌ها را زیر نظر داشته باشند، از بلک پنتر (پلنگ‌های سیاه) گرفته تا گروه های رادیکال و ضد جنگ  و کمونیست‌ها  و فعالان ضد جنگ ویتنام همه بودند. سیستم نگران  انقلاب جوانان بود، سعی می‌کرد آنها را شناسایی  کند و دست‌کم ردشان را داشته باشد. نیم میلیون جوان در چنین شرایطی در یک جا جمع شده بودند و در گوشه و کنار مأموران در لباس هیپی‌های مشتاق موسیقی، آنها را زیر نظر داشتند.

تلفات و خسارات

پزشکان و پرستاران و تکنسین‌های اورژانس داوطلبانه در چادر خدمات درمانی وود استاک خدمت می‌کردند. زخم و جراحات چندان جدی نبود: مسمویت غذایی و زخم‌هایی بر پاهای برهنه. گفته شد که هشت زن بچه‌شان افتاد، یک تراکتور از روی جوانی رد شد و مُرد و یک نفر هم به دلیل سوءمصرف مواد مخدر جان داد. این کل تلفات این فستیوال عظیم سه روزه بود.

تدابیر امنیت و پلیس حضور چندانی نداشتند. تخمین زده می‌شود تنها حدود چند ده پلیس حدود نیم میلیون جمعیت حاضر را کنترل می‌کردند.

آن‌ها که آمدند

۳۲  موسیقی‌دان، از هنرمندان محلی گرفته تا استعدادهایی که شهرت جهانی داشتند در ووداستاک آواز خواندند. برنامه غروب روز جمعه ۱۵ اوت  با ۴۵ دقیقه اجرای ریچی هیون بر روی صحنه شروع شد، سپس سوآمی ساتچیداندا، که در آن زمان استاد و مرشد بزرگ یوگا  بود، در برنامه‌ای از پیش اعلام نشده روی صحنه آمد و برای آمریکا و جمعیت حاضر آرزوی صلح کرد.

اجراهای بسیاری در تاریخ موسیقی ماندگار شدند، از آن جمله اجرای کارلوس سانتانای جوان، جوان بائز که در آن هنگام باردار بود، جیمی هندریکس، جنیس چاپلین، د هو ، جفرسون ارپلین، جو کاکر، برت سامر، راوی شانکار  و ….

 جفرسون ارپلین روی صحنه ووداستاک:

اجرای آخر و میراث ووداستاک

آخرین اجرای روز سوم اجرای جیمی هندریکس از آهنگ «پرچم پرستاره» یا سرود ملی آمریکا بود.

وود استاک روز هجدهم اوت با این اجرا پایان یافت. ترک صحنه وود استاک آسان‌تر از آمدن به آن نبود. جاده‌ها و بزرگراه‌های اطراف قفل شدند. چالش اصلی و غیر ممکن تمیز کردن مزرعه آقای یاسگور بود. کاری که چندین روز به طول انجامید و  چندین بولدوزر و ده‌ها نفر و ده‌ها هزار دلار صرف آن شد.

هر چند وود استاک در زمان خودش یک شکست تجاری کامل بود اما بعد، از محل فروش و عواید یک مستند چهار ساعته به نام «وود استاک»  که جایزه اسکار را هم دریافت کرد ضرر تهیه‌کنندگان وود استاک جبران شد.

امروز بتل نیویورک میزبان موزه‌ای است که یادآور کنسرت وود استاک است. شاید بهترین توصیف آن سه روز را ماکس یاسگور کرده باشد، مزرعه‌داری که محل کنسرت را در اختیار نیم میلیون مشتاق موسیقی و صلح گذاشت. در روز سوم ماکس خطاب به حاضرین گفت: «شما به دنیا چیزی را ثابت کردید، این که نیم میلیون جوان می‌توانند جمع شوند و سه روز فقط تفریح وموسیقی داشته باشد، فقط تفریح و موسیقی و نه هیچ چیز دیگری.»

افسانه ووداستاک تبدیل به یک مدل تجاری شد. وود استاک مبدع نوستالژی موسیقی راک نبود اما فستیوالی بود که با تمام وجود برای آرمانشهر سال‌های دهه ۶۰ میلادی ایستاد.

سال‌های بعد بارها سعی شد که مدل وود استاک تکرار شود، چندین فیلم مستند، انتشار آلبوم‌هایی در سالگرد آن طی نیم قرن گذشته و تلاش هایی برای تکرار فستیوال که معروف‌ترین آن وود استاک ۹۹ است.

قرار بود امسال و در پنجاهمین سالگرد وود استاک یک کنسرت بزرگ برگزار شود، پس از عدم توفیق سرمایه‌گزاران برای اجرایی کردن این ایده و یافتن محلی برای کنسرت و شکایت‌های حقوقی متعدد در جریان تدارک کنسرت در نهایت تنها چند هفته مانده به برگزاری آن خبر لغو ووداستاک ۲۰۱۹ اعلام شد.

خاکستری بر تپه‌ها

 شش سال پیش و روز هجدهم  اوت سال ۲۰۱۳ خاکستر ریچی هیون هنرمندی که با اجرای خود فستیوال را آغاز کرد در سراسر محل فستیوال پراکنده شد. وود استاک سمبل صلح باقی ماند.


موسیقی‌های استفاده شده در پادکست:


بیشتر بخوانید:

https://www.radiozamaneh.com/105247