موج عظیم اعتراضات خیابانی که این روزها در پی قتل مهسا (ژینا) امینی ایران را فرا گرفته حاکی از ظهور اَبَر جنبشی است که در برابر نظام ولایت فقیه قد برافراشته و آن را به مصاف می‌طلبد. در این کارزار، وظیفه مبرم فعالان سیاسی و مدنی تلاش در جهت تداوم اعتراضات و حفظ سنگر خیابان است که متعاقبا استفاده از دفاع مشروع در برابر ماشین سرکوب را به عنوان یک شیوه مبارزاتی ضرورت می‌بخشد.

«زمانه» به دنبال انتشار سلسله‌یادداشت‌هایی از فعالان و پژوهشگران درباره وضعیت کنونی، دورنمای آن و مسأله «چه باید کرد؟» است و از فعالان و پژوهشگران دیگر به ویژه در ایران دعوت می‌کند تا تحلیل‌های خود را برای ما بفرستند.
فرم تماس امن در اینجا ؛ برای اطلاعات بیشتر درباره نحوه تماس، به صفحه تماس با ما مراجعه کنید.

این شیوه، برخلاف تصویر مغشوشی که صاحبان قدرت به منظور بی اعتبار ساختن مبارزات مردمی از آن ارائه می‌دهند، نه خشونت متقابل، که با توجه به نحوه به کارگیری و محدوده حقوقی آن، سدی در برابر خشونت است. ولی آنچه چنین شُبهه‌ای را به ویژه برای برخی از مدافعان جنبش عدم خشونت ایجاد می‌کند تصور باطلی است که جنبش را تا حد یک عکس العمل منفعلانه در مقابل خشونت عریان تنزل می‌دهد. از همینرو، لازم است تا برای ارائه تصویری واقعی از دفاع مشروع، ابتدا مفهوم پرهیز از خشونت را از تصورات غلطی که به آن دچار گشته رها سازیم.

نخستین گام در این راه رد تعاریف قراردادی از مفهوم پرهیز از خشونت است که از سوی نظریه پردازان حکومتی با هدف ابقای نظم موجود و تلبیس ماشین سرکوب عرضه می‌شود. وجه اشتراک همه این تعاریف، تلاش برای یکسان انگاشتن فلسفه پرهیز از خشونت با پاسیفیسم فردی است تا بدین سان هر گونه رویارویی مستقیم مردم معترض با حکومت را خشونت نامیده و سرکوب کنند. نیاز به گفتن نیست که این تعاریف همواره با سوء استفاده از نظریات رهبران نمادین جنبش عدم خشونت و حتی تحریف آنها صورت می‌گیرد.

گاندی: علیه تسلیم و انفعال

موهاندَس گاندی، چهره‌ای که فلسفه پرهیز از خشونت با نام او عجین گشته، بیش از دیگر مدافعان آن مورد سوء استفاده و تحریف محافل محافظه کار قرار گرفته است تا بدان حد که تصور رایج از او بی شباهت به سادو[1] (sadhu) نیست. این در حالی است که گاندی نه تنها بر خصلت جمعی جنبش عدم خشونت به عنوان یک استراتژی هدفمند برای ایجاد تغییرات سیاسی تأکید می‌ورزد، بل همزمان آن را آلترناتیوی بر پذیرش انفعالی ظلم و بی عدالتی می‌پنداشت. او اصولا شیوه پرهیز از خشونت را برای مبارزانی تجویز می‌نمود که از موضع تهاجمی و به منظور بر هم زدن توازن قوا به نفع خویش به مقابله با نظام حاکم بر می‌خاستند.

از این منظر، خشونت پرهیزی در نگاه گاندی نه تسلیم فروتنانه در برابر اراده ظالم، بل صف آرایی روح و جان در برابر ظلم است تا برای اعاده کرامت انسانی با تمام توان علیه حکمرانی ستمگران به پا خیزد و زمینه سقوط آنان و بازسازی نظم را فراهم سازد.

گاندی در تاکید بر این نکته تا آنجا پیش می‌رود که درجه‌ای از خشونت را در شرایط مشخص جایز می‌شمارد:

«هرچند خشونت عملی جایز و قانونی نیست، ولی هنگامی که از آن به عنوان دفاع از خود یا دفاع از بی دفاعان استفاده شود عملی شجاعانه است که به مراتب بهتر است از تسلیم بزدلانه در برابر ظلم و زور.»

او همچنین در بافتار مبارزه ضد استعماری هند صراحتا اعلام می‌دارد:

«من ترجیح می‌دهم که هند برای دفاع از حیثیت خود به سلاح متوسل شود تا اینکه بزدلانه شاهد از دست رفتن حیثیت خود باشد… وقتی که قرار است انتخاب بین بزدلی و خشونت باشد، من خشونت را توصیه می‌کنم.»[2]

مصداق این نگرش تهاجمی حمایت ضمنی گاندی از به آتش کشیدن اداره پست و برخی دیگر از اماکن دولتی هند در سال ۱۹۲۹ بود که توسط گروهی از مردم صورت گرفت. او به رغم همه فشارها‌هایی که از سوی فرمانروایان انگلیس بر او وارد گشت تا این واقعه را محکوم کند، هیچگاه تن به چنین کاری نداد. او این واقعه را نشانه‌ای از خشم انباشته شده مردم هند نسبت به دو قرن حکمرانی ظالمانه انگلیس بر سرزمین هند تلقی نمود.

درست به همین دلیل، گاندی نسبت به ترجمه انگلیسی واژه سانسکریت ساتیاگراها (satyagraha) به معنی مقاومت منفعل (passive resistance) شدیدا اعتراض نمود، چرا که از دید او هیچ انفعالی در این شکل از مبارزه موجود نبود. این واژه در اصل به معنی اصرار بر حقیقت (firmness in truth) است که از یکسو مناسبات اجتماعی ناعادلانه را به معرض نمایش می‌نهد، و از دیگر سو عزم به تغییر آن دارد. این عزم به تغییر همچنین در گفته مرید او، مارتین لوتر کینگ، کاملا مشهود است:

«ما نه تنها ابزار ترغیب جمعی را به کار می‌گیریم، بل همچنین گرد هم آمده ایم تا ابزار اجبار را به کار گیریم…… ما این نفوذ و ترغیب اخلاقی را تداوم می‌بخشیم تا فضا برای تغییر آماده شود.»[3]

جودیت باتلر: خروش جسم در فضای عمومی

جودیت باتلر ــ عکس: شاتراستاک

جودیت باتلر، فیلسوف آمریکایی، نیز با تاکید بر تمایز بین خشونت و تهاجم به عنوان یک اراده جمعی، پرهیز از خشونت را نه گرایشی منفعلانه و نه عملی نا فرجام، بل خروش جسم در فضای عمومی به شیوه‌ای نمایشی می‌داند که هدف از آن باز ستانی زندگی‌هایی است که تبعیض و خشونت‌های سیستماتیک موجودیتشان را انکار و از حیطه اجتماعی به بیرون پرتاب کرده است. او در انتقاد از محافل محافظه کار می‌گوید:

«برخی به اشتباه تهاجم را با خشونت یکسان می‌پندارند، اما موضوع مورد بحث من برجسته کردن این واقعیت است که اشکال مقاومت مسالمت آمیز می‌توانند و باید به طور تهاجمی پیگیری شوند. بنابراین، رویه خشونت پرهیزی تهاجمی تناقض در گفتار نیست.»[4]

مقاومت جمعی

اما پرهیز از خشونت بیش از آنکه یک دستور العمل استراتژیک برای تغییر سیاسی باشد، فلسفه صیانت از زندگی و هر آن چیزی است که زندگی را ممکن می‌سازد. گاندی این فلسفه را در تجسم حقیقتی می‌بیند که به نماد اراده و مقاومت جمعی در فضای اجتماعی مبدل گشته و خود را مصرانه برای برقراری عوامل و شرایط زیست عرضه می‌دارد.

جودیت باتلر، نیز همانند گاندی با رویکردی کاملا فلسفی به اصل عدم خشونت می‌نگرد، با این تفاوت که او در تبیین موضوع از حیطه اخلاقیات فردی فراتر رفته و آن را بیان زنده یک مقاومت جمعی در فضایی آغشته به خشونت و در جهت کسب آزادی، برابری، رفع تبعیض می‌داند که جملگی صیانت از زندگی است.

پس اگر فلسفه پرهیز از خشونت آنگونه که از آن سخن رفت حفظ و اعاده زندگی است، دفاع مشروع در برابر خشونت سعبانه حکومت‌هایی چون نظام فقاهتی حاکم بر ایران نیز بخشی از همین فلسفه است.

نکته اساسی در اینجا تنها دوری جستن از خشونت نیست؛ پیشگیری فعالانه از وقوع خشونت وجه دیگر خشونت‌پرهیزی است. این دقیقا آن رفتاری است که هم اکنون زنان و مردان مبارز ایرانی با درگیر شدن با نیروهای سرکوب و عقب راندن آنها از صحنه تجمعات اعتراضی که نمودی از دفاع مشروع است، در پیش گرفته‌اند. در این رفتار نشانی از خشونت نیست. آنچه هست تجسم اراده‌ای است که دیگر نه خشونت را بر می‌تابد و نه رژیم آن را. این اراده در پی بازیابی مفهوم منکوب شده کرامت انسانی است که بیش از چهار دهه از جامعه ایران رخت بربسته و اینک نشان بازگشت خود را در شعار “زن، زندگی، آزادی” بازتاب می‌دهد.

−−−−−−−−

پانویس‌ها

[1] . سادو به مرتاض هندی اطلاق می شود که از دنیا چشم پوشی کرده است.

[2]. M. K. Gandhi, The Moral and Political Writings of Mahatma Gandhi: Truth and Non-violence, Vol. 2, edited by  Raghavan Iyer ( Oxfordshire: Oxford University Press, 1987), 344, 298.

3 . Martin Luther King Jr, “Address to First Montgomery Improvement Association (MIA) Mass Meeting,

at Holt Street Baptist Church,” 5 Dec. 1955, at www-personal.umd.umich.edu/~ppennock/doc-

KingMontgomery.htm.

4. Butler, The force of Nonviolence: An Ethico-Political Bind (Verso Publications: London/New York, 2020), 21.